4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💖 تجلیگاه انوار چهارده معصوم علیهم السلام
@gheyamelelah
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱اخلاق بندگی🌱
🔆 یادداشتهای استاد تحریری در استفاده از ماه ذیالقعده
@gheyamelelah
📖🕊داستان راستان 🕊📖
داستان ابولبابه
🔹زمانی که جنگ خندق به پایان رسید، رسول خدا(ص) به مدینه مراجعت کرد. هنگام ظهر امین وحی نازل شد و فرمان جنگ با یهودیان پیمانشکن بنیقریظه را از جانب حضرت حق اعلام کرد.
🔹همان وقت رسول اسلام مسلح شد و به مسلمانان دستور دادند: باید نماز عصر را در منطقهٔ بنیقریظه بخوانید، دستور پیامبر انجام گرفت، ارتش اسلام بنیقریظه را به محاصره کشید. مدت محاصره طولانی شد و یهودیان به تنگ آمدند. به رسول حق پیام دادند ابو لبابه را نزد ما فرست تا دربارهٔ وضع خود با او مشورت کنیم.
🔹رسول خدا به ابولبابه فرمودند: نزد همپیمانان خود برو و ببین چه میگویند.
🔹ابولبابه وقتی وارد قلعه شد یهودیان پرسیدند: صلاح ما را در این وضعیت چه میبینی؟
🔹آیا تسلیم شویم به همان صورتی که پیامبر میگوید تا هرچه مایل است نسبت به ما انجام دهد؟ جواب داد: آری، تسلیم او شوید، ولی به همراه این جواب با دست خود به گلویش اشاره کرد، یعنی در صورت تسلیم بلافاصله به قتل میرسید، ولی از عمل خود پشیمان شد و فریاد زد: آه به خدا و پیامبر خیانت کردم! زیرا حق نبود اسرار را فاش و امر پنهان را آشکار کنم.
🔹از قلعه به زیر آمد و یک سر به جانب مدینه رفت، وارد مسجد شد، با ریسمانی گردن خود را به یکی از ستونهای مسجد بست که بعدها معروف به ستون توبه شد و گفت: خود را آزاد نکنم مگر اینکه توبهام پذیرفته شود یا بمیرم.
🔹رسول خدا از تأخیر ابولبابه جویا شد، داستانش را عرضه داشتند، فرمودند: اگر نزد من میآمد از خداوند برای او طلب آمرزش میکردم، اما اکنون به جانب خدا روی آورده و خداوند نسبت به او سزاوارتر است؛ هرچه خواهد دربارهاش انجام دهد.
🔹ابولبابه در مدتی که به ریسمان بسته بود روزها را روزه میگرفت و شبها به اندازهای که بتواند خود را حفظ کند غذا میخورد. دخترش به وقت شب برایش غذا میآورد و وقت نیاز به وضو بازش میکرد.
🔹شبی در خانهٔ امسلمه آیهٔ پذیرفتهشدن توبهٔ ابولبابه به رسول خدا نازل شد:
▪️«وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیئاً عَسَی اللَّهُ أَنْ یتُوبَ عَلَیهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»(توبه، ۱۰۲).
▫️و گروهی دیگر به گناه خویش اعتراف کردند، عمل نیک و بدی را به هم آمیختند، باشد که خدا توبهٔ آنان را بپذیرد، همانا خداوند آمرزندهٔ مهربان است.
🔹پیامبر به امسلمه فرمودند: توبهٔ ابولبابه پذیرفته شد، عرضه داشت: یا رسول الله! اجازه میدهید قبولی توبهٔ او را من به او بشارت دهم، فرمودند: آری.
🔹امسلمه سر از حجره بیرون کرد و قبولی توبهاش رابه او بشارت داد.
🔹ابولبابه خدا را به این نعمت سپاس گفت، چند نفر از مسلمانان آمدند تا او را از ستون باز کنند، ابولبابه مانع شد و گفت: به خدا سوگند نمیگذارم مرا باز کنید مگر اینکه رسول خدا بیاید و مرا آزاد کند.
🔹پیامبر آمدند و فرمودند: توبهات قبول شد، اکنون به مانند وقتی هستی که از مادر متولد شدهای، سپس ریسمان از گردنش باز کرد.
🔹ابولبابه گفت: یا رسولالله! اجازه میدهی تمام اموالم را در راه خدا صدقه بدهم؟ فرمودند: نه، اجازهٔ دو سوم مال را گرفت، فرمودند: نه. اجازهٔ پرداخت نصف مال را گرفت، فرمودند: نه، یکسوم آن را درخواست کرد، حضرت اجازه داد.
@gheyamelelah
💠 نماز با فضیلت یکشنبههای ماه ذیالقعده
🔹 بیش از ۱۰ فضیلت و اثر در دنیا و آخرت برای نماز یکشنبه ذیالقعده ذکر شده است اما چه بسا دو مورد آن بسیار کلیدی و مهم است:
🔸 اول اینکه باایمان از دنیا میرود
🔸 دوم اینکه در روز قیامت خُصماء(یعنی کسانی که از ما طلبی دارند و حقی از آنها بر گردن ماست، چه حق الناس مالی چه آبرویی) از او راضی میشوند.
