میدونید من نتونستم گریه کنم و خب یه جورایی برام عجیب بود. در عین حال هیچ وقت تصور نداشتم که آقا شهید شده و دیگه بر نمیگرده
انگار ذهنم نمیتونه قبولش کنه. هنوز فکر میکنم رهبر ایشونه و ذهنم همش انکار میکنه
Why am I me?
میدونید من نتونستم گریه کنم و خب یه جورایی برام عجیب بود. در عین حال هیچ وقت تصور نداشتم که آقا شهید
بعد چند وقت فهمیدم بهش میگن شوک و انکار
بعضی وقتا انسان عزیزی رو از دست میده فکر میکنه اون برمیگرده و زندست و قبول نداره که رفته
انگار من توی این مرحله گیر افتادم
هدایت شده از گل کاشی
حتی اونموقع که خبر شهادتو اعلام کردن گریه نکردم فقط شوکه شدم
نمیتونستم گریه کنم
هی از بابام میپرسیدم الکیه دیگه؟دارن برا حفظ امنیت الکی میگن آقا شهید شدن؟دروغه؟