#تاریخ_صدر_اسلام
#بصیرت #مردم_پایه
#مقاومت #سوریه
✅ مردم چکاره مقاومت اند؟!
🔰 قسمت اول
🔶 اول سه تابلوی تاریخی ببینیم:
1⃣ سقوط بشار اسد و قبلش صدام حسین!
بشار، به پایگاه روسیه فرار کرده بود اما هنوز برخی در ایران، به اطلاعیه های ارتش اعتماد داشتند! عقب نشینی ها را تاکتیکی می خواندند و منتظر بودند ورق برگردد! در عراق هم ارتشی که تا هفته قبل کویت را چند ساعته گرفته بود، مثل ارتش بشار شد! سقوط بغداد همه را غافلگیر کرد. بی مردم و نامردمی بودن، عامل شکست است! جنگ بشار یا صدام مساله مردم نبود و بالتبع جریان اخبار و راهبردها و یاری اش از آنها نمی گذشت؛ گرچه آنها قربانی اشغال و هرج و مرجش شدند!
2⃣ فرار سپاه حضرت امیر (ع) در صفین!
معاویه بر تیری نوشت: "از بنده خیرخواه خدا! شما را آگاه کنم که معاویه می خواهد بند فرات را بر شما بگشاید تا همه غرق شوید! پس مراقب باشید"! و پرتاب کرد. تیر را یک نفر دید و دست به دست چرخید، شایع شد و جان گرفت. همزمان معاویه ۲۰۰ کارگر را به کمرگاه رود فرات فرستاد تا با بیلها و زنبیل ها برای فریب حفاری کنند! تیر به حضرت امیر(ع) رسید فرمود: "هشیار باشید این حیله ای که معاویه بدان پرداخته نه درست است نه قابل انجام؛ او می خواهد شما را از جای [استراتژیک تان] براند! نادیده اش انگارید!" سپاه فریب صدای حفاری خورد و موقعیت را رها کرد؛ طوری که امیر (ع) هم ناگزیر شد با آخرین دسته به جای مرتفع برود! "(وقعه صفین ص۱۹۰) نظام علوی، مردم پایه بود؛ اما به تعبیر خود حضرت: "كَأَنَّنِي الْمَقُودُ وَ هُمُ الْقَادَةُ" (گویی من پیرو و آنها پیشوایند)! در این فضا مرجفون برنده اند! اتفاقی که در لیلة الهریر و فردایش قرآن بر نیزه زدن بیشتر کارگر شد!
3⃣ شیرینی بدر صغری و مرجفون مدینه!
مشرکان پس از پیروزی در اُحد با مسلمانها قرار جنگی دیگر کنار بازاری فصلی گذاشتند که بدر صغری نام گرفت. مسلمانها در حال آماده شدن بودند اما ابوسفیان آماده نبود. خشکسالی را بهانه کرد و بخاطری که مسلمانان جسور نشوند خروجی دو سه روزه از مکه کرد. نُعیم بن مسعود اشجعی را ۲۰ شتر جایزه داد تا مسلمانان را منصرف کند. او با رجفه و شایعه آمد و به اصحاب گفت ابوسفیان همه را جمع کرده و اینبار متفاوت از قبل سراغتان می آید! خارج نشوید که جز فراری کسی نجات نمی یابد! خانواده هایتان کشته می شوند و... بین یاران گشت و گفت تا رعب و وحشت افتاد و آنان از رفتن اکراه یافتند! (المغازی ج۱ص۳۸۶)
🔶 رسول الله تهدید را خنثی کرد که: حتی اگر تنها باشد می رود! تهدیدها و رجفه ها با ازدیاد ایمان مومنان جواب گرفت (۱۷۳آل عمران) در مقابل شبکه مرجفون تهدید شدند (۶۰احزاب) خروج شیرین مسلمانان بدون جنگ، ۸ روز در بازار فصلی به تجارت گذشت!
🔸 #به_قلم_اساتید: حجت الاسلام والمسلمین محسن قنبریان
🆔 @tahlil_shjr
شجر
#تاریخ_صدر_اسلام #بصیرت #مردم_پایه #مقاومت #سوریه ✅ مردم چکاره مقاومت اند؟! 🔰 قسمت اول 🔶 اول سه تا
#تاریخ_صدر_اسلام
#بصیرت #مردم_پایه
#مقاومت #سوریه
✅ مردم چکاره مقاومت اند؟!
🔰 قسمت دوم
🔶 چگونه الگوی سوم ساخته شد؟!
