eitaa logo
نقطه شروع🌱🌸🌱
79 دنبال‌کننده
639 عکس
666 ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿نسل نور🌿 🔸 چه کنیم که فرزندمان ترسو نباشد؟ 🔸 🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 اگر می‌خواهید بچه‌تان ترسو نباشد، سعی کنید بچه‌تان به خدا خوش‌بین باشد. انسان وقتی به خدا خوش‌بین شد، می‌داند که خدا کمکش می‌کند و نمی‌ترسد. الآن این رزمندگان ما در جبهه‌ها شجاعتشان نتیجهٔ خوش‌بینی به خداست؛ چون به خدا خوش‌بین هستند قوی‌قلب هستند، قوت قلب دارند. به بچه‌هایتان بفهمانید هر خوبی که برایشان پیش می‌آید از جانب خداست؛ هر بدی که برایشان پیش می‌آید از جانب خودشان است. خدا بدی برای انسان نمی‌فرستد، از جانب خدای خوب جز خوبی صادر نمی‌شود. هر بدی که ما داریم از خود ماست. @gheyamelelah
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَه‌بَر شهید🌹 ❤️‍🩹من اگه آخوند نمی‌شدم میومدم ارتش @gheyamelelah
❤️همسرانه❤️ 🔹 «رشد با هم، موفقیت با هم» 📌 به رشد و پیشرفت مشترک، ریشه‌ی قدرت و دوام زندگی زناشویی است. 💠 وقتی دو نفر با همفکری و همکاری، اهداف و رویاهایشان را در کنار هم می‌سازند و برای بهتر شدن خود و رابطه‌شان تلاش می‌کنند، مسیر و را هموار کرده‌اند. 👈 این تعهد، نشان‌دهنده‌ی ارزش عمیق رابطه و تمایل به ساختن آینده‌ای روشن و پر از عشق است. ❇️ با همراهی و همدلی، به نقطه‌ای می‌رسد که هر دو می‌کنند و با هم به قله‌های تازه‌ای دست پیدا می‌کنند. @gheyamelelah
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 آقای بهجت حضرت معصومه(سلام‌الله‌علیها) را می‌شناختند و به خاک پای زوارش تبرک می‌جستند. 🔹 ولادت با سعادت حضرت فاطمه معصومه «سلام‌الله‌علیها» را گرامی می‌داریم. @gheyamelelah
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💖 تجلی‌گاه انوار چهارده معصوم علیهم السلام @gheyamelelah
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱اخلاق بندگی🌱 🔆 یادداشت‌های استاد تحریری در استفاده‌ از ماه ذی‌القعده @gheyamelelah
📖🕊داستان راستان 🕊📖 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داستان ابولبابه 🔹زمانی که جنگ خندق به پایان رسید، رسول خدا(ص) به مدینه مراجعت کرد. هنگام ظهر امین وحی نازل شد و فرمان جنگ با یهودیان پیمان‌شکن بنی‌قریظه را از جانب حضرت حق اعلام کرد. 🔹همان وقت رسول اسلام مسلح شد و به مسلمانان دستور دادند: باید نماز عصر را در منطقهٔ بنی‌قریظه بخوانید، دستور پیامبر انجام گرفت، ارتش اسلام بنی‌قریظه را به محاصره کشید. مدت محاصره طولانی شد و یهودیان به تنگ آمدند. به رسول حق پیام دادند ابو لبابه را نزد ما فرست تا دربارهٔ وضع خود با او مشورت کنیم. 🔹رسول خدا به ابولبابه فرمودند: نزد هم‌پیمانان خود برو و ببین چه می‌گویند. 🔹ابولبابه وقتی وارد قلعه شد یهودیان پرسیدند: صلاح ما را در این وضعیت چه می‌بینی؟ 🔹آیا تسلیم شویم به همان صورتی که پیامبر می‌گوید تا هرچه مایل است نسبت به ما انجام دهد؟ جواب داد: آری، تسلیم او شوید، ولی به همراه این جواب با دست خود به گلویش اشاره کرد، یعنی در صورت تسلیم بلافاصله به قتل می‌رسید، ولی از عمل خود پشیمان شد و فریاد زد: آه به خدا و پیامبر خیانت کردم! زیرا حق نبود اسرار را فاش و امر پنهان را آشکار کنم. 🔹از قلعه به زیر آمد و یک سر به جانب مدینه رفت، وارد مسجد شد، با ریسمانی گردن خود را به یکی از ستون‌های مسجد بست که بعدها معروف به ستون توبه شد و گفت: خود را آزاد نکنم مگر اینکه توبه‌ام پذیرفته شود یا بمیرم. 🔹رسول خدا از تأخیر ابولبابه جویا شد، داستانش را عرضه داشتند، فرمودند: اگر نزد من می‌آمد از خداوند برای او طلب آمرزش می‌کردم، اما اکنون به جانب خدا روی آورده و خداوند نسبت به او سزاوارتر است؛ هرچه خواهد درباره‌اش انجام دهد. 