#بچههای_شیکاگو؛ #از_سانتیاگو_تا_تهران
✍ دکتر سید یاسر جبرائیلی
1⃣بخش نخست
💥آنچه در عرف به افشاگری موسوم است، نه شیوه این قلم بوده و نه شان آن است. اما خطری که از جانب سیاستهای نئولیبرال کشور را تهدید میکند، طرح این بحث مهم را ضروری ساخته است. مخاطب این نوشته کوتاه هم دستگاههای امنیتی نیستند که از فردا راه بیفتند و بگیر و ببند راه بیندازند و پسفردا هم خیال کنند که توانستهاند به نفوذ پایان دهند؛ چه، مسئله یک یا دو فرد و یک تیم نیست که با بازجویی و بازداشت، خاتمه یابد. مخاطب اصلی حقیر در اینجا، نخبگان فکری و اجرایی انقلابی در کشور هستند که با شیوههای دشمن آشنا شوند و از یک #تفکر_مسموم که ابزار دشمن است، فاصله بگیرند.
در دوره جنگ سرد، رقابت سختی میان آمریکا و شوروی برای قرار دادن کشورها در بلوک تحت سلطه خود در گرفته بود و هر یک با ابزارهایی در پی گسترش سلطه خود و جلوگیری از گسترش بلوک مقابل بودند؛ هم حاکم شدن ایدئولوژیشان بر کشورهای جهان را دنبال میکردند، هم در برابر حاکم شدن ایدئولوژی مقابل، میایستادند.
آمریکا با شعار کمک به توسعه کشورها در پی توسعه سلطهاش بود و این انگاره را تبلیغ میکرد که لیبرال-دموکراسی توسعه میآورد، اما کمونیسم ضد توسعه است.
در همین چارچوب، هری ترومن سی و سومین رئیسجمهور آمریکا در سخنرانی تحلیف خود، از برنامهای رونمایی کرد که به "اصل چهار ترومن" معروف شد. او مدعی بود آمریکا به دنبال استثمار کشورها با روشهای استعماری نیست، بلکه میخواهد به توسعه آنها کمک کند. پیرو این مباحث، کنگره آمریکا قانونی تحت عنوان "کمک اقتصادی خارجی" برای حمایت از توسعه کشورهایی که پیمان دوجانبه با آمریکا منعقد میکردند- بخوانید زیر بلیط آمریکا قرار میگرفتند- تصویب کرد. اولین کشوری هم که تحت این برنامه مورد حمایت آمریکا قرار گرفت، ایران بود.
سال ۱۹۷۳ توماس پترسون در مقالهای نشان داد که این برنامه، در جهت تامین منافع یکجانبه واشنگتن عمل کرده است؛ آمریکا واردات مواد خام استراتژیک از این کشورها را افزایش داده، بدون اینکه تاثیر قابل توجهی روی محرومیت و توسعهنیافتگی آنها بگذارد.
کمکهای اقتصادی آمریکا در چارچوب اصل چهار ترومن، صرفا بخش کوچکی از برنامه را تشکیل میداد. کمک اصلی، کمک فنی به قربانیان برای تدوین برنامههای توسعه بود.
شیلی یکی از قربانیان این کمکهای فنی آمریکا در چارچوب اصل چهار ترومن بود. آنگونه که دیوید هاروی در کتاب تاریخچه مختصر نئولیبرالیسم گزارش میکند، در دهه ۱۹۵۰ میلادی، وزارت خارجه آمریکا از محل بودجه جنگ سرد، و با واسطه دو بنیاد فورد و راکفلر، تعدادی از اقتصاددانان شیلیایی را بورسیه کرد تا در دانشگاه شیکاگو زیر نظر میلتون فریدمن (از اجداد نئولیبرالیسم) علم اقتصاد بخوانند و پس از بازگشت به کشورشان، این علم را پیاده کنند تا توسعه پیدا کنند. وقتی در سال ۱۹۷۳ دولت سالوادور آلنده با کودتای تحت حمایت آمریکا توسط آگوستو پینوشه سرنگون شد، دستآموزهای فریدمن- که به بچههای شیکاگو معروف شدند- برنامهریزی برای اقتصاد شیلی را در دولت پینوشه به دست گرفته و آنچه را اصلاحات میخواندند، آغاز کردند.
