✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨
✨
⭕️عوامل و ابزار تقویت فرهنگ عمومی (بخش اول)
🔸افزایش یا کاهش آمار طلاق، میزان پایبندی به قانون، نظم و انظباط اجتماعی، مشارکت های مردمی، نامگذاری های مناسب یا نامناسب، سرانۀ مطالعه، نوع و میزان مصرف محصولات هنریِ دیداری و شنیداری و... جزو مسائلی است که #فرهنگ_عمومی یک جامعه را می سازد. هر یک از این شاخص ها می تواند تحولات فکری، بینشی و رفتاری جامعه را نشان دهد و همچنین میزان فعالیت ها و امکانات فرهنگی موجود یا مورد نیاز برای توسعه فرهنگی کشور را بازگو کند. در نظر گرفتن این شاخص ها برای بالابردن فرهنگ عمومی حائز اهمیت است، اما آنچه ارتقای فرهنگ عمومی را ممکن می سازد، شناخت عوامل کلیدی شکل گیری فرهنگ عمومی است.
💠فرهنگ عمومی چیست؟
🔹 #فرهنگ به معنای مجموعه ای از «اندیشهها، باورها، سنت ها، آداب و ذخیره هاى فکرى و ذهنى یک ملت است. [۱] این مجموعه، هنگامی به عنوان #فرهنگ_عمومی شناخته می شود که اکثریت افراد جامعه، آن را بدون اجبار بپذیرند و مناسبات و روابط میان یکدیگر را بر اساس آن رقم بزنند. پس اولاً، آنچه به گروه، قشر یا صنفی خاص اختصاص دارد، از فرهنگ عمومی خارج است؛ ثانیاً فرهنگ عمومی امری «غیر دستوری»، «غیر رسمی» و «دارای ضمانت اجتماعی» است. از این رو، نهادها و دستگاه های حاکمیتی در شکل گیری فرهنگ عمومی، لزوماً دخالت مستقیم ندارند؛ برخلاف «فرهنگ رسمی» که از سوی آنها تعریف و ترویج می شود، بخشنامه ای است و در صورت لزوم با اجبار فیزیکی مورد پذیرش قرار میگیرد و یا مخالفت با آن مجازات حقوقی به دنبال دارد. [۲]
🔹از سویی فرهنگ عمومی بر بستر «ارتباطات انسانی» شکل می گیرد. اکتسابی، آموختنی و متغیر است. از سوی دیگر، به دلیل وجود ابعاد روحی و معنوی در انسان، چهار نحوۀ ارتباط برای او قابل تصور هستیم: ارتباط با خویشتن؛ ارتباط با خدا؛ ارتباط با طبیعت، و ارتباط با هم نوعان. [۳] در حقیقت، این ارتباطات چهارگانه، فرهنگ سازند و وجود آنها در سطح جامعه، جهت کلی #فرهنگ_عمومی را معین می کنند. به عبارت دیگر، #فرهنگ_عمومی را می توان به یک درخت مُثمِر تشبیه کرد. فرهنگ عمومی نیز به سان درخت، دارای ریشه، تنه، شاخه و ثمره است. زیرساخت اولیه و ریشۀ شکل گیری فرهنگ عمومی، #جهان_بینی انسان است؛ یعنی «چگونگی شناخت انسان» از این جهان، از خودش و از شناخت های خودش. پس #فرهنگ_عمومی ریشه در «طرز اندیشه و تفکر انسان دربارۀ این عالم و حقایق آن» دارد. رسوخ این ریشه ها و «مبانی» در دل جامعه، در گذر زمان، سازندۀ تنۀ فرهنگ عمومی است؛ یعنی سایر «ارزش های اخلاقی، باورها و اعتقادات منشعب از مبانی اولیه».