✔️عناصرش در این دو آیه است:
1⃣ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ...!(۷۱نساء) آیه خطاب به همه مردم است نه فقط فرماندهان و اولی الامر. حِذْر، بیداری و آماده باش و مراقبت همه جانبه در برابر خطر است. گاه برای ابزارِ برحذر شدن (اسلحه) هم به کار می رود؛ اما خودش بمعنای اسلحه نیست؛ چنانچه در آیه۱۰۲ همین سوره باز دستور می دهد: جایی (مثل نماز) که اسلحه زمین می گذارید هم حذرتان را داشته باشید! (... أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ...). از خبر دیده بانی تا ارائه تحلیل از آرایش صحنه، بیان درس و عبرتها تا پیشنهاد راهبرد مقابله درست و هرچه مثل اینهاست "اگر در مسیر ماندن و مقاومت" باشد، همه از مصادیق خُذُوا حِذْرَكُمْ است؛ و مقاومت مردم پایه می سازد؛ لذا پیامبر می شنید، در راهبردها مشورت می گرفت که: در شهر بجگنیم یا بیرون؟! مسلمان عادی مشورت می داد که: خندق بکنیم! و... نمونه اول این را ندارد! کنار نهادن مردم از اینجا شروع می شود!
2⃣ وَإِذا جاءَهُم أَمرٌ مِنَ الأَمنِ أَوِ الخَوفِ أَذاعوا بِهِ ۖ وَلَو رَدّوهُ إِلَى الرَّسولِ وَإِلىٰ أُولِي الأَمرِ مِنهُم لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَستَنبِطونَهُ مِنهُم ...﴿۸۳ نساء﴾ و هنگامی که خبری از امن یا ترس به آنها برسد، آن را شایع میسازند؛ در حالی که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان -که قدرت تشخیص کافی دارند- بازگردانند، از ریشههای مسائل آگاه خواهند شد... در مذمت منافقین و ضعاف مومنین است که خبری (خوب یا بد) از میدان را پیروزی یا شکست تلقی و ترویج می کنند و "قصد تضعیف روحیه دارند". ترویج اخبار اثبات نشده، اتهام پراکنی بی اساس، بزرگ نمایی توان دشمن، تحقیر خودی و رد نکردن به اولوالامر، تابلوی دوم را می سازد.
🔶 پیروزی یا شکست به جمع بندی میدان و راهبردهاست که کار اولی الامر است. کار اولی الامر در این حوزه، استنباط است. "نَبَط" اولین آب استخراج شده از چاه است و استنباط یعنی خارج کردن قول از حالت ابهام و رساندن به مرحله تمییز و تعیین. ولیّ امر و مردم، مدار مقاومت اند؛ هردو!
🔸 #به_قلم_اساتید: حجت الاسلام والمسلمین محسن قنبریان
🆔 @tahlil_shjr
#دشمن_شناسی
#تاریخ_صدر_اسلام
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
✅ مذاکره و همکاری با شیطان
🔶 در ایام شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم قرار داریم که هر چه میگذرد خاص بودنش هویداتر میشود. ولی در این سالها در حالیکه برای انتقام و قصاص آمر و مباشر قتل او میاندیشیدیم، دست تقدیر بار دیگر دونالد ترامپ را به کرسی قدرت بازگرداند. شرایط داخلی و خارجی ایران نیز بسیار پیچیده تر و حساس تر از گذشته شده است. گاه بخشی از راهحل آمریکا میشود. در این صورت میتوان به مذاکره و همکاری با دستوردهنده و قاتل شهید سلیمانی اندیشید؟
🔶 همانطور که تصمیم به جنگ و صلح در اختیار اولوالامر (خواه معصوم، و خواه رهبر غیرمعصوم) است، به طریق اولی مذاکره یا مجازات هم در اختیار اوست. من فقط میخواهم امکان آن را جستجو کنم. در تاریخ اسلام مواردی است که معصوم، در مقام امامت یا ولایت، با خبیثان و مغضوبان مذاکره، همکاری یا صلح کردند، برای مصلحت فرد یا جامعه اسلامی.
🔶 نمونه اول: قبل از فتح مکه، ابوسفیان با وساطت عباس از پیامبر (ص) امان خواست. بعد از فتح مکه، پیامبر ص هم به ابو سفیان امان داد، و هم خانهاش را امن اعلام کرد که هر کس در آن رود خون و مالش محترم باشد. حال آنکه خاندان ابوسفیان از ام الفساد در دین او و جهان اسلام شدند، و در روایات است آنکه از باطل پیش از حضرت، قدرت میگیرد از تبار سفیانی است. ابوسفیان ۲۰ سال بر پیامبر جنایت کرد و خونهای محترم فراوانی ریخته بود.
