زندگی در تبصره۳۸
یکی اینجا خوشحال ترینه چونکه مامان باباش اومدن😌😁
وقتی بعد از دو ماه، صدای مامان و بابا دوباره توی گوشم پیچید، انگار همه دلتنگیهایم یکباره رنگ باخت. آغوششان، نگاهشان، حتی نفسهایشان، برایم مثل مرهمی بود بر زخمهای دوری.
اما فقط یک روز...
یک روز کنارشان بودم، و بعد دوباره چمدان، خوابگاه، خداحافظی...
دوباره آن لحظهی تلخ که پشت سرشان را نگاه میکنم و میبینم که دور میشوند، و من میمانم با بغضی که توی گلویم جا خوش کرده.
دلتنگی دوباره برگشت، اینبار سنگینتر.
انگار هر بار که میبینمشان، دلتنگتر میشوم.
انگار بودنشان، نبودنشان را سختتر میکند.
و حالا من ماندهام با خاطرهی یک روز،
و دلی که برای یک آغوش ساده،
برای یک "مواظب خودت باش"،
برای یک "دوستت داریم"،
تنگ شده...
#دلنوشته
➜@tabsare38
زندگی در تبصره۳۸
من همیشه اشکم دم مشکم بوده ،واسه هر چیز کوچیک دنیوی گریهم میگیره.... یه حرف، یه نگاه، یه تنهایی ت
Mohammad Hossein HaddadianMohammad Hossein Haddadian - Halalam Kon.mp3
زمان:
حجم:
3.5M
توانایی اینو دارم که تا صبح با مداحی هایی که برای مادر و غریبی بابا علی خونده شده گریه کنم😭💔
#پلی_لیست
➜@tabsare38
زندگی در تبصره۳۸
من همیشه اشکم دم مشکم بوده ،واسه هر چیز کوچیک دنیوی گریهم میگیره.... یه حرف، یه نگاه، یه تنهایی ت
یه وقتایی دلت میگیره، از همه، از خودت، از سکوتای کشدار شب
میخوای بری یه گوشه، دور از قضاوتا، دور از آدمایی که فقط وقت نیاز پیدات میکنن
لبخند میزنی، ولی تهش یه آه جا خوش کرده
بغضتو نگه میداری، چون اشکات باید حرمت داشته باشن
باید برسن به اونایی که غریب موندن، ولی غریبه نبودن
یه گوشه خلوت میکنی، روضه نمیخونه کسی، ولی دلت خودش میدونه کیو صدا کنه
یه اسمی که فقط با شنیدنش، اشکات دیگه خجالت نمیکشن بریزن...
#دلنوشته
➜@tabsare38
زندگی در تبصره۳۸
یه وقتایی دلت میگیره، از همه، از خودت، از سکوتای کشدار شب میخوای بری یه گوشه، دور از قضاوتا، دو
اشکهایی که برای مادریه که پشت در موند و صدای نالهش تو تاریخ گم نشد
برای امیری که تو کوچههای کوفه، تنهاتر از همیشه، دنبال یاور میگشت
برای حسنی که زهر غربت رو با لبخند نوشید، بیهیاهو...
برای دلی که هنوز تو خرابهها دنبال صدای رقیهست...
برای سجادِ شبزندهدار، که هر سجدهش پر از داغ بود و هر دعاش پر از زخم
برای باقرِ علم، که با دل خون، چراغ فهم رو روشن نگه داشت
برای صادقِ صبور، که تو دل فتنهها، حقیقت رو بیصدا فریاد زد
برای کاظمی که صبرش از زنجیر گذشت، ولی لب به شکایت باز نکرد
برای رضایی که غریبترین مسافر توس شد، با دلی پر از درد و لبخندی آرام
برای جوادی که غربت مدینه رو با سکوتش معنا کرد
برای عسگری که تو پادگان، ولی بیسرباز، بیحرم، بیهمصحبت موند
و برای اون حجتی که هنوز منتظره...
منتظر دلایی که از دنیا دل کندن، ولی از عشق نه...
اینا اشکای بیجهت نیستن
اینا سلامن...
سلام به درد، به صبر، به نوری که هنوز تو دل تاریکی میدرخشه....
#دلنوشته
➜@tabsare38
زندگی در تبصره۳۸
اشکهایی که برای مادریه که پشت در موند و صدای نالهش تو تاریخ گم نشد برای امیری که تو کوچههای کوف
عصر جمعهست، خوابگاه ساکته
نه کسی میپرسه، نه کسی میفهمه
از بعضیا دلم گرفته، از بودنای بیفهمی، بیمحبت
من موندم با یه دل زخمی
و فقط یه پناه دارم:
خانوم معصومه...
تو خودت بهتر میدونی
که یه دل تنها، چطور با یه "یا زهرا" میسوزه
و با یه "السلام علیک یا فاطمه المعصومه" آروم میگیره
امشب، فقط تویی که میفهمی
من چی کشیدم، چی نگفتم، چی رو با اشک نوشتم...
#دلنوشته
➜@tabsare38
به هزار و یک دلیل میتوانستید دانشگاه باشید ولی به یک دلیل عاشقی اینجایین...💚✨
➜@tabsare38
زندگی در تبصره۳۸
یکم زیبایی ببینیم🥺❤️ #ستاد_تشویق_جوانان_به_ازدواج ➜@tabsare38
عاقبَـت یک روز ، یـک نفر میآید
و تـمام آنهایی که رفـته اند را
از یـادمان میبرد🤍🫀
#ستاد_تشویق_جوانان_به_ازدواج
➜@tabsare38