آدمیست دیگر؛
یک روز حوصلهیِ هیچ چیز
را ندارد.
دوست دارد خودش را بردارد
بریزد دور!
تـأنی -
دردی که انسان را به سکوت وا میدارد..
دردی که انسان را به سکوت
وا میدارد، بسیار سنگینتر از
دردیست که انسان را به فریاد
وا میدارد؛
و انسانها فقط به فریاد هم
می رسند، نه به سکوتِ هم..
انسان تو کل مسیرِ زندگیش، سعی میکنه که "طاقت" بیاره؛ در واقع محکومِ به صبر، تحمل و طاقت آوردن.
دیالوگ:
- تو کاری نکردی که بخاطرش شرمنده باشی
+ من کاری نکردم، بخاطر همین شرمندهم..
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
مدیریت بحران مشکلاتم تو زندگی مثل مسئولین میمونه،
وقتی ببینم از یه جایی به بعد کاری از دستم بر نمیاد و باگ یه مسئلهای خیلی داره کِش پیدا میکنه، کلا اون کارو کنسل میکنم و پتو رو میکشم رو سرم و میخوابم.