"غَم" نمیتواند از تو مرا لحظهای جدا کند؛
جان سپردهیِ تو اَم، که مرا میخوانی.
- نرسَد
"و فوت کردنِ شمعِ ۱۸ سالگی".
میدونی بهار نارنج؟! سن عجیبیِ؛
تا قبل از اون خیلی خودتُ توی ۱۸ سالگی تصور میکنی و حس میکنی چقدر این سن میتونه جذاب و عجیب غریب و خفن باشه؛ چون ازش دوری.
ولی وقتی "میرسی" بهش، میبینی نه، شاید همیشه همهچیز اونجوری که از دور پیداست و میدیدی، نیست.
شاید گُذرا تر از همیشه..
هدایت شده از اَخترپنجم؛
ما آدمها میجنگیم تا مورد قبول باشیم، تا خاص باشیم.
اگر احساساتت، افکارت و نوشته هات معمولی باشه دیگه جذاب نیستی، دیگه کسی تورو نمیخونه.
اگر یه هنر خاص نداشته باشی، یه داستان جذاب نداشته باشی یا یه درامای خاص، نمیدونم در هر حال اگر نتونی توجه آدمارو جلب کنی فراموش میشی و شبیه یه تیکه کاغذ باطله یه گوشه رها میشی.
غمگینترین چیزی که یِ فرزند میتونه ببینه، پیر شدنِ پدر و مادرشِ؛
یعنی دیدنِ سفید شدنِ موهاشون،
و دیدن چروکهایی که موقعِ خنده، گوشهی چشمشون بیشتر مشخص میشه..
IGOR FERREIRA10) Igor Ferreira - Nudus.mp3
زمان:
حجم:
9.8M
او همانندِ موسیقیِ بیکلام بود؛
حرف نمیزد،
اما تاثیرش را میگذاشت. .
میدونی بدتر از جاموندن از اربعین چیه؟
اینکه بری کربلا و "نرسی" به اون چیزی که براش این همه راه رو اومدی.