🔹در پی استحکام این تنه، شاخ و برگ فرهنگ عمومی نمایان می شود که همان «آداب، سنت ها، آئیین ها، هنرها، ادبیات و...» نام دارد. در نهایت ثمرۀ وجود این اندیشه ها، باورها، ارزش ها، سنت ها، آئین ها و... در قالب رفتار انسانی به بار می نشیند و نمود پیدا می کند. «بنابر این درست است که مقوله فرهنگ در موارد زیادى شامل رفتارها هم مىشود، لیکن اساس و #ریشه_فرهنگ عبارت است از عقیده و برداشت و تلقى هر انسانى از واقعیات و حقایق عالم، و نیز خلقیات فردى و خلقیات اجتماعى و ملى». [۴] بر اساس آنچه گذشت، سخن گفتن از #ارتقای_فرهنگ_عمومی یعنی ارتقای سطح معرفتی یک ملت، ترویج باورها و ارزش های راستین در جامعه، پیراستن نقاط منفی سنت ها، آداب، هنرها و... و تعیین هنجارهای رفتاری در سطح عمومی؛ و در کشوری همچون ایران اسلامی، ارتقای فرهنگ عمومی، در صورتی معنا پیدا می کند که با اصول، ارزش ها، سنت ها و هنجارهای اسلامی انطباق یابد. #ادامه_دارد...
پی نوشتها؛
[۱] ر.ک بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با علما روحانیون تبریز ۷۲/۰۵/۰۵؛ فردرو، محسن و دیگران، ص ۱۲۴ تا ص ۱۷۰
[۲] طالبی، ۱، استراتژی های عمده در رابطه با فرهنگ عمومی و خرده فرهنگ های عمومی، مجموعه مقالات جامعه و فرهنگ، نشر آرون، ج اول، تهران، ۱۳۸۰
[۳] عبدالله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص ۶۴
[۴] بیانات رهبر معظم انقلاب ۷۹/۰۹/۱۹
نویسنده: مجید پاک نیت
منبع: وبسایت راسخون
#فرهنگ #فرهنگ_عمومی
@tabyinchannel
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨
✨
⭕️فوايد حجت غايب از نظر (قسمت چهارم)
🔸خدمات حضرت به جامعه در زمان غيبت
🔹 #امام_زمان (عج) شخصاً و گاهى به وسيلۀ أعوان و انصار مخصوص خود در امور اجتماعى و دادرسى از بيچارگان و رفع مشكلات از آحاد جامعه و احياناً رفع مشكلاتی كه براى جامعۀ مسلمين و يا شيعيان پيش مىآيد، اقدام مىنمايند. اصولاً معنى و مفهوم غايب بودن حجّت خدا، انزوا نمودن و كنارهگيرى از كارهاى اجتماعى نيست. بهترين شاهد براى اين مطلب حكايت ملاقات موسى بن عمران (ع) كه ولّى ظاهر بود، با ولّى غائب از انظار كه به نام خضر (ع) معروف است، میباشد. اين مرد الهى به گونهاى بود كه حتّى حضرت موسى (ع) با او آشنا نبود و تنها با راهنمایى خدا او را شناخت و از عملش بهره گرفت.
🔹«در آنجا بندهای از بندگان خاص ما را یافتند که او را رحمت و لطف خاصی از نزد خود عطا کردیم و هم از نزد خود وی را علم (لدنّی و اسرار غیب الهی) آموختیم * موسی به آن شخص دانا (و خضر زمان) گفت: آیا من تبعیت (و خدمت) تو کنم تا از علم لدنّی خود مرا بیاموزی؟». [سوره کهف، ترجمه آیات ۶۵ و ۶۶] قرآن سپس شرحى از كارهاى مفيد و سودمند آن شخص را بيان مىكند كه كاملاً دلالت مىكند بر اينكه مردم از آثار و بركات او بهرهمند بودهاند، با اينكه كاملاً مستور از انظار بوده تا جایى كه حضرت موسى (ع) هم او را نمىشناخت و از جايگاه او مطلع نبود.
