eitaa logo
تحلیل استراتژیک سینما
85 دنبال‌کننده
158 عکس
26 ویدیو
5 فایل
در این کانال سینما مورد بررسی تحلیلی قرار می‌گیرد ارسال پیام @Choopanianma
مشاهده در ایتا
دانلود
تحلیل استراتژیک سینما
ناتوی فرهنگی در سینما ٢ در ایران فیلمی ساخته میشود به نام اسرافیل که در آن به تو القاء میکند برای خوشبخت شدن باید وطن و مردم عقب مانده اش را ترک کنی و به خارج بروی و عین همان فیلم برای مردم روسیه ساخته میشود به نام مشتهای از هم گشوده داستان هر دو فیلم مشتهای از هم گشوده و اسرافیل ماجرای زنان جوانی است که در دام خانواده‌ای فقیر و فلک‌زده گرفتار شده‌اند و در هر دو فیلم مردی خارج رفته به وطن باز‌می‌گردد تا آن زن جوان را با خودش به دنیای متمدن ببرد همچون فرشته‌ی نجات فرشته‌ای همنام با اسرافیل که فرشته‌ی حیات‌بخش و خارج کننده از گور است در هر دو فیلم محور اصلی زن و محدودیتهای اجتماعی او در وطنش است که زندگی را برایش تلخ کرده است در نسخه‌ی ایرانی دختر جوان گرفتار مادری دیوانه و برادری سودجو است و در نسخه‌ی روسی دختر جوان گرفتار پدری مریض و متعصب و جامعه‌ای عقب‌افتاده است البته در نسخه‌ی ایرانی یا همان اسرافیل ماجرای زنی دیگر با بازی هدیه تهرانی نیز بطور موازی روایت می‌شود که از یکسو بیماری عصبی دارد و از سویی دیگر گرفتار جامعه‌ای بسته و دگم و متعصب است و نهایتاً با تمام بدبختی‌هایش در وطن می‌ماند و ماندنش احساسی مانند زنده‌به‌گور شدن این یکی زن به توی بیننده منتقل می‌کند همین احساس زنده‌به‌گور ماندن در نسخه‌ی روسی در مورد برادر کوچک زن جوان ایجاد می‌شود آنجا که او می‌ماند و پدری مریض و روانی و فرشته‌ی نجات فقط یک زن را میتواند از گور نجات می‌دهد به این نوع سینما می‌گویند سینمای سانسور که‌ در آن همه چیز سانسور می‌شود و فلاکت و بدبختی و تعصب و عقب‌ماندگی بزرگنمایی میشود برخی نیز به این نوع فیلمها عنوان برازنده‌ی سینمای سفارشی را داده‌اند که داستان آنها توسط کاسبان بین المللی مهاجرت و نخبه‌دزدان نوشته می‌شود این مدل سینمای بدبخت‌ نما هدفی جز ایجاد ناامیدی در دل مخاطبانش ندارد همان ناامیدی که نهایتاً منجر به مهاجرت نخبه و غیر نخبه به کشورهایی می‌شود که در عالَم خیالاتی سینما مهد خوشبختی معرفی شده است مهاجرتهایی برای بیگاری یادش بخیر کارتون پینوکیو که در آن آقاروباهه و گربه‌ نره پینوکیو را با چرب‌ زبانی متمایل به مهاجرت به سرزمین شادی می‌کنند تا اورا تبدیل به الاغی بارکش کنند برای بیگاری
تحلیل استراتژیک سینما
آتابای داستان جا ماندن تو از زندگی است آنگونه که عمری بخاطر کینه‌های بی‌بنیان و ناشی از سوءتفاهم در تنهایی می‌گذرانی و باقیمانده را هر چقدر هم دوان‌دوان طی کنی باز نمی‌رسی آتابای فیلم سینمایی زندگی بی‌رنگ و بوی خیلی از مردان و زنان جامعه‌ی ما است که از چهل سالگی گذشته‌اند و هنوز ازدواج نکرده‌اند حالا به هر دلیل یا به هر بهانه‌ای کاظم که اسم خودش را آتابای یا بزرگ‌مرد گذاشته است شخصیتی با کلکسیونی از شکستها