آخرین روزِ سالِ ۱۴۰۲ ِ خورشیدیِ عزیزم.
سخت گذشت، ولی گذشت؛
گاهی طولانی، گاهی به سرعتِ نور.
گذشت و حالا رفت تو قسمتِ خاطراتِ زندگیمون..
سخته؛
سخته که احساساتمو از اعماقِ قلبم بکشم بیرون و بنویسم.
از سالی که گذشت بنویسم، از خاطرات بنویسم، از آخرینها بنویسم..
من همیشه تو نوشتن عاجز بودم.
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوب..mp3
زمان:
حجم:
474.1K
و ما را به حالی سبز؛
و همیشه سبز؛
برگردان…
و اما قدرِ ۱۴۰۳؛
شرمگینترم، عاجزتر و غمگینتر.
فقط میخوام این دفعه هم منو
به آغوش بکشی.
به آغوش بکشی منی رو که هنوز
همونم...