eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
animation.gif
175K
👆 جزء4 اَللّهُمَّ نَوِّر قُلُوبَنا بِالْقُرآن اَللّهُمَّ زَیِّن اَخْلاقَنا بِزینَة القُرآن @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh 👇صوت صفحه 81
#آیه_روز👆 🌍اوقات شرعی به افق تهران ☀️امروز #پنجشنبه15شهریورماه1397 🌞اذان صبح:5:14 ☀️طلوع آفتاب:06:40 🌝اذان ظهر:13:03 🌑غروب آفتاب:19:25 🌖اذان مغرب:19:43 🌓نیمه شب شرعی:00:19 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🕯پنجشنبه است وياد درگذشتگان😔 پنجشنبه است وجای خالی عزیزان رادوباره احساس میکنیم پنجشنبه است وبوی حلوای خیرات روحشون شاد با ذکرفاتحه و صلوات🌹 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹پنجشنبه15شهریوربخیر 🌺یک سلام صمیمی 🌼يك دنيا ارادت 🌺تقـدیم به دوستانی که 🌼بهانه مهرو سرآمد عشقند 🌺وجودتان سبز و سلامت 🌼روزتون پراز خیر و برکت @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
اعمال عبادی روز 25ذی الحجه(امروز)❤️ روزه گرفتن امروز مستحب است، زیرا در چنین روزى خداوند با نزول سوره هَل اَتی(انسان)، فضیلت و برترى اهل بیت رسول خدا(ص) را آشکار ساخت. امروز براى تأسى به آن بزرگواران، انفاق و اطعام و صدقه دادن به فقرا فضیلت بسیاری دارد. همچنین زیارت ائمه(ع) به خصوص خواندن زیارت جامعه نیز از اعمال بافضیلت امروزاست. @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⚪ ۲۵ذی‌الحجه، روز نزول سوره انسان در شأن اهل بیت(ع) و روز تکریم خانواده روز وتکریم ،،، باز نشستگان را گرامی میداریم.... @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🌾🌴🌾🌴🌾🌴🌾🌴🌾🌴🌾🌴🌾🌴 _آموزنده_ازامام_هادی(ع) مرحوم شیخ طوسی و برخی دیگر از بزرگان رضوان اللّه علیهم به نقل از كافور خادم حكایت نمایند: منزل و محلّ مسكونی حضرت ابوالحسن ، امام هادی علیه السلام در نزدیكی بازارچه ای بود كه صنعت گران مختلفی در آن كار می كردند، یكی از آن ها شخصی به نام یونس نقّاش بود كه كارش انگشترسازی و نقش و نگار آن بود، او از دوستان حضرت بود و بعضی اوقات خدمت حضرت می آمد. روزی باعجله و شتاب نزد امام علیه السلام وارد شد و پس از سلام اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من تمام اموال و نیز خانواده ام را به شما می سپارم . حضرت به او فرمود: چه خبر شده است ؟ یونس گفت : من باید از این دیار فرار كنم . حضرت در حالتی كه تبسّمی بر لب داشت ، فرمود: برای چه ؟ مگر چه پیش آمدی رُخ داده است ؟! ه وزیر خلیفه - موسی بن بغا - نگین انگشتری را تحویل من داد تا برایش حكّاكی و نقّاشی كنم و آن نگین از قیمت بسیار بالائی برخوردار بود، كه در هنگام كار شكست و دو نیم شد و فردا موعد تحویل آن است ؛ و می دانم كه موسی یا حُكم هزار شلاّق و یا حكم قتل مرا صادر می كند. امام هادی علیه السلام فرمود: آرام باش و به منزل خود بازگرد، تا فردا فرج و گشایشی خواهد بود. یونس طبق فرمان حضرت به منزل خویش بازگشت و تا فردای آن روز بسیار ناراحت و غمگین بود كه چه خواهد شد؟ و تمام بدنش می لرزید و هراسناك بود از این كه چنانچه نگین از او بخواهند چه بگوید؟ در همین احوال ، ناگهان ، مأ موری آمد و نگین را درخواست كرد و اظهار داشت : بیا نزد موسی برویم كه كار مهمّی دارد. یونس نقّاش با ترس و وحشت عجیبی برخاست و همراه ماءمور نزد موسی بن بغا رفت . از نزد موسی برگشت ، خندان و خوشحال بود و به محضر مبارك امام هادی علیه السلام وارد شد و اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! هنگامی كه نزد موسی رفتم ، گفت : نگینی را كه گرفته ای ، خواسته بودم كه برای یكی از همسرانم انگشتری مناسب بسازی ؛ ولی اكنون آن ها نزاعشان شده است . اگر بتوانی آن نگین را دو نیم كنی ، كه برای هر یك از همسرانم نگینی درست شود، تو را از نعمت و هدایای فراوانی برخوردار می سازیم . امام هادی صلوات اللّه علیه تا این خبر را شنید، دست مباركش را به سمت آسمان بلند نمود و به درگاه باری تعالی اظهار داشت : خداوندا! تو را شكر و سپاس می گویم ، كه ما - اهل بیت رسالت - را از شكرگزاران حقیقی خود قرار داده ای . و سپس به یونس فرمود: تو به موسی چه گفتی ؟ یونس اظهار داشت : جواب دادم كه باید مهلت بدهی و صبر كنی تا چاره ای بیندیشم . امام هادی علیه السلام به او فرمود: خوب گفتی و روش خوبی را مطرح كردی . http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆
#ذکرروز👆 #سوره_درمانی #ثروت 💎روزپنجشنبه۲رڪعت نمازبـہ نیت ڪسب مال وثروت بخواندوسپس《سوره یاسین》بخواندواین عمل راتا۳روزبه عمل آورداکمل خواهدبود  📚گوهر شب چراغ۱۵۷/ ۲ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
💕هیچکس مجبور نیست انسان بزرگی باشد تنها انسان بودن کافیست...
📝 مردی، دیروقت، خسته از سرکار به خانه بازگشت. دم در، پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود: - بابا! یک سوال از شما بپرسم؟ - بله حتما". چه سوالی؟ - بابا، شما برای هر ساعت کار، چقدر پول می گیرید؟ مرد با عصبانیت پاسخ داد: - این به تو ربطی ندارد. چرا چنین سوالی می کنی؟ - فقط می خواهم بدانم. بگویید برای هرساعت کار، چقدر پول می گیرید؟ - اگر باید بدانی خوب می گویم، 20هزار تومان. پسر کوچک؛ در حالی که سرش پایین بود؛ آه کشید. سپس به مرد نگاه کرد و گفت: - می شود لطفا" 10 هزار تومان به من قرض بدهید؟ مرد بیشتر عصبانی شد و گفت: - اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال، فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب بازی مزخرف از من بگیری، سریع به اتاقت برو، فکر کن و ببین که چرا این قدر خودخواه هستی. من هر روز، سخت کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه ای وقت ندارم. پسر کوچک ، آرام به اتاقش رفت و در را بست. مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد: - چطور به خودش اجازه می دهد برای گرفتن پول از من چنین سوالی بپرسد؟ بعد از حدود یک ساعت، مرد آرام تر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده است. شاید واقعا" چیزی بوده که او برای خریدش به 10 هزار تومان نیاز داشته است. به خصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش درخواست پول کند. مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد: - خواب هستی پسرم؟ - نه پدر، بیدارم. - فکر کردم شاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم. بیا این 10 هزار تومانی که خواسته بودی... پسر کوچولو نشست، خندید و فریاد زد: - متشکرم بابا! بعد دستش را زیر بالشش برد و چند اسکناس مچاله شده در آورد. مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته است، دوباره عصبانی شد و غرولند کنان گفت: - با اینکه خودت پول داشتی، چرا باز هم پول خواستی؟ پسر کوچولو پاسخ داد: - برای اینکه پولم کافی نبود، ولی الان هست. حالا من 20 هزار تومان دارم.!!! آیا می توانم یک ساعت از شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟؟؟ دوست دارم با شما، شام بخورم... http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆
2_540425040387228421.mp3
2.83M
💕‌هر روز یه آهنگ تقـدیم ڪن به ڪسی ڪه دوسـش داری💕 ❤️❤️ http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 داستان وضرب المثل وسخن بزرگان👆