eitaa logo
تَمامِ مَن
91 دنبال‌کننده
651 عکس
126 ویدیو
1 فایل
تمامِ مَن در این وَطَن معنا می‌شود...🇮🇷 آیدی جهت ارتباط👇: @saeedi_59
مشاهده در ایتا
دانلود
چای بِه، کیک خونگی هانیه و صحبت‌های شبونه همیشگیمون با بچه‌ها کمی جون به تنم آورد ولی نصفه شب بود و توانی برای فکر و درست کردن غذای فردام نداشتم که دیدم زینب ازم سوال میکنه چی دوست دارم؟ دست بکار شده و داره برام غذا درست میکنه. اون وسط هی میگفت کاش یادم میموند برات نون ساندویچی میخریدم و سر اینکه باید ظرف ببرم و کیفم سنگین میشه حرص می‌خورد. ولی من اون لحظه داشتم کیف دنیا رو میکردم چون به قول سادات خانم ملائکی رو میدیدم که خدا سر راهم گذاشته که اینجوری هوامو دارن و بیشتر از خودم حواسشون بهم هست. شکر🌱
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه ما رو باد برد حلال کنید... (حتی گوشی رو هم نمیتونم بخاطر شدت وزش باد، بدون لرزش نگه دارم)
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خداروشکر عمرم قد داد که اینجا هم باشه...
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصورکن اعلام میکنن کربلایی‌ها کجای جمعیت ایستادین، لطفا برید سوار اتوبوس‌هاتون بشید تا راه بیوفتید. و خدا میدونه چی به سرِ بقیه‌ای میاد که این رفتن و جا موندن رو میبینن...
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای منه آواره قویان ابوالفضل ابوالفضل گلمیشم امداده اویان ابوالفضل ابوالفضل
تَمامِ مَن
ای منه آواره قویان ابوالفضل ابوالفضل گلمیشم امداده اویان ابوالفضل ابوالفضل
" ای منِ آواره‌ی کوی تو، ابوالفضل برای یاری و کمک به در خانه‌ات آمده‌ام، ابوالفضل"
_ دیگه واقعا نمیکشم. کاش میشد همینجا خوابید.
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد اومدیم این سمت میدون و کنار بقیه پرچم تکون دادیم. به خودم اومدم دیدم بیشتر از یکساعته اینجا وایستادیم و با جمع همراهی می‌کنیم.
تَمامِ مَن
بعد اومدیم این سمت میدون و کنار بقیه پرچم تکون دادیم. به خودم اومدم دیدم بیشتر از یکساعته اینجا وایس
💢 این کلیپ رو با صدا ببینید. اون دو تا دختری که یکیشون شال آبی سرشه برام جالب بودن، دلم میخواست ازشون تصویری داشته باشم و از طرفی نمیخواستم حس بدی بگیرن پس سعی کردم توی کلیپ همه رو نشون بدم که یهو زهرا بهم گفت: _ فهمیدی برات ژست گرفتن؟ _ نه... برگشتم عقب و دیدم دوباره با ذوق برام ژست گرفتن.
بعدش یکیشون اومد سمتم، با خودم فکر میکردم که الان میخواد بهم چی بگه که گوشیش رو داد و گفت: _ میشه از ما یه فیلم خوشگل بگیری؟ + معلومه که میشه.
انقدر همه با انرژی و روی باز کنار هم وایستاده بودن که آدم به وجد میومد. حس میکردم اولین روزیه که آدما اومدن توی خیابون
وقتی می‌خواستیم بیایم گفت که میخوای پرچم بهت بدم؟ و من درد شونه و دست رو بهونه کردم که از صبح با این کیف سنگین کلافم کرده. ولی وقتی توی این جمع قرار گرفتم حس میکنم چیزی رو کم دارم و پرچمش رو ازش گرفتم؟ زمان زیادی رو بدون اینکه حواسم به کیف سنگین روی شونم باشه پرچم رو گردوندم و به آدم‌ها ماشاءالله میگفتیم.