🔶 نمونه دوم: خلیفه دوم در شهادت حضرت زهرا (س) نقش داشت و غاصب مقام خلافت بود. ولو به اکراه، مولی علی (ع) با او بیعت کردند و بعدها به رغبت و برای حفظ شیرازه امت اسلامی، نه برای ترور او توطئه کردند، بالاتر، برای حفظ جانش نصیحت کرد که در جنگ ها شرکت نکند تا کشته نشود. در هیأت مشورتی جنگها، به دعوت خلیفه شرکت میکردند.
🔶 نمونه سوم: در مواجهه با پیشنهاد صلح معاویه فرزند سفیان، امام حسن (ع) ابتدائا از آن بیزاری جست. وقتی لشکر خویش را سست یافت، خطبه خواند که این صلح ننگین است ولی اگر پای مقاومت ندارید، ناچار میپذیرم. و پذیرفت. بزرگان پابه رکابی (حزباللهی) همچون قیس بن سعد و حجر بن عدی پیروی حضرت از مذاق جامعه را نپسندیدند و او را «مذل المومنین» خواندند. و تا مدتها از ایشان دوری میجستند. سراغ امام حسین (ع) رفتند تا او را برای جنگ تحریض کنند. حضرت همان رأی برادر را تایید کردند. بهرحال حضرت به دلیل بالاتری، تن به صلح ننگین با معاویه دادند.
🔸 #به_قلم_اساتید: آقای مجید بهستانی
🆔 @tahlil_shjr
#سبک_زندگی
#عدالت_و_مبارزه_با_فساد
#تاریخ_صدر_اسلام
#روشنگری
✅ او دیگر علی(ع) نبود!
1⃣ علی (ع) میتوانست با تقدیم استانداری به طلحه و زیبر از جنگ جمل جلوگیری کند!
2⃣ علی (ع) میتوانست با پذیرش موقتی حکومت معاویه زمان بخرد و از جنگ صفین جلوگیری کند!
3⃣ علی (ع) میتوانست با قبول شروط ساده خوارج از جنگ نهروان جلوگیری کند!
4⃣ علی (ع) اساسا خیلی زودتر از اینها میتوانست شروط شورای شش نفره را بپذیرد و قبل از عثمان به خلافت برسد! با یک خدعه ممکن بود.
5⃣ علی (ع) میتوانست در ماجرای حمله مردم معترض مصر و اهل مدینه به خانه عثمان سکوت کند و پس از قتل او به خلافت بی دردسر برسد. نه اینکه مَشک را پر آب کند تا به خانه عثمان برساند!
6⃣ علی (ع) میتوانست بیت المال را مانند خلیفه دوم و سوم تقسیم کند تا عرب را بر عجم برتری دهد، تا بنی هاشم و بنی امیه را بر سایرین برتری دهد! بی سر و صدا حکومت کند!
7⃣ علی (ع) میتوانست حُکم قاضی فاسد شُریح را تمدید کند و برای دولت خود حاشیه نسازد تا بر او قضاوت را تحمیل کنند!
8⃣ علی (ع) میتوانست عقیل بردارش را و اُم هانی خواهرش را از بیت المال سیرآب کند تا با ذغال داغ عقیل را پشیمان و خواهر را با دینار برابر با کنیزش بیرون کند!
9⃣ علی (ع) میتوانست هر بار پس از خبر فساد فرماندارانش سکوت کند و شکایت مردم از آنان را نادیده گیرد تا خواص فاسد حکومت او علیه او قیام نکنند!
🔟 علی (ع) میتوانست در صفین پس از آزادسازی چاه آب برای سپاهیان خود، آب را بر معاویه ببندد تا در مضیقه باشند.
🔶 بله علی (ع) میتوانست. تمکن و هوش داشت. در عرب باهوش ترین بود. با این کارها عمر دولت او طولانی میشد اما دیگر در آن صورت علی (ع) ایستاده بر تمام تاریخ بشر نبود! دیگر او علی (ع) نبود.
🔶 ولادت مردی که میتوانست برای بقا در قدرت خدعه کند و نکرد مبارک🌹علی (ع) یعنی ماندن بر سر اصول...