و غمهای بی‌خود است که او را از زندگی شیرین متأهلی دور نگاه داشته اند و حالا دستانِ این کلکسیون رنگارنگِ غمها یکباره پوچ می‌شوند آتابای از یکسو غم خواهر جوان‌مرگش را دارد که در نوجوانی به مردی پیر شوهرش داده‌اند و او بخاطر ازدواج مجدد شوهرش خودسوزی کرده است و حالا معلوم می‌شود که خواهر آتابای بخاطر ازدواج دوست‌پسرش خودکشی کرده است از سویی دیگر غم از دست دادن عشقی نافرجام در دوران دانشجویی آتابای را زمینگیر کرده است حال‌آنکه گویی او خود این عشق یکسویه را زنده نگاه داشته تا بتواند رفتار هوسبازانه‌ی مجردی‌اش را در زیر چتر این غم مصنوعی توجیه کند اکنون آتابای مانند خیلی از مردان و زنان مجرد دچار بحران چهل‌سالگی می‌شود و در اوج تنهایی خفه‌کننده تصمیم می‌گیرد تمام بهانه‌های تنهایی‌اش را مانند بادکنکهایی رنگی یکی‌یکی بترکاند البته بدون تخریب شخصیت خودش و کاملاً حق به جانب آتابای بعد از به اصطلاح بخشیدن بزرگوارانه‌ی گناهان دوست و شوهرخواهر و پدر و دختر دوران دانشگاهش تصمیم به ازدواج با دختری از سرطان رهاشده می‌گیرد ولی این تصمیم را چنان متکبرانه و بزرگ‌منشانه اعلام می‌کند که دخترک با احساسی شبیه به تنفر از او فرار می‌کند آتابای در آخر قصه یواش‌یواش رو به سوی انجماد تنهایی پیش می‌رود بی‌آنکه بهانه برای ستیز با دیگران داشته باشد شخصیتهای دیگری در فیلم نیز دچار تنهایی هستند که هر یک به نوعی خود را غرق فراموشی می‌کنند همچون زن بدزبان صاحب هتل‌بومگردی که با تن‌فروشی تنهایی‌اش را پر میکند یا پدر آتابای که یواشکی تریاک می‌کشد و همه را جز خود دیوانه قلمداد میکند و یحیی که زنش تازه مرده و خود را با مشروب دست‌به‌گریبان کرده است
تحلیل استراتژیک سینما
لایه ظاهری این فیلم روسی هیجانِ تعقیب و گریز با چاشنی فلسفی دنیا های موازی است که انصافاً از فیلم های هالیوودی جذاب تر ساخته شده ولی لایه اصلی آن نمایش چهره واقعی تمدن غرب است اسم فیلم که فراتر از لبه است گویای این است که می‌خواهد در لایه های زیرین و پنهان عرضه شده در این فیلم پیام مهمی را مخابره کند دنیای عرضه شده در این فیلم دنیای قمارخانه ها است و گویا تمدن نوین بشر غربی تمدن قمار و پول است اگرچه قصد افشای داستان فیلم را ندارم ولی کل داستان فیلم برمی گردد به ساز و کار دنیای فوق‌مدرن غرب فیلم فراتر از لبه سلسله مراتب عالم انسانی را به اینگونه تعریف می‌کند شیطان حکومت مدیرعامل و نخبه‌ها هر کسی در این سلسله مراتب دو چهره یا دو نقاب دارد یک چهره شبیه بالادستی میشود با همان انگیزه‌ها و دیگر چهره یا نقابش شلیه به افراد پایین‌دستی‌اش میشود شخصیت اصلی فیلم که نقشی شبیه به یک مدیرعامل جوان را پیدا می‌کند خورده سارقی است که باید به وسیله استخدام چند انسانِ با استعدادهای فوق‌العاده ولی سالم‌النفس پول هنگفتی را برای بالادستی خود که دست نشانده شیطان است سرقت کند حال‌آنکه همین فرد دزد با نخبه‌های زیردستش مانند یک انسان شریف و با احساسات و اهداف انسان دوستانه رفتار می‌کند