eitaa logo
|•تَنَفُسـ•|
1.3هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
766 ویدیو
3 فایل
من پُر از شعرِ غمم میل دلت نیست؛ نخوان!:) همه شو کپی نکن... تولد کانال: ۰۲/۰۳/۰۳ جهت جج و اطلاع از تعرفه تبلیغات @Azadi85 می‌شنوم صداتو بگو! https://abzarek.ir/service-p/msg/4521032
مشاهده در ایتا
دانلود
سخت ترین کار تو عالم رفع اتهامِ. مخصوصا اگر حرفی ‌که درباره ات می‌زنند صد درصد غلط باشه. باید خیلی تلاش کنی تا رفع اتهام کنی. تازه بعدش متوجه میشی که ذهن هایی که نسبت به تو خراب شده اند همان طور خراب باقی می ماند...
گاهی پناهت می‌شود یک دیوار؛ که سردی و بی تحرکی‌اش نشانه‌ی بی پناهی خودش هم هست، گاهی می شود یک انسانی مثل خودت که بيچاره به وقت گرفتاری تو را فراموش می‌کند و خودش دنبال پناهی می‌گردد و گاهی هم می‌شود یک امام :)
اصولا آدم ها خیلی خودشون رو قبول دارند. فکر خودشون، ایده‌ی خودشون، کار خودشون. حرف خودشون، برنامه‌ی خودشون، مشکل خودشون، دست پخت خودشون، قيافه و تیپ خودشون، مدرک خودشون. بعد از این خودِ خر سوارشون که حاضر هم نيستند یک کم، یه ذره روش فکر کنند و کوتاه بیان و نقدی بپذيرند می رسند به کجا؟ به... اگه گفتی؟ به خودشیفتگی! آفرین! دو زار قيافه نداره، کلی به خودش ور میره. صاف صاف راه میره توقع هم داره همه که از بغلش رد میشن بگن عروسک :/ دو زار فکرش نمی ارزه، ایده‌ش دزدیه، کارش یه درد عمه‌ش میخوره، رفته جای سِمت ریاست نشسته. چند نفرم مقابلش دولا و راست میشند... اوه دیگه هیچی. از شهرستان ساکن تهرانِ بی در و پیکر شده، از دماع فیل افتاده انگار. به این ها میگن چی؟ خودشیفته.!
من محتاج کسی هستم که مرا بیشتر از خودم بخواهد. خواسته و نیازش و منافعش در میان نباشد. محتاج کسی هستم تا مرا در آغوش محبت خودش طوری غرق کند که همه‌ی عقده های وجودم باز شود. من دستان کسی را طلب‌ میکنم که وقتی دستم را میگیرد، بدانم که می توانم با نور وجود او سال‌های سال راحت حرکت کنم. نه به دره‌ای بیفتم نه به کوهی برخورد کنم و نه از مقابل و پشت سرم تصادفی رخ بدهد. وجودش بر تمام زندگی ام سایه بیندازد و مرا همراه خودش تا فرا آبادی ها ببرد. وجودی ماورایی میخواهم. دنبال کسی میگردم که وقتی دستم را از دستش در می آورم و دوباره پیدایم میکند بر من نتازد. آن قدر من را به خاطر خودم بخواهد که هر وقت به سراغش رفتم، حتی بعد از هزاران خطا و دوری کردن‌های مدامم باز هم به من لبخند محبت بزند. و کسی که مرا دیوانه نداند و بی خود متهمم نکند‌.
والا همه‌ی انسان‌ها دچار خودخواهی هستن. منم هستم. وقتی میگم میخوام بخوابم همه ساکت باشید، یا این غذا رو نمیخوام فلان غذا رو درست کنید. وقتی طرف این‌قدر خودخواهه که میگه من میخوام برم خارج برای درس خوندن و زندگی، چون اونجا پیشرفت و امکانات و کوفت و زهرمار دارند که ایران نداره. عین خودخواهیه. چون اگه خودخواه نیست که آسایش خودش مهم باشه، باید بمونه و یا بره و برگرده به کار و مردمش خدمت کنه؛ نه اینکه استعدادشو خرج دیگران کنه که چی؟ که تحویل میگیرند و آسایشم فرداهمه. این خودشیفتگی که خودمحوری و خرفتی و عین خریته. گندم کشورت رو بخوری و سرمایه بشی برای دشمنات!
خورشید به من بتاب و تطهیرم کن چون آینه‌ها بشکن و تکثیرم کن
|•تَنَفُسـ•|
والا همه‌ی انسان‌ها دچار خودخواهی هستن. منم هستم. وقتی میگم میخوام بخوابم همه ساکت باشید، یا این غذ
بشر به خاطر آنکه نمی‌خواهد دست از خودخواهی اش بردارد حاضر است همه‌ی چيزهای سر راهش را قلع و قمع کند.
|•تَنَفُسـ•|
بشر به خاطر آنکه نمی‌خواهد دست از خودخواهی اش بردارد حاضر است همه‌ی چيزهای سر راهش را قلع و قمع کند.
خودخواهی بد هم نیست. چون اگر خودخواه نباشی دنبال رشد خودت نمیری. دنبال اینکه خوب بشی و اشتباهاتت رو جبران کنی. زندگی با اشتباهات زیاد، خراب میشه. کاش همه‌ی آدم ها کمی خودخواه بودن، اونوقت اینقدر راحت زندگیشونو به باد نمیدادن. فقط باید مواظب بود خودخواهی رشد سرطانی نکنه. اصل نشه. اونوقت آدم متوهّم میشه فکر میکنه میتونه جای خدا بشینه دنیا رو اداره کنه. من مطمئنم شما خودتون رو جای خدا نمیخواید. خودتون را برای خدا میخواید.
:)+
حس میکنم که می‌توانم قد بکشم، بلند بالا بشوم فقط باید برای همیشه زیر سایه‌ی یک <او>یی بمانم که راه را نشانم بدهد. دست گیری کند به وقت لغزیدن، پاک کند به هنگام آلوده شدن و مرا مثل خودش کند. آن‌وقت دیگر آینه‌ی صاف و صیقلی وجودم را می‌شود هزار تکه کرد و در درودیوار و سقف حرم گذاشت. هر قطعه ام تکثیر نور می‌کند. چون امام من متجلی ست. تولدت مبارک آقا جان امام رضا:)))♥️🌱
دلم می‌خواهد مثل شازده‌کوچولو، ساکن یکی از همین ستاره‌ها بشوم تا تکلیف زندگی‌ ام دست خودم باشد. دور از مدل و اجبار انسان‌ها، هر طور که صلاح می‌دانم و درست است زندگی کنم. البته به شرطی که مثل آدم‌های شازده‌کوچولو همه راست بگویند که دارند چه غلطی می‌کنند. آن وقت من جوگیر دورغ ها نمی‌شوم.
_کنار اومدن با حقيقت گاهی سخت میشه. چون خیلی وقت‌ها باید تلخی و سختی‌ها رو قبول کنی. باید بیخیال بعضی علاقه‌ها و سلیقه‌هات بشی؛ اما کنار گذاشتن اصل‌ها و ارزش‌ها به خاطر شرایط تحمیلی جامعه و افکار و حرفه‌های مردم هم درست نیست. درست می‌گوید، ولی کار سختی است مخالف جریان آب شنا کردن. وقتی تعداد زیادی از مردم مثل تو فکر نمی‌کنند و حتی افکارت را هم مسخره می‌کنند، پای‌بند بودن به اصل ها، توان و فکر زیاد می‌خواهد.