|•تَنَفُسـ•|
نه از دنیا، نه از عُقبی، نه از جنّت، نه از دوزخ نه از آدم، نه از حوا، نه از فردوس و رضوانم
مکانم لامکان باشد، نشانم بی نشان باشد نه تن باشد نه جان باشد، که من از جان جانانم
|•تَنَفُسـ•|
مکانم لامکان باشد، نشانم بی نشان باشد نه تن باشد نه جان باشد، که من از ج
دوئی از خود بِدَر کردم یکی دیدم دو عالم را
یکی جویم یکی دانم یکی بینم یکی خوانم
|•تَنَفُسـ•|
نباید در همه جا سگ بیارین که آدما به آدمیت خودشون در اون مکان شک کنن!!!
نباید اتاقت جوری باشه که گاو با طویله اشتباه بگیره
|•تَنَفُسـ•|
دوئی از خود بِدَر کردم یکی دیدم دو عالم را یکی جویم یکی دانم یکی بینم یکی خوانم
«هُوَالاوّل هُوَالآخِر هُوَالظّاهر هُوَالباطن»
به جز «یا هو» و یا «مَن هو» کسی دیگر نمی دانم
|•تَنَفُسـ•|
«هُوَالاوّل هُوَالآخِر هُوَالظّاهر هُوَالباطن» به جز «یا هو» و یا «مَن هو» کسی دیگر نمی دانم
ز جام عشق سرمستم دو عالم رفته از دستم
به جز رندی و قـلّاشی نباشد هیچ سامانم
|•تَنَفُسـ•|
ز جام عشق سرمستم دو عالم رفته از دستم به جز رندی و قـلّاشی نباشد هیچ سامانم
اگر در عمر خود روزی دمی بی تو برآوردم
از آن وقت و از آن ساعت ز عمر خود پشیمانم