این فیلم روسی در لایه های زیرین خود برای ضمیر ناخودآگاه جوانان بااستعدادی که به غرب مهاجرت می‌کنند این پیام مخفی را ارسال می کند که عمر خود را صرف اهداف پوچ چند سارق قمار باز نکنید راستی واژه قمارباز چقدر برازنده دونالد ترامپ بود که میز قمار ریاست جمهوری آمریکا را در همان دوره اول واگذار کرد پی‌نوشت بعنوان نمونه‌ی انحصارگرایی گوگل و ویکی‌پدیا میتوان از حذف نام و مشخصات این فیلم روسی ازشناسنامه فیلم های آنتونیو باندراس یاد کرد
تحلیل استراتژیک سینما
هشتاد و هفت سال پیش چارلی چاپلین در فیلم تفکر برانگیز عصر جدید دست به یک پیشگویی بزرگ زد و گفت که انسان ها به سمت پرستش ماشین می روند حالا بعد از هشت دهه شاهد تولید یک سریال تلویزیونی پرطرفدار میشویم به نام سفر بزرگ که مخاطبان و طرفداران آن آدم‌های ماشین پرست هستند به راستی چرا انسان وقت و عمرش را صرف به‌به و چهچه ماشین های جورواجور و رنگارنگ کند که مثلاً فلان مدل بنز از فلان مدل تویوتا در کویر کم می‌آورد چگونه است که افراد ماشین باز حرفه ای از گیربکس فولکس‌واگن مدل نود میلادی اطلاعات دارند ولی از سنگ‌کلیه همسرشان خبر ندارند چگونه است که یک آدم ماشین باز دوتا جعبه بزرگ مجله ماشین در زیر تخت خوابش نگهداری می کند ولی حتی یک‌صفحه از نامه‌‌های عاشقانه همسرش را که در دوران عقد برایش می‌نوشته محافظت نکرده است عرفای ادیب این مرز و بوم عشق مرد به زن را عشق مجازی می نامیدند و عشق به پروردگار را عشق حقیقی ولی افسوس که امروزه عشق مجازی ما آدمها عشق به ماشین و موتور و گوشی شده است و اگر کسی عاشق انسانی شود متحیرانه آن را عشقی حقیقی و البته نایاب بر میشماریم چاپلین عزیز کابوس تو که آن را به فیلم تبدیل کرده بودی تعبیر شده است و انسانها در عشق به ماشین ها هضم و دفن شده اند آیا نه این است که برای بازیافت انسان اصیل باید دمای حرارت کوره بلا و مصیبت را بالا برد و همزمان ماشین ها را ناتوان و بی اثر ساخت تا بشر به اصالت بهشتی و معنوی خودش بازگردد واین بازگشت از پرستش ماشین دقیقاً آنجایی اتفاق می‌افتد که بشریت مضطر و مضطرب شود و هیچ ماشین و ساختار ماشینی دیگر به درخواست نجاتش جواب ندهد تا اینکه عاجزانه در درگاه خدا فریاد زند أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوٓءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَآءَ الْأَرْضِ ۗ أَإِلَٰهٌ مَعَ اللَّهِ ۚ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ [آیا آن شریكان انتخابی شما بهترند] یا آنكه وقتی درمانده‌ای او را بخواند اجابت می‌كند و آسیب و گرفتاری‌اش را دفع می‌نماید، و شما را جانشینان [دیگران در روی‌] زمین قرار می‌دهد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [كه شریك در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] اندكی متذكّر و هوشیار می‌شوند. (۶۲) نمل - 62 قرآن مبین
تحلیل استراتژیک سینما