🔸 #به_قلم_اساتید: آقای دکتر علیرضا زادبر
🆔 @tahlil_shjr
#تاریخ_صدر_اسلام
#امامت
#مذهب_تشییع
#روشنگری
✅ پس از شهادت امام صادق (ع) در شیعه شش فرقه بوجود آمد
🔶 امام کاظم (ع) که در شب شهادت ایشان هستیم، فرزند ارشد امام صادق (ع) نبودند. فرزند ارشد ایشان فردی بود بنام "اسماعیل" که اتفاقا در زمان حیات امام صادق (ع) از دنیا رفت. امام صادق (ع) بزرگان شیعه را بر پیکر اسماعیل آوردند، پارچه از روی صورت اسماعیل برداشتند و از همگی اعتراف و شهادت گرفتند که اسماعیل زنده نیست!
🔶 در روز تشییع پیکر اسماعیل، امام بدون نعلین با حزن فراوان مقابل تابوت راه می رفتند، چند نوبت فرمان دادند تا تابوت را روی زمین بگذارند، کفن را کنار زدند تا مردم صورت اسماعیل را ببینند. هدف امام صادق (ع) این بود تا مردم به ویژه شیعیان پس از ایشان در جستن امام بعدی دچار اشتباه نشوند.
🔶 با این حال پس از شهادت امام صادق (ع) عده ای گفتند: بنا بر اعتقاد مهدویت اسماعیل امام ماست! فرقه اسماعیله بوجود آمد. امام صادق (ع) برای خود دو وصی انتخاب و معرفی کردند: کاظم و عبدالله.
🔶 عبدالله هفتاد روز پس از شهادت امام صادق (ع) از دنیا رفت اما باز گروهی امامت او را پذیرفتند! امام کاظم (ع) در دوره اوج قدرت بنی عباس به امامت رسیدند. آیا امام کاظم (ع) صرفا یک فرد در زندان بدون کنش سیاسی و اجتماعی بودند؟
🔶 عده ای از شیعیان آن زمان هم با وجود دسترسی به امام معصوم و با وجود دستور و تاکید امام معصوم در موارد متعدد با تفسیر و تاویل کلام امام، کار خودشان را بر اساس سلیقه خودشان پیش می بردند. کلام امام معصوم را تفسیر به رای خودشان میکردند. حال انتظار دارید در عصر غیبت کلام "ولی فقیه" را که غیرمعصوم است را به هزار بهانه تفسیر و تاویل نکنند!!!!
🔸 #به_قلم_اساتید: آقای دکتر علیرضا زادبر
🆔 @tahlil_shjr
#تاریخ_صدر_اسلام
#استعمار #شیعه
#اسلام_ناب
✅ بُرش تاریخی: سید برآمده از یک عقبه تاریخی است.
🔶 تا این لحظه از تاریخ، آخرین آخوند شیعه که در برابر استعمارگران ظالم و کودک کُشِ دنیا ایستاد، آن هم نه در منبر و خطابه و مباحثه بلکه در میدان جنگ، و در نهایت به شهادت رسید، روحانی شهید سید حسن نصر الله است. پیکر او به ابدیت سپرده میشود و قطعا آخرین نخواهد بود. آبرو روحانیت است.
🔶 سید شجاع، سیاستمدار، فرمانده، اهل تقوا و جهاد بود. برجسته و متفاوت بود اما اولین نبود و آخرین نخواهد بود. سید برآمده از سنتِ فقه هزار ساله تشیع است. او حاصل "لحظه" و "حال" نیست، او برآمده از یک مکتب غنی و قوی است.
🔶 از نیمه قاجار که تقابل جهانِ اسلام و ایران با غرب اشغالگر آغاز شد، علمای اسلامی نهضت ایستادن مقابل هضم شدن در برابر تمدن مهاجم را رهبری نمودند. غرب بسیاری از کشورها را با استعمار مستقیم نظامی تصرف کرد اما یک صورت دیگر داشت و آن هضم جوامع دیگر در فرهنگ مدرنیته بود. روحانیت طراز اول شیعه ایستاد:
1⃣ میرزا مسیح مجتهد تهرانی بزرگ در برابر روس تزاری
2⃣ میرزای شیرازی بزرگ با فتوای تنباکو مقابل انگلستان
3⃣ ملاعلی کنی در برابر قرارداد رویتر
4⃣ آخوندخراسانی و سید ابوالحسن اصفهانی در عراق مقابل انگلیس و اخراج سید از عراق توسط انگلیسیها
5⃣ شهید شیخ فضل الله نوری مقابل جریان غربگرای ایرانی که ماموریت داشتند.