🔹ابولبابه در مدتی که به ریسمان بسته بود روزها را روزه می‌گرفت و شب‌ها به اندازه‌ای که بتواند خود را حفظ کند غذا می‌خورد. دخترش به وقت شب برایش غذا می‌آورد و وقت نیاز به وضو بازش می‌کرد. 🔹شبی در خانهٔ ام‌سلمه آیهٔ پذیرفته‌شدن توبهٔ ابولبابه به رسول خدا نازل شد: ▪️«وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیئاً عَسَی اللَّهُ أَنْ یتُوبَ عَلَیهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»(توبه، ۱۰۲). ▫️و گروهی دیگر به گناه خویش اعتراف کردند، عمل نیک و بدی را به هم آمیختند، باشد که خدا توبهٔ آنان را بپذیرد، همانا خداوند آمرزندهٔ مهربان است. 🔹پیامبر به ام‌سلمه فرمودند: توبهٔ ابولبابه پذیرفته شد، عرضه داشت: یا رسول الله! اجازه می‌دهید قبولی توبهٔ او را من به او بشارت دهم، فرمودند: آری. 🔹ام‌سلمه سر از حجره بیرون کرد و قبولی توبه‌اش رابه او بشارت داد. 🔹ابولبابه خدا را به این نعمت سپاس گفت، چند نفر از مسلمانان آمدند تا او را از ستون باز کنند، ابولبابه مانع شد و گفت: به خدا سوگند نمی‌گذارم مرا باز کنید مگر اینکه رسول خدا بیاید و مرا آزاد کند. 🔹پیامبر آمدند و فرمودند: توبه‌ات قبول شد، اکنون به مانند وقتی هستی که از مادر متولد شده‌ای، سپس ریسمان از گردنش باز کرد. 🔹ابولبابه گفت: یا رسول‌الله! اجازه می‌دهی تمام اموالم را در راه خدا صدقه بدهم؟ فرمودند: نه، اجازهٔ دو‌ سوم مال را گرفت، فرمودند: نه. اجازهٔ پرداخت نصف مال را گرفت، فرمودند: نه، یک‌سوم آن را درخواست کرد، حضرت اجازه داد. @gheyamelelah
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 نماز با فضیلت یکشنبه‌های ماه ذی‌القعده 🔹 بیش از ۱۰ فضیلت و اثر در دنیا و آخرت برای نماز یکشنبه ذی‌القعده ذکر شده است اما چه بسا دو مورد آن بسیار کلیدی و مهم است: 🔸 اول اینکه با‌ایمان از دنیا می‌رود 🔸 دوم اینکه در روز قیامت خُصماء(یعنی کسانی که از ما طلبی دارند و حقی از آنها بر گردن ماست، چه حق الناس مالی چه آبرویی) از او راضی می‌شوند. @gheyamelelah
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊نسیم انتظار⏳ 🌿همه دردسرهای من مال تو🌿 @gheyamelelah
🌿نسل نور🌿 🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸نکته‌ای مهم دربارۀ نحوۀ بیان مشکلات سیاسی و اقتصادی در محیط خانه و نزد بچه‌ها🔸 با یک کم و زیاد [در مسائل سیاسی یا اقتصادی]، نباید سریع رنجیده شوی و داخل خانه با بچه‌ها صحبت ‌کنی. اگر مسئولی، اشتباهی دارد مطرح نکنید و بزرگش نکنید. بچه‌ها ظرفیت ندارند. اگر مدام از مشکلات گفتی، بچه نسبت به حکومت، عقده پیدا می‌کند. اینهایی که بچه‌هایشان گروهکی شدند، یک علتش این بود که داخل خانه مدام علیه حکومت صحبت می‌کردند. خودش اصل حکومت را قبول داشت اما نق‌هایی هم داشت. بچه ظرفیت نداشت و در نتیجه دشمنِ حکومت شد و علیه حکومت اسلحه دست گرفت! بعد هم بچه اعدام شد. بعد هم می‌گفت: بچه‌ام چرا اینطور شد؟ کسی گفت: «همین که پای کرسی نشسته بودی و نق زدی، اینطور شد. ناراحتی‌هایی که داشتی به خانه منتقل کردی، نتیجه‌اش این شد!» بچه، مثل است که اگر یک پاره آجر بیندازی، نصف آبش بیرون می‌ریزد. آدم بزرگ، مثل یک است. یک سنگ ده‌مَنی هم که بیندازی داخل آن، آبش نمی‌پرد بیرون. تحمل اینها برای خودت آسان است، اما برای بچه‌ها آسان نیست. در صحبت‌های خانوادگی مواظب حکومت و علاقه بچه‌ها به حکومت باشید. 📚 راه رشد، جلد سوم ، صفحه 232 @gheyamelelah
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَه‌بَر شهید🌹 💠 اطمینان دل مؤمنین 🌷 آرامش ما هم از یاری و نصرت خداست @gheyamelelah