فیلم زیبا و پرهیجان بابایاگا یک فیلم ترسناک با موضوع جن کودک دزد است که گویا در کشورهای دیگر همچون ایران افسانه ساز بوده است این فیلم روسی اگرچه افسانه‌ای قدیمی را در زمان حال روایت می‌کند اما هدف اصلی‌اش هشدار دادن به خانواده‌ها است که مراقب باشد فضای مجازی دارد رابطه بین اعضای خانواده را تخریب میکند شعار تند این فیلم یک چاقوی دو لبه است که یک لبه به سمت والدین و لبه دیگر به سمت نوجوانان و جوانان است که هر دو گروه اگر مراقب نباشند ممکن است در فضای مجازی زنده‌به‌گور شوند به نوعی دزدیده شدن کودکان در فیلم بابایاگا اشاره به سرقت روح صادق و صمیمی کودکانگی انسانها دارد که این روزها توسط فضای شعاری مجازی در حال ارتکاب است فیلم بابا یاگا یکی دیگر از شاهکارهای سینمای نوین روسیه است و با بهره گیری از فرهنگ غنی ادبیات داستانی که میراث بزرگانی مانند فئودور داستایوفسکی و آنتوان چخوف است توانسته است داستان سرایی را بر پرده نقره سینما به کمال برساند احضار اسطوره‌ها در زمان تکنولوژی یا زمان حال یکی از سخت ترین کارهای فیلم‌نامه‌نویسان است که معمولاً هم نچسب از آب در می‌آید ولی فیلم بابا یاگا داستان اساطیری قرنها قبل را به زیبایی در بستر زمان حال می‌نشاند چنان که اصلاً تناقض و تعارض بین جن کودک دزد قرنهای گذشته و زندگی امروز نمیبینیم اکنون سینمای فانتزی روسیه دارد از سینمای تخیلی و پوچ‌گرای هالیوود جلو می‌زند و این غلبه به دلیل تکیه بر ادبیات غنی و ریشه‌دار در فلسفه‌ی شرق روسیه است
تحلیل استراتژیک سینما
چند دهه بعد از ریاست جمهوری دونالد ترامپ آمریکا دچار خشکسالی می‌شود و حکومتی جنایتکار مردم را در کوره‌ها تبدیل به خاکستر می کند که افشای این راز باعث یک انقلاب مردمی در آمریکا می‌شود این خلاصه‌ی فیلم انجمن انسانی با بازی ارزشمند نیکلاس کیج است که در سال دوهزاروهفده همزمان با دوران ریاست جمهوری ترامپ ساخته شده است گویی متن مقدسی به دست غربی‌ها رسیده است که در آن نوشته در آخرالزمان کشور آمریکا دچار نابودی و فروپاشی میشود سالهاست در فیلمهایی تحت ژانر آخرالزمانی شاهد آثاری هستیم که در آنها کشور آمریکا کشور تکنولوژی و دانش عظیم مدیریت بر روی خودش فرو می ریزد و خودش را نابود میکند فیلم های زیادی این هشدار یا در واقع این نوید را دادند که عاقبت غول جهان چیزی جز سقوط و نابودی نیست اما هربار جَک غول‌کُش را در لباسی دیگر می‌یابیم در فیلم انجمن انسانی غول پوشالین آمریکا توسط مردمانی نابود می شود که حقیقت دروغ این نظام آدمکش را فهمیده اند اگرچه این فیلم بسیار شبیه فیلم لوگان است که قبلاً نقد آن را در همین پیج تقدیم کرده بودم ولی بازی نیکلاس کیج آن را متفاوت کرده است همچنین فضای فانتزی روایت فیلم انجمن انسانی بسیار شبیه فیلم زیبا و تفکر برانگیز فارنهایت چهارصدوپنجاه‌ویک اثر فرانسوا تروفو است که برای ما دهه شصت و پنجاهی‌ها بسیار خاطره آفرین است به نظر می‌رسد این سالهای اخیر فیلمسازان تلاش دارند باری دیگر سینمای اندیشه را جایگزین سینمای هیجان کنند و این نویددهنده ظهور دوران جدیدی برای بشریت است