6⃣ روحانی شهید میرزا کوچک جنگلی مقابل روس تزاری و انگلستان به مدت هفتسال
7⃣ آیت الله العظمی بروجردی بزرگ در برابر هجوم و غلبه بهاییت در دوره پهلوی دوم بر فرهنگ و اقتصاد ایران
8⃣ آیت الله کاشانی بال دوم جریان ملی شدن نفت در برابر انگلستان، زندانی انگلیسی ها و در تبعید بود.
9⃣ حاج نورالله نجفی در اصفهان، علمای تبریز در دوره پهلوی اول، آیت الله بافقی و... هر کدام در دوره و جغرافیای ایران نماد مبارزه و ایستادگی بودند.
🔟 سرآمد آنان مجاهد بزرگ که موفق به حذف استبداد، اخراج استعمار و تشکیل حکومت شد: روح الله الموسوی خمینی
🔶 سید برآمده از عمق تاریخ شیعه و ایستادگی تاریخی علمای بزرگ تشیع است و این ایستادگی از تشیع علی بن ابی طالب و فقه امام صادق (ع) بر می آید. سید اهلِ اسلام نشستن و فقط ندبه نبود. سید قاعد و نشسته بر کنج حجره نبود. سید اهل قیام بود. پس اولین نیست. آخرین هم نخواهد بود.
🔸 #به_قلم_اساتید: آقای دکتر علیرضا زادبر
🆔 @tahlil_shjr
#تاریخ_صدر_اسلام
#حضرت_خدیجه(س)
#روشنگری
✅ امالمؤمنین!
🔶 با شنیدن واژۀ «ام المؤمنین» چه شخصیتی به ذهنتان میرسد؟ درست است جناب عایشه؛ کوچکترین همسر پیامبر اسلام (ص)! به نظر شما این کمی عجیب نیست که خدای متعال همسران پیامبر (ص) را «ام المؤمنین» مینامد (و نسائه امهاتهم؛ «احزاب،6») ولی تنها یکی از آنها و آنهم کوچکترینشان به این نام مشهور میشود؟
🔶 قطعاً با کرامتترین همسر پیامبر (ص) که مورد اجماع فریقین است، حضرت خدیجه کبری (س) است که 25 سال در کنار پیامبر (ص) زندگی کرد و در کرامت و شرافتش همین بس که گوهری به نام فاطمه (س) از دامان او پای به عالم هستی گذاشت... ولی این قدر در طول تاریخ عنوان «ام المؤمنین» برای جناب عایشه استفاده شده که ما هم ناخواسته با شنیدن این عنوان به یاد این شخصیت میافتیم...
🔶 به نظرتان ما در حق «ام المؤمنین حضرت خدیجه (س)» جفا نکردهایم؟ بیایید این جفای تاریخی را در حق حضرت خدیجه س ادامه ندهیم و این شخصیت بزرگ را با عنوان «ام المؤمنین» بخوانیم تا لااقل ذهنیت نسل های بعد درست شکل بگیرد... رحلت ام المؤمنین حضرت خدیجه کبرا (سلام الله علیها) را به همه مؤمنین تسلیت میگوئیم.
🆔 @tahlil_shjr
#تاریخ_صدر_اسلام
#خوارج #امام_علی(ع)
#اسلام_ناب
✅ خوارج، تکفیر، تفسیق و قتل امام علی علیه السلام
🔶 خوارج مردم کوتاهفکری بودند ولی به آنچه میگفتند معتقد بودند و عمل میکردند. اینها در باب عمل یک عقیده افراطی ابراز کردند، یعنی یک مردم اصالتالعملی و طرفدار عمل بودند چون خودشان زاهد و مقدس بودند و اهل عمل هم بودند؛ نه زاهد منفی و گوشهنشین، بلکه واقعاً زاهد مجاهد بودند.
🔶 خوارج برای عمل یک ارزش افراطی قائل شدند به این معنا که گفتند همچنان که ترک ایمان موجب کفر است، ترک عمل هم موجب کفر است؛ یعنی همین طور که اگر کسی منکر خدا یا پیغمبر باشد کافر و از اسلام خارج است، اگر کسی یک گناه کبیره مرتکب بشود مثلا یک بار دروغ بگوید یا غیبت کند یا شرب خمر کند و یا زنا کند نیز کافر است. یک چنین عقیدهای داشتند که این عقیده مسلّم با اسلام سازگار نیست.
