eitaa logo
نجوای‌ِدو‌طلبه؛
32 دنبال‌کننده
17 عکس
2 ویدیو
0 فایل
{﷽} ¹⁴⁰⁴.⁴.¹⁰ -در‌جستوجویِ‌علاجی‌برای‌جانِ‌پر‌تشویشِ‌خویش-🪴 ناشناسمون : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1fqr79r&btn=نجوا +مکتوبات‌دو‌طلبهِ‌شیدا'
مشاهده در ایتا
دانلود
از شیخ انصاری پرسید: شیخ؛ ما قبول داریم که حسین‌بن‌علیﷺ مظلوم شهید شد و یزید، انسان پست و خون‌خواری بود؛ ما هم در عزای آن بزرگوار غمگینیم. اما سوال من این است که این مراسم یعنی چه؟! سینه زنی، زنجیرزنی، دسته راه انداختن، گِل به سر مالیدن و ...، این‌ها چه هدفی را دنبال می‌کنند؟! مرحوم شیخ انصاری به او‌ گفت: سِرّ مطلب این است که ما شیعیان یک بار سرمان کلاه رفت! و با این مراسم تلاش میکنیم دوباره چنین نشود! پرسید: یعنی چه؟! شیخ انصاری گفت: در جریان غدیر، پیامبرﷺ در برابر صد هزار نفر علی را با صراحت به وصایت خود برگزید و شما انکار کردید و گفتید غدیر نبوده یا اگر بوده چیز مهمی نبوده است فقط سفارش به دوستی با علی بوده است. اشکال از ما بود که ما عید غدیر خم را با سر و صدا و شعار، بزرگ نداشتیم. ترسیدیم که اگر را هم بزرگ نشماریم و با شعار و تظاهر برگزار نکنیم، شما انکار کنید و بگویید اصلا حسین شهید نشد یا اینکه حسین را راهزنان میان راه کشتند، و یزید انسان با تقوایی است! | صد نکته از هزاران _ حاج شیخ علی رضایی
‌ ‌باید خرید کتاب یکی از مخارج اصلی خانواده محسوب شود. مردم باید بیش از خریدن بعضی از وسایل تزییناتی و تجملاتی - مثل این لوسترها، میزهای گوناگون، مبلهای مختلف و پرده و... به کتاب اهمیت بدهند. اول کتاب را مثل نان و خوراکی و وسایل معیشتی لازم بخرند؛ بعد که این تأمین شد به زواید بپردازند. |
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود ..
نجوای‌ِدو‌طلبه؛
‌ ظریف بود ، مثل گلدوزی .. یک دختر عاشق که دل انگیز ترین گل هارا روی پارچه ها می دوخت . ‌
بیکاری ؛ منشأ فساد است .. -حضرت‌آقا-
نجوای‌ِدو‌طلبه؛
جمعه ها یکی یکی رفت و خبر از تو نیومد؛ این فراق و فاصله چه آتیشی به قلبمون زد..
نجوای‌ِدو‌طلبه؛
_
ماه ها پیش ، در حوزه آزمونی برقرار شد ، یکی از هدایای قبولی این آزمون دیدار رهبری بود . روز و شب را با این آرزو سر میکردم که نمرهِ قبولی را هرجور که شده بگیرم به امید دیدن شما .. روزها گذشت ، درس هارا خواندم ، مباحثه کردیم و امتحان دادیم با هزار ذوق و شوق .. بعد از مدتی نمره ها رسید و اسم من در لیست قبولی ها بود ، اشک شوق ریختم با خودم مرور کردم دیدنتان را ، آن لحظهِ باشکوه ورودتان را ، مرور کردم اشک شوقم را ، از همان لحظه ترس این را داشتم که اشک هایم اجازه ندهند تماشا کنم آن لحظه را .. گذشت .. تا رسید به آن سحر غم انگیز ، آن روزی که با وحشت تلویزیون را روشن کردم و نوار سیاه را گوشهِ عکستان دیدم ، فرو ریختم ، مثل بچهِ مادر مرده گریه کردم ، باورم نمیشد ، رفتی ، رفتی و تمام آرزوهایم تبدیل به حسرت شد . رفتی و قلب یک ملت را به آتش کشیدی . بزرگ مردِ ایران ، جای خالی شما بدجور مارا ویران کرد . کاش یکی فریاد میزد که مراسم وداعِ دیشب دروغ بود. دلتنگیم ، دعا کنید که ماهم مثل شما که بعد رفتن امام خمینی ره با امید و اراده راه را ادامه دادید ، ادامه دهیم . التماس دعا رهبر شهیدم |