eitaa logo
زندگی در تبصره۳۸
1.2هزار دنبال‌کننده
699 عکس
231 ویدیو
0 فایل
برای وقتایی که دلت گرفته((:🍓 از روزمرگی های زندگی خوابگاهی تا، موشکافی از پشت پرده های دنیا،تحلیل سریال‌های شرقی و چینی...☕️🍫📽 جواب ناشناس ها اینجاست:🧸 @nashenas_tabsare38 برای پیشرفت شما قشنگا😌💗 https://eitaa.com/joinchat/4099933761Cad3c140e15
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی در تبصره۳۸
من ازت دلخورم، ولی هنوز دلم برات تنگ میشه. این تناقض لعنتی رو نمی‌دونم با کی باید قسمت کنم. با خ
همیشه وقتی کاری داری، پیدات میشه. وقتی گره‌ت باز شد، منم می‌رم ته لیست. نه یه سلام، نه یه "چطوری؟" انگار من فقط یه راه‌حل‌م، نه یه آدم. من اونم که همیشه بود، ولی هیچ‌وقت دیده نشد. اونم که هر بار خودشو قانع کرد: "شاید این بار فرق کنه... ولی فرق نکرد. اگه یه روزی دلت گرفت، اگه یه روزی خواستی بیای، فقط مطمئن شو که اومدی برای من، نه برای کاری که ازم برمیاد... ‌‌➜@tabsare38
یکی اینجا خوشحال ترینه چونکه مامان باباش اومدن😌😁
قهوه؟ لطفا!! ‌‌➜@tabsare38
من هر وقت شک کردم خدا فرداش بهم ثابت کرد..!
🥺💚 ‌‌➜@tabsare38
یکی از مزایای بیبی فیسی و ریزه بودن اینه که خادما توی۲۱ساله رو بچه میبین و بهت شکلات و چیزای خوشمزه میدن😌😂 تازه کلی هم از خودت و حجابت تعریف میکنن..😂😌😎 ‌‌➜@tabsare38
زندگی در تبصره۳۸
یکی اینجا خوشحال ترینه چونکه مامان باباش اومدن😌😁
وقتی بعد از دو ماه، صدای مامان و بابا دوباره توی گوشم پیچید، انگار همه دلتنگی‌هایم یک‌باره رنگ باخت. آغوششان، نگاهشان، حتی نفس‌هایشان، برایم مثل مرهمی بود بر زخم‌های دوری. اما فقط یک روز... یک روز کنارشان بودم، و بعد دوباره چمدان، خوابگاه، خداحافظی... دوباره آن لحظه‌ی تلخ که پشت سرشان را نگاه می‌کنم و می‌بینم که دور می‌شوند، و من می‌مانم با بغضی که توی گلویم جا خوش کرده. دلتنگی دوباره برگشت، این‌بار سنگین‌تر. انگار هر بار که می‌بینمشان، دلتنگ‌تر می‌شوم. انگار بودنشان، نبودنشان را سخت‌تر می‌کند. و حالا من مانده‌ام با خاطره‌ی یک روز، و دلی که برای یک آغوش ساده، برای یک "مواظب خودت باش"، برای یک "دوستت داریم"، تنگ شده... ‌‌➜@tabsare38
یکی اینجا با سمیه جون(جن اتاق)تنهاست وداره نحو میخونه😭💔
زندگی در تبصره۳۸
من همیشه اشکم دم مشکم بوده ،واسه هر چیز کوچیک دنیوی گریه‌م می‌گیره.... یه حرف، یه نگاه، یه تنهایی ت
یه وقتایی دلت می‌گیره، از همه، از خودت، از سکوتای کش‌دار شب می‌خوای بری یه گوشه، دور از قضاوتا، دور از آدمایی که فقط وقت نیاز پیدات می‌کنن لبخند می‌زنی، ولی تهش یه آه جا خوش کرده بغضتو نگه می‌داری، چون اشکات باید حرمت داشته باشن باید برسن به اونایی که غریب موندن، ولی غریبه نبودن یه گوشه خلوت می‌کنی، روضه نمی‌خونه کسی، ولی دلت خودش می‌دونه کیو صدا کنه یه اسمی که فقط با شنیدنش، اشکات دیگه خجالت نمی‌کشن بریزن... ‌‌➜@tabsare38