سالها بود...
که...
می کردم تو را هرشب..
دعا...
اما وصال ما اینگونه بود که دیگر نیمه شب ها زیر نور ماه تو را از محبوب عالم در خواست نکنم...🙃💔
جانان جان... (:
#نوجوان_انقلابی #ادمین_نویس
@T_ghalam
بی تو انگار دنیا سرار فیلم کلاسیکی است که نقش اولش را گم کرده
دیگر نرگسها سفید و زرد نیستند سیاه جای تمام رنگ ها نشسته
بی تو دنیا کوچه تنگ و تاریکی است که تمام چراغ هایش شکسته
بی تو دیگر هیچ شکری شیرین نیست تمام قهوه ها تلخ اند...
بیا و دنیای ما را دوباره رنگ بزن
بیا ای عطر تمام نرگس ها،
بیا و دوباره چراغ های این کوچه را روشن کن
ای آخرین شهد شیرین خدا
بیا و قهوه تلخ زندگی مان را شیرین کن
#بانوی_ایهام
#ادمین_نویس
#یا_صاحب_الزمان
@T_ghalam
تمام واژه های من پر شده از تو حتی وقتی می خواهم بنویسم من مینویسم تو!
#مونولوگ
#ادمین_نویس
#بانوی_ایهام
@T_ghalam 💙
رفتنت درد بود امدنت درمان
تو که درد داده ای درمان هم بده
#مونولوگ
#ادمین_نویس
#بانوی_ایهام
@T_ghalam❤️
شازده کوچولو پرسید: غم انگیزتر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه😕؟
روباه 🦊 گفت: بری و کسی متوجه نشه🙃💔!
#دیالوگ_کتاب
#شاهزاده_کوچولو
❤️✨❤️
وقتی با توهستم، زمان از دستم ، لیز میخورد.
عجب جاذبه ای داری که از بزرگ و کوچک، چاق و لاغر، همه به تو جذب می شوند.!
ثانیه ها در محضر تو، از کار می افتند.
همه و همه دوست دارند روز ها و شب ها تماشایت کنند، آنقدر جذابی که دل کندن از توبسی سخت است.
اما...
من دوست ندارم کسی نگاهش ، غیر من به تو مجذوب شود،
تو تنها برای منی و از آن من خواهی ماند ای جان جانانـ❤ــم.
تمام هستی و زندگی من در تو خلاصه میشود، شادی، درس، غم، نوشتن، دوست،مناجات، همه و همه را تنها
بـــ❤️ـــا تو دارم.
با تو می توانم به معبودم ، آرزوهایم،هدف هایم برسم،
ولی بی تو غیر ممکن است.
حرف دیگری برای گفتن ندارم در محضر دیگران، چون آنکه باید بدانی، میدانی.
_ای عزیز و هستی من،گوشــ❤️ـی نازنینم ،اگر روزی تو را نبینم، یکی دو روز...! نه، بیشتر مریضم.
#مونولوگ
#سادات
@T_ghalam