✍ استاد مطهری، گریز از ایمان و گریز از عمل، ص152.
🔶 در آخر کار هم، این خوارج و خشکه مقدسها بودند که از روی کمال عقیده و ایمان و خلوص، علی علیه السلام را تکفیر و تفسیق میکردند. نمیدانید اینها با علی چه کردند! واقعاً انسان وقتی مصائب امیرالمؤمنین را میبیند، حیرت میکند. یک کوه هم طاقت ندارد این مقدار مصیبت را [تحمل کند.] درد دل خود را با که بگوید؟
✍ استاد مطهری، انسان کامل، ص54
📌 خوارج و اصالت عمل
🔸 #به_قلم_اساتید: شهید مرتضی مطهری؛ فیلسوف انقلاب اسلامی
🆔 @tahlil_shjr
#ولایت_فقیه
#خط_حزب_الله #نشریه
#معنویت
#تاریخ_صدر_اسلام
#نهج_البلاغه
#اسلام_ناب
✅ نهجالبلاغه و نسبت آن با زمانهی ما
🆔 @tahlil_shjr
شجر
#ولایت_فقیه #خط_حزب_الله #نشریه #معنویت #تاریخ_صدر_اسلام #نهج_البلاغه #اسلام_ناب ✅ نهجالبلاغه و
خطحزبالله۴۹۴.pdf
حجم:
1.56M
#ولایت_فقیه
#خط_حزب_الله #نشریه
#معنویت
#تاریخ_صدر_اسلام
#نهج_البلاغه
#اسلام_ناب
✅ نهجالبلاغه و نسبت آن با زمانهی ما
🔶 هفتهنامهی خطحزبالله به مناسبت تاکید حضرت آیتالله خامنهای در سخنان اول فروردین امسال بر توجه ویژه به نهجالبلاغه، در سرمقالهی خود به بررسی اجمالی ویژگیهای نهجالبلاغه و نسبت آن با زمانهی ما پرداخته است.
🔶 خطحزبالله در خبری اختصاصی، بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در تجلیل از برنامههای قرآنی ماه مبارک رمضان که در جلسه عزاداری بیان شد را منتشر کرده است.
🔸 خط حزب الله؛ شماره ۴۹۴
🆔 @tahlil_shjr
شجر
#ولایت_فقیه #خط_حزب_الله #نشریه #معنویت #تاریخ_صدر_اسلام #نهج_البلاغه #اسلام_ناب ✅ نهجالبلاغه و
#معنویت
#تاریخ_صدر_اسلام
#نهج_البلاغه
#اسلام_ناب
✅ «نهجالبلاغه» و نسبت آن با زمانهی ما
🔰 قسمت اول
🔶 وقتی از «نهجالبلاغه» سخن میگوییم، منظور یک کتاب روایی صرف نیست. کتاب روایی کتابی تخصّصی است برای محدّثان و فقها که سلسلهی سند دارد یا محدود به یک یا دو موضوع خاص است، مثل «کافی» و «بحار» که عموم مردم هم معمولاً با آنها سروکار زیادی ندارند؛ امّا «نهجالبلاغه» برای عموم نوشته شده، نه برای یک گروه خاص. در کتاب «مروجالذّهب» مسعودی ــ که از متقدّمان است و گویا سال ۳۴۵ هجری و 14 سال قبل از تولّد سیّد رضی وفات کرده ــ آمده که مردمِ زمانِ او بیش از چهارصد خطبه از امیرالمؤمنین را حفظ بودند و این سخنان، هم به لحاظ گفتاری و هم رفتاری، بین مردم رایج بوده. پس در ابتدا باید دقّت کرد که سیّد رضی، گردآورندهی «نهجالبلاغه»، به عنوان یک ادیب برجسته سخنان امیرالمؤمنین را از حیث هنری و بلاغت که در اوج بوده گلچین کرده است و حتّی تقسیمبندی «خطبه» و «نامه» و «کلمات قصار» هم حاصل تدبیر خود سیّد رضی است. لذا ملاک برای او بلاغت بوده؛ حال چون این سخنان منسوب به امیرالمؤمنین است، طبیعی است که در اوج معارف و استواری کلام قرار دارد.