🔸ولّى غائب كه معلم حضرت موسى بود
🔹حضرت موسى بن عمران (ع) با راهنمایى پرودگار با حضرت خضر (ع) آشنا مىگردد و از او تقاضاى مصاحبت و استفاده از علم و دانش وى را مىكند. قطعاً اين شخص كه فردى همچون موسى بن عمران (ع)، از وى مىخواهد كه از او بهرهمند شود، بايد از اولياء خدا باشد و از نظر علم، برتر و به راز و رمز عالم آگاهتر باشد (ولو در بعضى از علوم و فنون) كه وقتى موسى (ع) از او اجازه مىخواهد كه پيروى او را بكند و از علوم او استفاده كند، در جواب مىگويد: تو نمىتوانى با من صبر كنى، چگونه خواهى توانست كارهايى را كه از اسرار آنها خبر ندارى تحمل نمایی؟ بررسى حالات اين ولى خدا كه از ديدگان پنهان بوده در همان چند لحظۀ كوتاه از زندگى حساس او كه با حضرت موسى (ع) گذرانده است (از قبيل سوراخ كردن كشتى و كشتن طفلى كه ظاهراً تقصيرى نداشت و ساختن ديوار در كنار دهى كه أهل آن حاضر نشدند مقدارى غذا به آنها بدهند كه شرح آن در سورۀ مباركۀ كهف آمده) ما را به نكاتى آشنا مىسازد:
🔹اين ولى، زمانى پنهان از ديدگان بود، كسى او را نمىشناخت و اگر خدا او را معرفى نمىكرد، كسى با او آشنا نمىشد؛ بنابر اين شرط ولّى خدا بودن، اين نيست كه حتماً مردم او را بشناسند. اين ولى خدا با اينكه از ديدگان غايب و پنهان بود، هرگز از حوادث زمان و اوضاع جهان غفلت نداشت و بر اساس ولايتى كه از جانب خداوند به او داده شده بود در اموال و نفوس تصرّف مىكرد و در خير و مصلحت عباد اقدام مىنمود. نكتۀ جالب اينكه نه تنها خود او غايب بود، بلكه تصرّفات او نيز از ديدگان عادى پنهان بود، اگر مردم و سرنشينان كشتى از تصرف او و معيوب ساختن كشتى آگاه مىشدند، هرگز به او اجازه نمىدادند كه دست به چنين كارى بزند و نيز اگر مردم شاهد قتل نفس او بودند، هرگز رهايش نمىكردند و... از اينكه او همۀ اين كارهاى شگفت آور را در دل اجتماع انجام داد و احدى متوجۀ كار او نشد مىتوان فهميد كه نه تنها خود او پنهان بود، بلكه تصرّف او در اوضاع و حوادث نيز بر مردم پنهان بود، آنها تنها اثر فعل او را مىديدند نه كار او را.
🔹هدايت و رهبرى كه از شئون اولياء الهى است گاهى بهصورت «فرد سازى» است و گاهى بهصورت «جمع سازى» و نيز گاهى در ظاهر و گاهى در پنهان و خفاء انجام مىگيرد. مگر پيامبر اكرم (ص) نبود كه حدود سه سال مخفيانه دعوت مىكرد و وظيفۀ او «فردسازى» بود و سپس مأمور به اعلان گرديد؛ و مگر حضرت نوح (ع) نبود كه عرضه مىدارد «ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرٰاراً؛ [نوح، ۹] حقيقت توحيد و راه مستقيم را براى آنان آشكارا و نهان بيان كردم»؛ كه دعوت در خفا همان هدايت فرد است، و فردسازى. مفاد آيه «وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا» اين است كه: هر طور كه خدا به امامان دستور مىدهد، آنان وظيفۀ هدايت را انجام مىدهند، چه پنهان و چه آشكارا. #حضرت_ولیعصر (عج) نيز همانند خضر (ع) ولی غایبی است كه امور سودمندى براى بشريت و ضعفاء انجام مىدهند؛ پس غيبت امام به معنى انفصال و جدايى او از جامعه نيست. #ادامه_دارد...
