eitaa logo
تـأنی𔓘-
128 دنبال‌کننده
128 عکس
13 ویدیو
3 فایل
/دفترچه خاطراتِ درختِ ۱۹ ساله - گنجه‌ی گوشه‌ی اتاقِ طبقه‌ی بالای خونه‌ی مادربزرگ، خاطراتی که قراره خاک بخورن. ‌ /خونه تیمیِ کوچه صفر پنج . - تو به گوشم افسانه بگو،‌ ‌بگو که زنده‌ایم (: @ms_taani
مشاهده در ایتا
دانلود
در نزولِ گریه‌ام دیدم صعودِ خویش را؛ اشک چون پایین بیاید روح بالا می‌رود..
اینکه مدتی فضای مجازی رو برای خودت محدود کنی، کمتر بهش سر بزنی، کمتر آنلاین بشی، حس خوبی داره. ولی در نهایت وقتی سر شب میری سر بزنی، می‌بینی بازم خیلی اتفاق خاصی نیفتاده؛ و این موضوع کمی ناراحت کننده‌ست.
تعلُّقات..
اول نوشته بودم "هستم". ولی دیدم نه، اونطور که باید نبود، کافی نبود؛ تایپ کردم: "با وجود همهِ اتفاقایی که افتاد، هستم".. همین‌قدر ساده و بنظر غیرمهم.
"غَم" نمی‌تواند از تو مرا لحظه‌ای جدا کند؛ جان سپرده‌یِ تو اَم، که مرا می‌خوانی. - نرسَد
آبیِ آسمون، توت‌های قرمز و مشکی، درخت سیب، باد خنک، نور ملایمِ آفتاب
و حالا؛ غروب، برگ‌های مُو که تکون میخورن، گرفتگیِ آسمون، طوفان، آشفتگی‌
به قول حسین تو کتابِ ادواردو آنیلی، این روزا همه چیز قرم‌قاط شده.
"و فوت کردنِ شمعِ ۱۸ سالگی". میدونی بهار نارنج؟! سن عجیبیِ؛ تا قبل از اون خیلی خودتُ توی ۱۸ سالگی تصور می‌کنی و حس می‌کنی چقدر این سن میتونه جذاب و عجیب غریب و خفن باشه؛ چون ازش دوری. ولی وقتی "می‌رسی" بهش، می‌بینی ‌نه، شاید همیشه همه‌چیز اونجوری که از دور پیداست و می‌دیدی، نیست. شاید گُذرا‌ تر از همیشه..
هدایت شده از اَختر‌پنجم؛
ما آدمها میجنگیم تا مورد قبول باشیم، تا خاص باشیم. اگر احساساتت، افکارت و نوشته هات معمولی باشه دیگه جذاب نیستی، دیگه کسی تورو نمیخونه. اگر یه هنر خاص نداشته باشی، یه داستان جذاب نداشته باشی یا یه درامای خاص، نمیدونم در هر حال اگر نتونی توجه آدمارو جلب کنی فراموش میشی و شبیه یه تیکه کاغذ باطله یه گوشه رها میشی.