🔶 کتابهای قدیم را با تعداد نسخههای خطّیشان میسنجیدند؛ «نهجالبلاغه» از این لحاظ استثنا است و تعداد نسخههای خطّی آن با هیچ کتابی از آثار شیعه قابل مقایسه نیست، جز قرآن؛ این یعنی مورد اقبال گسترده بوده. کتابهایی مثل «کافی» و «تهذیب» را قاعدتاً یک فرد غیرشیعه نمیتواند شرح کند، امّا «نهجالبلاغه» حتّی از همان صدر اسلام مورد توجّه بوده. پیش از سیّد رضی هم افرادی مثل جاحظ، کلماتی از حضرت علی (علیه السّلام) را شرح کردهاند؛ بعد از آن هم خود «نهجالبلاغه» شرحهای متعدّدی پیدا کرده است، چرا که این کتاب جایگاه جهانی دارد. بنابراین، این جایگاه اقتضا میکند که «نهجالبلاغه» به عنوان یک کتاب هنرمندانه و بلیغ، در کانون توجّه باشد.
🔶 برای فهم بهتر موضوع، فرض کنید یک تابلوی نقّاشی از استاد فرشچیان بر دیوار آویخته باشد؛ هر بینندهای، با هر ملّیّت و زبانی، زیبایی و ارزش این اثر را درک میکند. «نهجالبلاغه» هم چنین وضعیّتی دارد؛ کتابی است که شاید بتوان گفت نمونهی مشابهی از آن وجود ندارد و کتابی است که میتواند محور گفتوگوی انسانی قرار بگیرد. بسیاری از مسیحیان عربزبان که با شخصیّت امیرالمؤمنین آشنا شدهاند، از طریق «نهجالبلاغه» با حضرت ارتباط گرفتهاند، دربارهاش شعر گفتهاند و کتاب نوشتهاند. اگر کسی آثار مسیحیان عربزبان را در مدح امیرالمؤمنین یا در تحلیل سیرهی او بررسی کند، بهوضوح میبیند که از «نهجالبلاغه» تأثیر گرفتهاند. مثل این است که یک فرد ادیب که سعدی و حافظ میخواند، وقتی با متونی از دیگران مواجه میشود، فرقش را فوراً درک میکند؛ عربزبانها هم اگر با زبان فصیح آشنا باشند، متوجّه این تفاوت میشوند. کتابهای روایی ما معمولاً اینگونه نیستند، بلکه محتوامحورند؛ امّا «نهجالبلاغه» صرفاً از جهت محتوا انتخاب نشده، بلکه به خاطر قوّت وجودی و بلاغت کلامیاش گردآوری شده است.
🔶 این نکته هم قابل توجّه است که سیّد رضی تا جایی که میتوانسته تلاش کرده وارد بخشهای حسّاس نشود. او تقریباً هیچ روایت فقهیای از امیرالمؤمنین نیاورده است و هرجا هم که موضوع حسّاس بوده، از آن گذشته است؛ چون میخواسته بگوید علیّبنابیطالب (علیه السّلام) را فقط یک خلیفه در کنار دیگران نبینید، بلکه او سخنور است، حکیم است، ادیب است، هنرمند است و ویژگیهای دیگری مانند اینها که فارغ از مذهب یا آیین خواننده، وجود دارد و بهراحتی قابل درک است.
🔶 نکتهی دوّم این است که محتوای «نهجالبلاغه» به گونهای است که بهشدّت بر خواننده اثر میگذارد. پسر بولُس سلامه، نویسندهی مسیحی، میگوید که شبی بالای سر پدرم رفتم و دیدم بالش او خیس است؛ تعجّب کردم و پرسیدم چه شده، گفت دیشب میخواستم شعری برای علی بگویم و مشغول خواندن آثاری دربارهی او و سخنانش بودم که از شدّت تأثّر گریستم.
🔶 «نهجالبلاغه» کتابی پُرحرارت است؛ برای هر کسی که با آن اُنس بگیرد، این حرارت معلوم است؛ هرچه با واسطهی کمتری سراغ «نهجالبلاغه» برویم، این حرارت بیشتر به چشم میآید. البتّه امروزه «نهجالبلاغه» ترجمه میشود، امّا ممکن است در ترجمه دقّت نشود یا زمینهی صدور کلام روشن نباشد؛ لذا هرچه کسی صافتر و اصیلتر با «نهجالبلاغه» مواجه شود، این حرارت را به شکل روشنتری درک میکند.
