جادوی ِآبی.
با یارو اومدیم پیاده روی دور بزنیم و یکم حرف بزنیم))))))
وای دلم تنگ شده بود)) خیلی زیاد خیلی
عاشق شباییام که تو حیاط خونه مامانجونم خیاری میخوابیم زیر پشه بند و تا صبح صدای پچ پچ و خنده میاد))