📕دوازده گفتار درباره دوازدهمین حجت خدا حضرت مهدی (عج) حسین اوسطی، ص ۱۳۷
منبع؛ وبسایت اهل البیت
#امام_مهدی #امام_زمان #قائم #غیبت
@tabyinchannel
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨
✨
⭕️آیا امام حسین (ع) قیام کرد؟ اگر قیام کرده بود چرا فرزندانش را با خود برد؟! و اگر قصد قیام داشت، چرا به اندازه کافی آذوقه به همراه نبرد؟! (بخش پنجم)
🔸برای دستیابی به فهم صحیحی از انگیزه حرکت مصلحانه #امام_حسین (ع) باید چهار مؤلفه اساسی را در تحلیل درست این واقعه تاریخی مدنظر قرار داد:
3⃣تشکیل حکومت اسلامی (۲)
🔴پس از مرگ معاويه و به خلافت رسيدن يزيد، شرايط براى مبارزه با ستمگران و #تشكيل_حكومت_اسلامى - بيش از زمان گذشته - فراهم شده بود و #امام_حسین (ع) در اين مسير اقداماتى را در پيش گرفت:
💠الف) ترك بيعت با يزيد (و اعلام عدم شايستگى او براى خلافت):
🔹با توجّه به اينكه #امام_حسين (ع) #يزيد را هرگز شايسته اين جايگاه رفيع نمیدانست و خود را به حق، شايسته ترين فرد براى امر خلافت مى ديد با يزيد بيعت نكرد و حكومت او را به رسميّت نشناخت. از اين رو، هنگامى كه خبر مرگ معاويه به مدينه رسيد و آن حضرت توسّط والى مدينه احضار شد، امام (ع) در پاسخ به عبدالله بن زبير كه پرسيد چه خواهى كرد؟ فرمود: «هيچگاه با #يزيد بيعت نخواهم كرد، چرا كه امر خلافت پس از برادرم حسن تنها شايسته من است». [۱]
🔹همچنين و همانطور که پیش از این نیز اشاره شد به والى مدينه نيز فرمود: «إِنَّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ، وَ مَعْدِنُ الرِّسالَةِ، وَ مُخْتَلِفُ الْمَلائِكَةِ... وَ يَزيدُ رَجُلٌ فاسِقٌ شارِبُ الْخَمْرِ، قاتِلُ النَّفْسِ الُمحَرَّمَةِ، مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ، وَ مِثْلِي لا يُبايِعُ لِمِثْلِهِ؛ [۲] ما از #خاندان_نبوّت و #معدن_رسالت و جايگاه رفيع رفت و آمد فرشتگانيم... در حالى كه #يزيد مردى است، فاسق، مى گسار، قاتل بى گناهان؛ او كسى است كه آشكارا مرتكب فسق و فجور مى شود. بنابراين، هرگز شخصى همانند من، با مردى همانند وى بيعت نخواهد كرد». علاوه بر آن #حضرت_سيدالشهداء (ع) در پى اصرار «مروان بن حكم» براى بيعت با يزيد، با قاطعيّت فرمود: «هنگامى كه امّت اسلامى به زمامدارى مثل #يزيد گرفتار آيد، بايد فاتحه اسلام را خواند! من از جدّم رسول خدا شنيدم كه مى فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفيان حرام است». [۳] در واقع #امام_حسين (ع) با اين جمله، عمق فاجعه زمامدارى يزيد را بيان مى كند و با استشهاد به كلام رسول خدا (ص) تصدّى خلافت توسّط فرزندان ابوسفيان را حرام مى شمارد.