اخذ وام از IMF، خصوصیسازی، مقرراتزدایی، آزادسازی، کاهش هزینههای عمومی دولت و هرآنچه امروز به عنوان سیاستهای نئولیبرال شناخته میشود را در شیلی پیاده کردند. فجایعی که در دوره پینوشه بر ملت شیلی گذشت، حدیث مفصلی است که شهره عالم شده است.
موفقیت این سیاستها در گسترش سلطه و تامین منافع آمریکا به قدری بود که ترویج و تجویز سیاستهای نئولیبرال تبدیل به بخشی رسمی از سیاست خارجی آمریکا شد و نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول در خدمت این سیاستها قرار گرفتند.
#بچههای_شیکاگو؛ #از_سانتیاگو_تا_تهران
✍ دکتر سید یاسر جبرائیلی
2️⃣بخش دوم
💥در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، هیلاری کلینتون که وزارت خارجه را برعهده داشت، از یک برنامه جدید رونمایی کرد که به نوعی در امتداد همان اصل چهار ترومن بود. این برنامه IDEP نام داشت و هدف آن، استفاده از ظرفیت خارجنشینان برخی کشورهای هدف، برای پیشبرد برنامههای آمریکا بود. کلینتون از قدرت هوشمند سخن میگفت و معتقد بود آمریکا باید در کنار داشتن ارتش قوی، روی دو بحث "دیپلماسی و توسعه" تمرکز ویژهتری داشته باشد. در همین راستا، دقیقا مانند دوره ترومن، بحث کمک فنی به توسعه کشورهای هدف در دستور کار قرار گرفت.
دقیقا مانند دوره ترومن، وزارت خارجی آمریکا چندین بنیاد خاص را انتخاب کرد تا اقتصاددانانی را از کشورهای قربانی بورسیه کنند و دقیقا در دانشگاه شیکاگو، علم اقتصاد تعلیمشان دهند تا به کشورهای خود بازگشته و سیاستهای نئولیبرال را پیاده کنند. یکی از این کشورها که آمریکا خیلی دغدغه توسعهاش را داشت ایران ما بود.
بنیادی با نام HAND توسط خانمی با نام نوشین هاشمی در چارچوب برنامه IDEP و با بودجه وزارت خارجه آمریکا ماموریت یافت که افرادی را از ایران بورسیه کرده و به دانشگاه شیکاگو اعزام کنند تا در آنجا علم اقتصاد بیاموزند و راهی ایران شوند تا ایرانی را که آمریکا تحت شدیدترین تحریمها قرار داده بود، توسعه یافته کنند.
این افراد، پس از بازگشت به ایران، وارد سازمان برنامه و بودجه کشور شدند. یکی از اولین دستپختهایشان، سند اصلاح ساختار بودجه کشور بود که اردیبهشت ۹۸ با همکاری یک هیئت چهار نفره از صندوق بینالمللی پول تدوین کرده و به دست اجرا سپردند. یکی از برنامههای کوتاهمدت این سند، افزایش قیمت حاملهای انرژی بود که منجر به فاجعه آبان ۹۸ شد.
این افراد، که یک شبکه کامل هستند و جمعی از پژوهشگران انقلابی، مستندات قابل توجهی از ربط و ارتباطات و اقدامات این شبکه جمعآوری کردهاند، مدیریت یک دانشکده اقتصاد در یک دانشگاه فنی-مهندسی را نیز بهعهده گرفتند.
با روی کار آمدن دولت آقای رئیسی، در کمال شگفتی همین تیم و همان افراد خاص بورسیه شده توسط بنیاد HAND، به عضویت شورای تدوین سند تحول دولت در آمدند و با تمام توان، همان سیاستهایی را که در دولت آقای روحانی دنبال میکردند و کارشان ناتمام مانده بود، در دولت جدید پی گرفتند. در کمال تعجب، آقای رئیسی در روز دانشجو میهمان همان دانشکده اقتصاد شد...
امروز به جرات میتوان مدعی شد که سیاستهای اقتصادی #دولت_جدید، تفاوتی با سیاستهای اقتصادی دولت آقای #روحانی ندارد و ریشه این همسویی، اینهمانی تصمیمسازان است.
آمریکا با دغدغه کمک به توسعه ایران، افرادی را مامور اجرای سیاستهای خاص اقتصادی در ایران نکرده است. راقم این سطور معتقد است سیاستهای اقتصادی نئولیبرال، مکمل تحریم هستند. پروژه تقابل مردم و حاکمیت که از طریق تحریم دنبال شد و به بن بست رسید، اینک از مسیر دیگری پی گرفته میشود.
به تعبیر رهبر حکیم انقلاب، "کم اهمیتترین شکل نفوذ، جاسوسی است. گاهی نفوذی کارش بالاتر از خبرکشی و خبردهی است. تصمیم شما را عوض میکند. شما یک مسئولی هستید، میتوانید حرکت بزرگ یا موثری انجام دهید. نفوذی کاری میکند که شما آن حرکت را جوری انجام دهید که به نفع دشمن تمام شود؛ یعنی تصمیمسازی".
✔️امروز اگر جوانان انقلابی میخواهند با آمریکا مقابله کنند، و اگر باور دارند که آمریکا علیه کشورمان دست به یک جنگ تمامعیار اقتصادی زده است، بدانند اجرای سیاستهای اقتصادی نئولیبرال در ایران که از طریق یک شبکه خاص و تحت عنوان علم اقتصاد دنبال میشود، سلاح استراتژیک دشمن است. باید به جنگ آن رفت. امروز کمک به آقای رئیسی برای رهایی از چنگ این جریان، از هر کمکی اولیتر است...
کانال تخصصی تحلیل و تبیین موضوعات سیاسی ایران و جهان👇
eitaa.com/seraat_tahlil_siyasi
eitaa.com/tahlilisiyasiseraat
چرا اساتید اقتصاد، تبعات نظریاتشان را نمیپذیرند؟
✍داود_مدرسی_یان
💥اخیراً بیانیهای با عنوان بیانیه ۵ اقتصاددان کشور درباره ریشه اعتراضات اخیر، منتشر شده است.
🔹مخاطب مجازی دنبال تحقیق، پژوهش و تحلیل دقیق اخبار و اتفاقات نیست. تیتروار به اخبار نگاه میکند و میگذرد: "بیانیه ۵ اقتصاددان کشور درباره #ریشه اعتراضات اخیر".
🔸جوانان و مردم ناراضی از وضعیت موجود، با دیدن این تیتر به وجد میآیند. صدای بهبه و چهچه بلند میشود که ببینید اساتید دانشگاه کشور سالهاست که چه میگویند و متاسفانه کسی به آنان گوش نمیدهد و ای وای!
👇اما آنانکه اهل تامل و تحلیلند، کمی درنگ میکنند. اول به اسامی نگاه میکنند: مسعود نیلی، محمد طبیبیان، موسی غنی نژاد، محمد مهدی بهکیش و حسن درگاهی. اینها چه کسانیاند؟ نظریاتشان چیست؟ طرح و برنامهشان چیست؟ آیا مسئولیت هم داشتهاند؟ و ... .
1⃣ اول، #مسعود_نیلی: استاد دانشگاه صنعتی شریف، مشاور رئیس جمهور روحانی در امور اقتصادی، دبیر ستاد هماهنگی اقتصادی کشور، معاونت سازمان برنامه و بودجه در زمان هاشمی را در کارنامه دارد.
2⃣ دوم، #محمد_طبیبیان: استاد سابق دانشگاه صنعتی اصفهان،رئیس دفتر کلان سازمان برنامه و بودجه از سال۶۰ تا ۶۲، معاون اقتصادی سازمان برنامه از ۷۰ تا ۷۴، تهیه برنامه دوم پنجساله توسعه کشور، رئیس موسسه عالی بانکداری کشور از ۸۲تا۸۵ و از مدافعان اقتصاد بازار آزاد. سالها استراتژیست فعال در دولت.
3⃣ سوم، #موسی_غنینژاد: استاد دانشگاه صنعت نفت، دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه صنعتی شریف، از مدافعان سخت اقتصاد لیبرال و بازار آزاد، نظریات وی نیز در مراکز تصمیمگیری اقتصاد کشور خاصه اتاق بازرگانی ایران استفاده میشود.
4⃣ چهارم، #محمدمهدی_بهکیش: سالها استاد دانشگاه علامه طباطبایی بوده، رئیس اتاق ایران-ایتالیا، دبیر کمیته اتاق بازرگانی بینالمللی ایران و رئیس شورای روسای اتاق بازرگانی ایران و ایتالیا در کارنامه وی وجود دارد. وی هم جزو حامیان جدی اقتصاد بازار آزاد است.
5⃣ پنجم، #حسن_درگاهی: از اساتید دانشگاه شهید بهشتی، استاد مدعو دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف. از سوابق وی میتوان به مشارکت فعال در تدوین و تنظیم برنامههای پنج ساله اول و سوم توسعه اقتصادی کشور و عضو کارگروه تخصصی ستاد هماهنگی امور اقتصادی کشور در دوره روحانی.
🔹این اساتید محترم، طی سهچهار دهه اخیر، اولاً که کرسیهای علم اقتصاد در دانشگاهها را که انحصاری در اختیار داشتند و به طیفهای علمی مخالف اجازه تنفس نمیدادند؛ ثانیاً خودشان در مصادر مراکز اقتصادی کشور حضور داشتند، یا هم دوستان و همکاران همسو و یا شاگردانشان! همواره در دولتها خصوصاً سه دولت سازندگی، اصلاحات واعتدال بعنوان استراتژیست حضور فعالانه داشتند و نظرات اقتصاد لیبرال آنها سرلوحه کار دولتها بوده است!
🔸در بیانیه اخیرشان به وضعیت ضعیف اقتصاد کشور در دهه ۹۰ پرداخته و ریشه اعتراضات اخیر را نیز این نارضایتیها میدانند که البته حرف کاملاً درستی است. اما سوال این است که چه کسی باید امروز پاسخگو باشد؟ چه کسانی امروز در محضر ملت شریف ایران باید عذرخواهی کرده و از نظرات خود بازگردند؟
🔹آنان پاسخ دهند: نظریات اقتصاد لیبرال آنها که در سه دهه اخیر مانیفست برنامهریزی اقتصاد کشور بوده؛ خود و همکاران و شاگردانشان نیز در مصادر امور بودند و ماشین اقتصاد کشور را به لبه پرتگاه بردند، حالا چرا تبعات کار خود را نمیپذیرند؟
📌 واما... چرا دولتمردان عبرت نمیگیرند؟!! چرا در دولت انقلابی هم هنوز نظریات و تئوریهای #بچههای_شیکاگو مبنای سیاستگذاریها قرار گرفته است که در سیاستهای چندماه اخیر به وضوح مشهود بوده؟(این اعتراف در بیانیه چندماه پیش سازمان برنامه بودجه آمده) آیا نمیبینید نتیجه این نظریات را؟ و آیا فکر میکنید تبعات این نظریات به پایان رسیده؟
به کانال تخصصی تحلیل و تبیین موضوعات سیاسی ایران و جهان بپیوندید 👇
#تلگرام و #ایتا و #روبیکا
https://t.me/seraat_tahlil_siyasi
https://t.me/tahlilsiyasiseraat
eitaa.com/seraat_tahlil_siyasi
eitaa.com/tahlilisiyasiseraat
https://rubika.ir/seraat_tahlil_siyasi/CIGIGFEIICACAEI