هدایت شده از I hate Sundays
تو یک نویسنده بودی. واقع گرا. تمام چیز ها را بر اساس چیزی که واقعا رخ داده بود، مینوشتی. شاید هم اینگونه یاد گرفته بودی. چون وقتی در نوشته هایت تفکر کردی، فهمیدی خیال و واقعیت از هم جدا نیستند. هر کس بر دیگر کشور ها چیره شده بود، پیشتر در خیال به آن فکر کرده بود. خیلی از انقلاب ها از تصور آینده ای بهتر نشأت گرفته بودند. همه چیز از خیال بود. تمام واقعیت ریشه در خیال داشت. و این حقیقتی بود که تو پنهان کردی. چون بعضی ها بودند که خیال میکردند واقعیت و خیال در تضاد هستند. اما این هم باز در خیالشان بود. و تو در دل خود به آن ها میخندیدی.
تقدیم به why am I me
از طرف Nevella
Why am I me?
تو یک نویسنده بودی. واقع گرا. تمام چیز ها را بر اساس چیزی که واقعا رخ داده بود، مینوشتی. شاید هم ای
و ما که خوابمون سبک بود افتادیم، از گهواره های تاریخ
هدایت شده از منظومهشمسی
به انسانها نگاه که میکنی، ترکیبی از خودخواهی، دورویی، ابتذال، میل به قدرت، بیرحمی و نیاز دائمیشون به تأیید رو میبینی و با خودت فکر میکنی واقعا این موجودات قراره قلهٔ تکامل باشن؟
هدایت شده از منظومهشمسی
از آدمها بیزارم. از اینکه موجودی با ادعای خردمندی، هنوز میتونه اسیر قبیلهگرایی و تعصب باشه؛ از اینکه میدونه میمیره و بااینحال طوری زندگی میکنه که انگار مرکز جهانه؛ از اینکه میتونه زیبایی رو درک کنه و همزمان نابودش کنه. منقرضشید تکاملیافتهها.
هدایت شده از منظومهشمسی
بله از دوازده گذشته و من باز از نژاد خودم متنفرم، متشکرم جهان.