💠ب) تصريح به شايستگى خود براى خلافت:
🔹 #امام_حسين (ع) علاوه بر آنكه #يزيد را شايسته اين جايگاه والا نمى دانست، به شايستگى خود نسبت به امر ولايت و حاكميّت اسلامى تصريح مى كند. در واقع امام (ع) با اين جملات در مسير #تشكيل_حكومت_اسلامى و به عهده گرفتن #خلافت_مسلمين حركت مى كند. #امام_حسين (ع) در خطبه اى كه پس از نماز عصر در جمع لشكريان «حرّ» خواند، فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ! أَنَا ابْنُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ نَحْنُ أَوْلى بِوِلايَةِ هذِهِ الْأُمُورِ عَلَيْكُمْ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعِينَ ما لَيْسَ لَهُمْ؛ [۴] اى مردم! من فرزند دختر رسول خدايم، ما به ولايت اين امور بر شما [و امامت مسلمين] از اين مدّعيان دروغين سزاوارتريم». همه اينها علاوه بر مواردى است كه #امام_حسين (ع) در حيات معاويه و آنگاه كه مسأله ولايتعهدى يزيد مطرح شد به شايستگى خويش بر امر خلافت تأكيد ورزيد و در منابع حدیثی نیز ثبت شده است. [۵]
💠ج) پاسخ به دعوت كوفيان:
🔹از نمودهاى تلاش #امام_حسين (ع) براى تشكيل حكومت اسلامى، پاسخ به دعوت كوفيان جهت پذيرش رهبرى قيام بر ضدّ #حكومت_نامشروع_يزيد است. همچنین فرستادن مسلم به عقیل به کوفه به عنوان سفیر و برای ارزیابی دعوت آنان و بسيج نيروها و گرفتن بيعت از مردم، حكايت از عزم امام (ع) جهت #تشكيل_حكومت_اسلامى و الهى دارد. با توجّه به اين كه كوفه مركز علاقمندان و شيعيان على بن ابیطالب (ع) بود، پس از مرگ معاويه و به دنبال يك گردهمايى در منزل «سليمان بن صرد خزاعى» جمعى از بزرگان كوفه نامه اى به محضر امام (ع) نوشته و براى پذيرش رهبرى آن حضرت جهت برپايى نهضتى همگانى اعلام آمادگى كردند. [۶] #ادامه_دارد...
پی نوشتها؛
[۱] مقتل الحسين، خوارزمى، موفق بن احمد، مكتبة المفيد، چ اوّل، ج ۱، ص ۱۷۲
[۲] بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۵
[۳] همان، ص ۳۲۶
[۴] الفتوح ابن اعثم، ابن عثم کوفی، دارالندوة الجديدة، چ اول، ج ۵، ص ۱۳۷
[۵] برای مثال ر.ک: موسوعة كلمات الحسين (ع)، لجنه الحدیث فی معهد باقرالعلوم، دارالمعروف، چ اول، ص ۲۶۵
[۶] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها، ص ۲۵۵
منبع: مقاله «ارزیابی حرکت امام حسین(ع)»، ابو علم، توفیق، ترجمه: امینی، عبدالله، نشریه علمی تخصصی حکومت اسلامی، ش ۲۵، ص ۲۳
منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت)
#امام_حسین #کربلا #یزید
@tabyinchannel
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد
💥☄💥☄💥☄💥☄💥
☄
⭕️تربیت دینی خانواده (بخش شانزدهم)
🔸عوامل مؤثر در تربیت دینی خانواده
🔴دستورات والدین (۳)
💠 #نهاد_خانواده یک نظام کوچک اجتماعی است که اعضای آن ارتباط متقابل با یکدیگر دارند. اگرچه افراد خانواده روابط گوناگونی با هم دارند، ولی آنچه بیش از همه مؤثر به نظر می رسد #ارتباط_کلامی است؛ زیرا بایدها و نبایدهای دینی و دیگر معارف اسلامی معمولاً در قالب گفتوگو و دستورات توسط پدر و مادر به فرزندان القا می شود. #دستورات_والدین نقش اساسی در #تربیت_دینی_کودک دارد و آنها می توانند با ارائه رهنمودهای درست به فرزند خود، پایه های فکری او را به شکل کاملاً مطلوب بنیان نهند. در این زمینه، نکات چندی به نظر می رسد که ذیلاً بدان ها اشاره می شود:
🔹ج - «قابل فهم بودن دستورات والدین»: یکی از شروط لازم برای تأثیر امر و نهی والدین در محیط خانه، #قابل_فهم_بودن آن برای کودک است. پدر و مادر باید با توجه به آمادگی ذهنی و ادراکی کودک به او دستور دهند. اساساً شیوه تعلیمات انبیاء در تبلیغ دین به مردم این بوده که با هر کس به قدر استعداد و سطح درک و فهمش سخن می گفتند. به همین دلیل، پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «ما گروه پیامبران مأمور شده ایم که با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوییم». [۱] این روش در سیره ائمه معصومین (ع) نیز وجود داشته و نحوه برخورد و گفتوگوی آنان با توجه به تفاوت سطح فکری و علمی افراد متفاوت بوده است. بر این اساس، امام صادق (ع) در زمینه مسائل اعتقادی و اثبات صانع با کسی که از اهل علم بود، از روش پیچیده فلسفی استفاده کردند، ولی با دیگری که سطح فکری پایینتری داشت، برای اثبات امامت و رهبری، مثال ساده چوپان و گله را مطرح نمودند. [۲]
🔹این شیوه به لحاظ تربیتی، اهمیت فراوان دارد و بهره گیری مربیان از این روش و توجه پدر و مادر به آن ضروری است. این شیوه تربیتی را از قرآن مجید نیز می توان استفاده کرد. خدای متعال به پيامبر اکرم (ص) دستور می دهد که در برخورد با مردم با توجه به خصوصیات آنان، از سه روش استفاده کن؛ با یک دسته از مردم که اهل فکرند، با حکمت و استدلال، با گروه دیگر، با موعظه و نصیحت، و با عده ای که اهل عناد و لجاجت اند با جدال احسن برخورد نما. [۳] پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز بر اساس دستور الهی، متناسب با میزان عقل و درک مخاطب با او سخن می گفتند و هیچگاه از این روش عدول نکردند. امروزه روانشناسان و کارشناسان امور تربیتی نیز به این نتیجه رسیده اند و مساله رعایت تفاوت های فردی را مطرح می کنند؛ یعنی هر کس خصوصیات منحصر به فردی دارد که باید به آن توجه نمود، به ویژه در #دوره_کودکی، رعایت این تفاوت ها در تربیت کودک نقش اساسی دارد. تفاوت در استعداد و میزان درک و فهم مطالب از محورهای مهم تفاوت فردی است که باید در محیط خانه به وسیله والدین رعایت گردد. #ادامه_دارد...
پی نوشتها؛
[۱] اصول کافی، کلینی، ج ۱، ص ۱۸
[۲] شیوه های صحیح امر به معروف و نهی از منکر، ص ۲۳۹
[۳] سوره نحل، آیه ۱۲۵ «ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»
برگرفته از فصلنامه معرفت، شماره ۳۲، محمد احسانی
منبع: حوزه نت
#تربیت #تربیت_دینی
@tabyinchannel
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨
✨
⭕️عوامل و ابزار تقویت فرهنگ عمومی (بخش دوم)
🔸در ارتقای #فرهنگ_عمومی_جامعه، شاخص ها و عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بسیاری نقش دارند که بررسی همگی آنها امری تخصصی و زمانبر است، از این رو، مجال پرداختن به همۀ آنها نیست و در این وجیزه تنها به برخی از آنها اشاره می شود.
1⃣خانواده
🔹 #خانواده نهادی کوچک، اما #تعیین_کننده است. اولین و کوچکترین نهادی است که هر انسانی در آن پرورش می یابد و بسیاری از یافته های مادی و معنوی او، مرهون پرورش در همین نهاد است. نخستین پی ریزی های فرهنگ جامعه در این نهاد صورت می گیرد. همۀ افراد جامعه پیش از حضور در مجامع گوناگون، از قبیل مدرسه، دانشگاه و... در #خانواده پرورش می یابند و آموزش می بینند. لذا عده ای از روانشناسان معتقدند که شخصیت اصلی طفل، در سنین زیر هفت سال شکل می گیرد.
