eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
221 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
167 ویدیو
6 فایل
-به اتاقک سیگار خوش اومدی.اینجا علاوه‌بر اینکه بوی سیگار میاد، قفسه‌هاش از کتاب پره، صدای رادیو همیشه بلنده،دستگاه تایپ هیچوقت از دست من بیکار نمیمونه و به دیوارها قاب عکس آویزونه. سیگار؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/4298732 تاریخ آغاز: ۷ شهریور
مشاهده در ایتا
دانلود
من از ادمای اطرافم و دوستام خییلی شانس اوردم توی زندگیم، خیییلی خیلی
اتاقک‌سیگار؛
من از ادمای اطرافم و دوستام خییلی شانس اوردم توی زندگیم، خیییلی خیلی
و واقعا شکرگزارم از این بابت. اما با خودم فکر میکنم، من که لیاقتشو ندارم. درون من چیزی نیست. اما آدمای دوروبرم اینطوری نمیگن. اونا جوری رفتار میکنن انگار من بیشتر از یه "هیچی ناکافی" هستم، و این بعضی وقتا باعث میشه حس کنم واقعا وجود دارم و خوشحال بشم. اما روزایی که نمیتونم بیشتر از یک ثانیه به خودم توی آینه نگاه کنم، این موضوع فقط بهم حس ناامنی میده چون ته دلم حس میکنم حق با منه. حس میکنم واقعا هیچی نیستم و چیزی که بقیه میبینن دروغه. و درنهایت فکر میکنم که چقدر طول میکشه که اونا هم از چشمای من، منو نگاه کنن و بفهمن که اون چیزی که میخوان نیستم؟ چقدر طول میکشه تا حوصله‌شون سربره و برن دنبال یکی خیلی بهتر، یکی که لیاقتشو داره؟
و بیشتر از همه میترسم که به آدمای زندگیم حس ناکافی بودن بدم. واقعا میترسم. ببخشید. من متاسفم.
ببخشید که غر میزنم آخر شبی، شماهم خواب‌های محتوادار قشنگ قشنگ ببینید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فلسفه حیات
ساحل افتاده گفت: گروه بسی زیستم هیچ نه معلوم شد که آه من کیستم موج ز خود رفته‌ای تیز خرامید و گفت هستم اگر میروم، گر نروم نیستم. -محمد اقبال لاهوری
موج ز خود رفته رفت ساحل افتاده ماد این، تن فرسوده را، پای به دامن کشید؛ و آن سر آسوده را، سوی افق ها کشاند. ساحل تنها به درد در پی او ناله کرد: موج سبکبال من بی خبر از حال من پای تو در بند نیست! بر سرد دوشت چو من کوه دماوند نیست! هستم اگر میروم! خوش تر از این پند نیست بسته به زنجیر را لیک خوش آیند نیست ناله خاموش او، در دلم آتش فکند رفتن؟ ماندن؟ کدام؟ ای دل اندیشمند؟ گفت:به پایان راه، هردو به هم میرسند! عمر گذر کرده را غرق تماشا شدم هستم اگر میروم، گفتم و رفتم چو باد تن همه شوق و امید، جان همه آوا شدم بس به فراز و نشیب، رفتم و باز آمدم ز آن همه رفتن چه سود؟ خشت به دریا زدم! شوق درآمد ز پای، پای درآمد به سنگ و آن نفس گرم تاز، در خم و پیچ درنگ؛ اکنون، دیگر، دریغ، تن به قضا داده است! موج ز خود رفته بود، ساحل افتاده است!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا