eitaa logo
تـأنی -
129 دنبال‌کننده
126 عکس
12 ویدیو
3 فایل
/دفترچه خاطراتِ درختِ ۱۹ ساله - گنجه‌ی گوشه‌ی اتاقِ طبقه‌ی بالای خونه‌ی مادربزرگ، خاطراتی که قراره خاک بخورن. ‌ /خونه تیمیِ کوچه صفر پنج . - تو به گوشم افسانه بگو،‌ ‌بگو که زنده‌ایم (: @ms_taani
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دومان ؛
من امشب قراره در عاجزانه‌ترین حالت ممکنم، در حالی که هیچ‌کس به درگاه تو شرمگین‌تر از من نیست، مقابلت زانو بزنم و اجازه بگیرم و سر بذارم روی پات و زار بزنم حضرت امیر، حضرت پدر...
و اما قدرِ ۱۴۰۳؛ شرمگین‌ترم، عاجز‌تر و غمگین‌تر. فقط میخوام این دفعه هم منو به آغوش بکشی. به آغوش بکشی منی رو که هنوز همونم...
وسطِ دعاهاتون، دعا برای غزه رو که یادتون نرفته؟
طوفانِ غم..
شرم، اجازه حرف زدن رو ازم گرفته.
یا مَلجَأَ کُلِّ مَطرود..
چشم‌ها بهم خیره می‌شوند؛ زبان عاجز است اما، اما چشم‌ها همه چیز را می‌گویند.
گاهی تک تکِ سلول‌هات میخوان که از آدم‌ها فاصله بگیری؛ فاصله‌ای طولانی و بلند مدت اما، اما از اون طرف هم تنهایی تو وجودت رخنه می‌کنه.
رها کردن..