🔹در بیان جایگاه والای خانواده در ساخت فرهنگی افراد - و به تبع آن جامعه - همین بس که امام صادق (ع) می فرماید: «مَا مِنْ مَوْلُودٍ یُولَدُ إِلَّا عَلَى الْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ اللَّذَانِ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِهِ؛ [۱] هیچ مولودى نیست مگر آنکه بر فطرت توحید و اسلام متولد مىشود، ولى والدینش همان کسانى هستند که او را یهودى و نصرانى و مجوسى می سازند». لذا خانواده این ظرفیت را دارد که اعضای خود را با اندیشه و عقیدۀ راستین روانۀ جامعه کند، و زمینۀ تبدیل یا تغییر فرهنگ عمومی جامعه را فراهم آورد. این ظرفیت نه تنها از هنگام کودکی، بلکه از هنگام شیرخوارگی و بلکه از هنگام انقعاد نطفه برای خانواده متصور است؛ [۲] بدین معنا که حتی طیب ولادت و همچنین ملکات اخلاقی مادر یا دایه، سازندۀ روحیات فرزند است و این میتواند در آینده بر #فرهنگ_عمومی اثر بگذارد.
🔹بنابراین، هرگاه فضای تربیتی خانوادهها آمیخته با هرزگی، لاابالی گری، بزهکاری و تبهکاری باشد، همین امور در جامعه گسترش می یابند [۳] و در این حالت فرهنگ عمومی جامعه چیزی جز روگردانی از عفت و اخلاق نخواهد بود. در مقابل، خانواده های اهل حیا و عفت، در خدامحور شدن فرهنگ عمومی تأثیر دارند. در تأیید این مطلب دعاها، روایات و سفارشات بسیاری از امامان معصوم (ع) وجود دارد. #ادامه_دارد...
پی نوشتها؛
[۱] من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۴۹
[۲] به عنوان مثال میتوان به روایات مربوط به ویژگیهای دایه اشاره کرد. (ر.ک: وسائل الشیعة، ج ۲۱، ص ۴۶۲ تا ۴۶۹)
[۳]. مبانی جرم شناسی، دکتر کی نیا، ج ۱، ص ۲۱۲
نویسنده: مجید پاک نیت
منبع: وبسایت راسخون
#فرهنگ #فرهنگ_عمومی
@tabyinchannel
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد
`🏳🏴🏳🏴🏳🏴🏳🏴🏳
🏴
⭕️حضرت اباالفضل العباس (ع) چگونه به شهادت رسید؟
🔹 #عبّاس_بن_على (ع) #پرچمدار_لشكر برادرش #امام_حسين (ع) بود. هنگامى كه ديد تمام ياران و برادران و عموزادگان شربت شهادت نوشيدند، گريست و به شوق ديدار پروردگار جلو آمد و پرچم را برگرفت و از برادرش امام حسين (ع) اجازه ميدان خواست. امام (ع) (كه از فراق برادر سخت ناراحت بود) به سختى گريست، به گونه اى كه محاسن شريفش از اشك ديدگانش تر شد، و فرمود: «برادرجان! تو نشانه [شكوه و عظمت و] برپايى سپاه من و محور پيوستگى نفرات ما هستى. اگر تو بروى [و شهيد شوى]، جمعيّت ما پراكنده، و ويران ميگردد». #حضرت_اباالفضل (ع) عرض كرد: «جان برادرت فدايت، اى سرورم! سينه ام از زندگانى دنيا به تنگ آمده است، میخواهم از اين منافقان انتقام [آن خون هاى پاك را] بگيرم!». امام (ع) فرمود: «اينك كه آهنگ ميدان دارى براى اين كودكان، آبى تهيّه كن». #حضرت_عبّاس (ع) رهسپار ميدان شد و آنان را موعظه كرد و از عذاب خدا ترساند، ولى اثرى نبخشيد. به نزد برادرش بازگشت و ماجرا را گزارش داد، كه ناگهان صداى العطش كودكان به گوشش رسيد، بى درنگ بر اسب شد و نيزه و مشك را برداشت و به سوى فرات روانه شد.