🆔 @tahlil_shjr
شجر
#معنویت #تاریخ_صدر_اسلام #نهج_البلاغه #اسلام_ناب ✅ «نهجالبلاغه» و نسبت آن با زمانهی ما 🔰 قسمت
#معنویت
#تاریخ_صدر_اسلام
#نهج_البلاغه
#اسلام_ناب
✅ «نهجالبلاغه» و نسبت آن با زمانهی ما
🔰 قسمت دوم
🔶 اُنس با «نهجالبلاغه» به طرز جالب توجّهی بر غنای کلام خواننده، چه در گفتار و چه در نوشتار، میافزاید. عبدالحمید کاتب از کاتبان دورهی بنیامیّه در نیمهی اوّل قرن دوّم هجری و مشهور به برخورداری از سبک نگارش عالی است. از او پرسیدند این ذوق را از کجا آوردی، گفت «حفظت سبعین خطبة من خطب الاصلع ففاضت ثمّ فاضت»؛ هفتاد خطبه از خطبههای علی را حفظ کردم، پس چون چشمه جوشید و فوران کرد. از این رو، می توان گفت «نهجالبلاغه» برای آنان که با سخن گفتن و نوشتن سروکار دارند، منبعی الهامبخش و اثرگذار و باحرارت است. و امّا نکتهی سوّم که به نظر میرسد مهمترین نکته دربارهی «نهجالبلاغه» است و دقیقاً نقطهی تمایز آن با سایر کتابها است و مطالعهی آن را برای هر دینداری که به مسائل اجتماعی و بهویژه حکومت علاقهمند است ضروری میکند، این است که «نهجالبلاغه» بازتاب ایدئالهای حکومت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نیست، بلکه عینیّت حکومت او است.
🔶 «نهجالبلاغه» سه حیطهی موضوعی دارد. یک حیطه مباحث معرفتی، اعتقادی و بهویژه توحیدی است. مثلاً آیتالله جوادی آملی میفرماید کسی که سطح عالی علوم دینی را تمام کرده و یک دوره «اسفار» خوانده، تازه اهلیّت دارد که سر کلاس «توحید در نهجالبلاغه» شرکت کند؛ این یعنی ورود به آن سطح برای عموم جامعه دشوار است. حیطهی دوّم مباحث اخلاقی است که آن هم در منابع روایی دیگر فراوان است. البتّه گاهی ممکن است روایات اخلاقی «نهجالبلاغه» با سایر منابع مثل «کافی» تزاحم یا تعارض داشته باشند ــ که فهم درست و دقیق این مسئله نیازمند استاد است ــ امّا روایات مشابهش زیاد است. حیطهی سوّم آن چیزی است که به نظر میرسد رهبر معظّم انقلاب اسلامی هم بیشتر روی آن تأکید دارند؛ یعنی همان «عینیّت حکومت».
🔶 حضرت امیر (علیه السّلام)، در «نهجالبلاغه»، دربارهی عزلونصبها، تصمیمگیریهای روزانه، برخورد با افراد مختلف، مدیریّت بحرانها و مسائلی مانند اینها سخن گفته است؛ آن هم نه در فضای آرمانی، بلکه در میدان واقعیّتها و محدودیّتها. مثلاً حضرت (علیه السّلام) محمّدبنابیبکر را بدون اینکه فسادی از او سر زده باشد، از حکمرانی مصر عزل میکنند ــ چون شرایطش برای مدیریّت آنجا مناسب نیست ــ سپس مالک اشتر را میفرستند به جای او، امّا مالک در بین راه شهید میشود و ایشان دوباره محمّدبنابیبکر را ابقا میکنند؛ یا مثلاً اشعث را بعد از جنگ جمل ابقا میکنند، با اینکه او از والیان عصر عثمان است. اینها نشان میدهد که امیرالمومنین (علیه السّلام) در واقعیّتهای حکمرانی تصمیمگیری کرده است، نه صرفاً در آرمانها.
🔶 و اینکه این رفتارها، این نامهها، این خطبهها که وسط عزلونصبها و در دل وقایع اجتماعی و سیاسی صادر شدهاند، برای جمهوری اسلامی میتواند تجربهای آموزنده باشد؛ چرا که حکومت امام زمان (عجّل الله فرجه) هنوز رخ نداده است، امّا حکومت امام علی (علیه السّلام) یک بار در تاریخ محقّق شده و میتوان آن را بررسی کرد. مطالب «نهجالبلاغه» اسناد این تجربه است؛ تجربهای که در اوج صداقت و دیانت و در دل سختترین شرایط رقم خورده. این است که «نهجالبلاغه» را از دیگر متون دینی متمایز میکند.
🔖 منتشرشده در شماره جدید نشریه خط حزبالله
🆔 @tahlil_shjr