@gheyamelelah
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊نسیم انتظار⏳
🌿همه دردسرهای من مال تو🌿
@gheyamelelah
🌿نسل نور🌿
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🔸نکتهای مهم دربارۀ نحوۀ بیان مشکلات سیاسی و اقتصادی در محیط خانه و نزد بچهها🔸
با یک کم و زیاد [در مسائل سیاسی یا اقتصادی]، نباید سریع رنجیده شوی و داخل خانه با بچهها صحبت کنی. اگر مسئولی، اشتباهی دارد مطرح نکنید و بزرگش نکنید. بچهها ظرفیت ندارند.
اگر مدام از مشکلات گفتی، بچه نسبت به حکومت، عقده پیدا میکند. اینهایی که بچههایشان گروهکی شدند، یک علتش این بود که داخل خانه مدام علیه حکومت صحبت میکردند. خودش اصل حکومت را قبول داشت اما نقهایی هم داشت. بچه ظرفیت نداشت و در نتیجه دشمنِ حکومت شد و علیه حکومت اسلحه دست گرفت! بعد هم بچه اعدام شد. بعد هم میگفت: بچهام چرا اینطور شد؟ کسی گفت: «همین که پای کرسی نشسته بودی و نق زدی، اینطور شد. ناراحتیهایی که داشتی به خانه منتقل کردی، نتیجهاش این شد!»
بچه، مثل #حوضچه_کوچک است که اگر یک پاره آجر بیندازی، نصف آبش بیرون میریزد. آدم بزرگ، مثل یک #استخر_بزرگ است. یک سنگ دهمَنی هم که بیندازی داخل آن، آبش نمیپرد بیرون. تحمل اینها برای خودت آسان است، اما برای بچهها آسان نیست. در صحبتهای خانوادگی مواظب حکومت و علاقه بچهها به حکومت باشید.
📚 راه رشد، جلد سوم ، صفحه 232
@gheyamelelah
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَهبَر شهید🌹
💠 اطمینان دل مؤمنین
🌷 آرامش ما هم از یاری و نصرت خداست
@gheyamelelah
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️همسرانه❤️
🔻هر که همسرش را دوست ندارد، خدا را هم دوست ندارد❗️
@gheyamelelah
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱اخلاق بندگی🌱
🌙 استاد جاودان:
🔆 دو رکعت نماز خوب بخوانید، خدا به شما بهشت را میدهد!
@gheyamelelah
📖🕊داستان راستان 🕊📖
✨دارایی ابدی
روزی بهلول در بازار نشسته بود و با دقت به رفت و آمد مردم نگاه میکرد. جمعی از بازاریان که از نزاع و درگیری لفظی خسته بودند، به او رو کردند و گفتند: «ای بهلول، تو که دانایی، راهی بنما که چگونه میتوانیم از این غوغای بیهوده در امان بمانیم و به آرامش درونی دست یابیم؟»
بهلول به یکی از آنها که جامهای فاخر پوشیده بود، نگریست و پرسید: «اگر این جامهی تو پاره شود، چه میکنی؟»
مرد گفت: «آن را وصله میزنم یا اگر ممکن نباشد، جامه دیگری میپوشم.»
بهلول پرسید: «و اگر دلت اندوهگین شود، چه؟»
مرد پاسخی نداشت.
سپس به مردی دیگر که مشغول جمعآوری اندک دارایی خود بود، اشاره کرد و گفت: «این مرد کیسهی پولش را به چه قیمتی نگه میدارد؟»
گفتند: «به هر قیمتی، ای بهلول!»
بهلول آهی کشید و گفت: «شما برای حفظ متاع فانی دنیا، جان و دل خود را در معرض خطر قرار میدهید، اما برای حفظ گوهر وجودتان، هیچ تلاشی نمیکنید. این همان نادانی است که شما از آن در امان نیستید.»
مردم با تعجب پرسیدند: «پس راه چیست، ای بهلول؟»
بهلول گفت: «راه، در نگاه است. وقتی به دنیا و آنچه در آن است، از دریچهی فنا و زوال بنگرید، دیگر دلبستگیهای پوچ، شما را آزار نخواهد داد. بدانید که همهی این رفت و آمدها، همهی این خرید و فروشها، همهی این نزاعها، جز بازیچهای در برابر ابدیت نیست.»
او ادامه داد: «وقتی به سخن کسی گوش میدهید، نه برای یافتن نقص و ایراد در کلامش، که برای درک پیام نهفته در آن بکوشید. وقتی با کسی گفتگو میکنید، نه برای پیروزی در بحث، که برای رسیدن به فهم مشترک تلاش کنید. اگر چنین کنید، نزاعها فروکش میکند و آرامش در دلتان جای میگیرد.»
بهلول سپس از جا برخاست و گفت: «بزرگترین جهل، این است که عمر خود را صرف جمعآوری چیزهایی کنیم که هیچگاه نمیتوانیم با خود به سرای دیگر ببریم. حکمت، در رهایی از این بندهاست.»
مردم با سکوت به سخنان او گوش دادند و هرکدام در اندیشهی فرو رفتند. درک کردند که گاهی حقیقت، نه در فریاد و غوغا، که در سکوت و نگاهی ژرف به درون نهفته است.
@gheyamelelah
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊نسیم انتظار⏳
🌿خدا ما را رها نمیکند!🌿
@gheyamelelah