🔹۴۰۰۰ تن از مأموران فرات، آن حضرت را محاصره كردند و هدف نيزه ها قرار دادند، ولى آن حضرت دلاورانه لشكر دشمن را شكافت و ۸۰ نفر از آنان را به خاك هلاكت افكند، و وارد فرات شد. «هنگامى كه خواست مقدارى آب بياشامد تشنگى امام حسين (ع) و اهل بيتش را به خاطر آورد، آب را روى آب ريخت، مشكش را پر كرد»؛ [۱] آنگاه مشك را بر دوش راست خود نهاد و به سوى خيمه رهسپار شد و چنين گفت: «اى نفس [عباس]! زندگى پس از حسين (ع) خوارى و ذلت است، مبادا پس از او زنده بمانى. اين حسين (ع) است كه شربت مرگ مینوشد و تو میخواهى آب سرد و گوارا بنوشى؟!» [۲] «هيهات! چنين كردارى، از آيين من نيست و نه كردار شخص راست باور». [۳] سپاه خون آشام ابن سعد اطرافش را گرفتند. #حضرت_اباالفضل_عباس (ع) دليرانه در آن ميان حمله میكرد و اين رجز را ميخواند: «هنگامى كه مرگ فرا رسيد، مرا از آن باكى نيست، تا آن هنگام كه شمشيرها مرا درخاك افكنند. من جانم را سپر فرزند زاده پيامبر پاكيزه خوى قرار داده ام، من همان عباسم كه سِمَتِ سقایى دارم، و از سختىِ نبرد، واهمه اى ندارم». [۴]
🔹 #دشمن خود را باخته بود، توانِ مقابله رويارو با آن حضرت را نداشت، لذا پشت درختها كمين كرده بودند. «نوفل ازرق» دست راست #قمر_بنى_هاشم (ع) را قطع نمود و آن جناب مشك را به دوش چپ نهاد و پرچم و شمشير را به دست چپ گرفت و اين رجز را خواند: «به خدا سوگند! اگر چه دست راستم را قطع نموديد، ولى من پيوسته از دينم حمايت مى كنم و از امامى صادق الايمان كه فرزند پيامبر پاك و امين است، حمايت مى كنم». آنگاه «نوفل ارزق» و «حكيم بن طفيل» از كمينگاه بر آن حضرت حمله كردند و دست چپ او را از بدن جدا كردند. آن حضرت پرچم را به سينه خود چسبانيد و اين رجز را خواند: «اى نفس! از كفار هراسى نداشته باش، تو را بشارت باد بر رحمت خداوند جبران كننده و همنشينى با پيامبر بزرگ و برگزيده. اينان دست چپم را به ستم قطع كردند، خدايا حرارت آتش را به آنان بچشان». [۵]
🔹آنگاه بنا به قولى، مشك را به دندان گرفت، چيزى نگذشت كه تيرى بر مشك اصابت كرد و آبهاى آن فرو ريخت. تير ديگرى بر سينه مباركش اصابت كرد و بعضى نوشته اند تيرى بر چشم حضرت نشست و مردى از قبيله تميم با عمود آهنين بر فرق مباركش زد كه از اسب به زمين افتاد؛ «با صداى بلند فرياد زد: برادر مرا درياب». [۶] هنگامى كه امام حسين (ع) بر بالينش رسيد وى را كشته ديد، پس گريست. همچنين نقل شده است: هنگامى كه #حضرت_اباالفضل (ع) شهيد شد #امام_حسين (ع) فرمود: «اينك كمرم شكست و راه چاره بر من محدود شد». آنگاه گريست و اينگونه فرمود: «اى بدترين مردم! با ستمكارى خويش بر ما تعدّى كرديد، و با آيين پيامبر خدا محمّد (ص) مخالفت ورزيديد. آيا بهترين پيامبر، سفارش ما را به شما نكرده بود؟ آيا ما از نسل پيامبر راستين نيستيم؟ آيا جز اين است كه حضرت زهرا (س) مادر من است نه شما؟ آيا او از نسل بهترين انسان ها نبود؟ به سبب جنايتى كه مرتكب شديد ملعون و خوار گشتيد، و به زودى گرفتار آتش شعله ور الهى خواهيد شد!». [۷] در هر گام درسى است، درسى از فضيلت و ايثار، درسى از شجاعت و شهامت و از خودگذشتگى.
• مآخذ و متن عربی روایات و... در منبع موجود است
📕عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها، سعید داودی و مهدی رستم نژاد، ص ۴۹۲
منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت)
#حضرت_اباالفضل #قمر_بنی_هاشم #عباس
@tabyinchannel
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد