+ نمیدونم امام حسین ( ع ) دوست داشت امتحانم کنه یا صبرمو بسنجه اما یکم
اذیتم کرد : >>> 💔 ؛
تلاطُمگراف☫؛
+ نمیدونم امام حسین ( ع ) دوست داشت امتحانم کنه یا صبرمو بسنجه اما یکم اذیتم کرد : >>> 💔 ؛
+ خواستم برم زیارت با وسایل نذاشتن خدایا پس چیکار کنم ، امانات چون پر بود قبول نکرد وسایلمو خسته و آواره تو اطراف حرم
می چرخیدم : ))))
تلاطُمگراف☫؛
+ خواستم برم زیارت با وسایل نذاشتن خدایا پس چیکار کنم ، امانات چون پر بود قبول نکرد وسایلمو خسته و آ
+ ی نگاه به گنبد قشنگش کردم گفتم : آقا تا اینجا منو آوردی بعد زیارت نکنم با دلم اینجوری نکن حالم خراب : ))) 🥲💔 ؛
تلاطُمگراف☫؛
+ ی نگاه به گنبد قشنگش کردم گفتم : آقا تا اینجا منو آوردی بعد زیارت نکنم با دلم اینجوری نکن حالم خرا
+ انقدددد خیابون شارع الشهدا و باب القبلة رو گشتم جا پیدا نکردم نشستم زمین بغضم گرفت داشتم خفه میشدم : )))💔 ؛
تلاطُمگراف☫؛
+ انقدددد خیابون شارع الشهدا و باب القبلة رو گشتم جا پیدا نکردم نشستم زمین بغضم گرفت داشتم خفه میشدم
* آخه مگه میشه امام حسین منو رها کنه ، ساعت شد ۳ خسته ی گوشه نشسته بودم
سرم رو زانوهام بود و جواب دوستمو میدادم ؛
تلاطُمگراف☫؛
* آخه مگه میشه امام حسین منو رها کنه ، ساعت شد ۳ خسته ی گوشه نشسته بودم سرم رو زانوهام بود و جواب دو
_ آقا برام ناجی فرستاد تا ۵ صبح برام دنبال جا بودن ، بلاخره ی جا پیدا شد ولی فقط تا ۸ صبح ، همینم خوب بود رفتمو موندم : )))
تلاطُمگراف☫؛
_ آقا برام ناجی فرستاد تا ۵ صبح برام دنبال جا بودن ، بلاخره ی جا پیدا شد ولی فقط تا ۸ صبح ، همینم خو
+ صبح شد و من با درد پا پاشدم نمیتونستم راه برم باهاش ، دنبال خودم کشیدمش تا رسیدم به تیم حلال اهمر ، رفتم داخل و معاینه شدمو یکم بهتر شدم : ) 🙂🤌🏻 .
- اومدم برم یادم افتاد ای بابا بازم جا ندارم ، خلاصه صحبتی که با مسئول حلال اهمر کردم کمکم کرد رفتم ی موکب : )))
تلاطُمگراف☫؛
- اومدم برم یادم افتاد ای بابا بازم جا ندارم ، خلاصه صحبتی که با مسئول حلال اهمر کردم کمکم کرد رفتم
+ اما فقط میشد استراحت کرد جای خواب برای شب نبود ، وسایلمو تحویل دادمو کارت پذیرش و گرفتم 🚶🏻♀ .
تلاطُمگراف☫؛
+ اما فقط میشد استراحت کرد جای خواب برای شب نبود ، وسایلمو تحویل دادمو کارت پذیرش و گرفتم 🚶🏻♀ .
+ بعد استراحتی که کردم با کمک یکی از بستگان ی جایی هماهنگ شد برم اونجا ؛