eitaa logo
تنهاترین منجی ...
598 دنبال‌کننده
4هزار عکس
582 ویدیو
122 فایل
مباحث مهدویت مبحث غیبت حضرت مهدی(عج) مبحث وظایف شیعه در عصر غیبت مبحث فواید دعا برای تعجیل در فَرَج کانال تنهاترین منجی در دیگر پیام رسان ها👇 👈با شناسه ی tanhatarinmonji@ در تلگرام سروش ایتا گپ آی گپ ارتباط با مدیر: @monji55555
مشاهده در ایتا
دانلود
مرد نشسته بود دم در خانه... تسبیح دست گرفته بود و لحظه‌ها را می‌شمرد. منتظر آمدن مسافری بود! و سالها بود که منتظر نشسته بود دم در... زن آب و جارو می‌کرد، غبار از آینه و طاقچه می گرفت، گل‌های تازه روی میز می‌گذاشت... علف‌های هرز باغچه را می کند، لباس‌های "امروز" تن بچه‌ها می کرد،لباس‌های "دیروز" را می‌انداخت توی تشت و می شست برای "فردا "، به بچه‌ها یاد می‌داد قشنگ سلام کنند، دست روی سینه بگذارند یعنی که: من به قربانت !  منتظر آمدن مسافری بود و سال ها بود که هر روز همه این‌ کارها را برای آمدنش می کرد.. زن و مرد قصه من را بی خیال انتظارت قبول باشد که مسافر آمدنی ست! او خواهد آمد... ✨ https://telegram.me/joinchat/BVCk9T0VAZec4b1Qox2Yjw
‍ 🍃🌺🍃🌺🍃 چه کلمه غریبی؟! چه قرار بود بیفتد؟! من بودم...شما چه طور؟؟ فقط به دلم چنگ می زند و تار را به صدا در می آورد ... دلم تنگ آن کسی ست که از یاد بردمش... اما فقط دلم... دل تنگ او نیست... دارد یادم می آید... من بودم... منتظر آن کس که یک منتظر اوست... و من... برایت از دلتنگی و تنها میزنم... مولا جان و من آن منتظری هستم که برایت نوشتن و تنها دلخوشی ام است... 👈و ترک یک گناه برایم کاری بزرگ... مولا جان دلم عجیب برایت تنگ است... 🍃🌺🍃🌺🍃 https://telegram.me/joinchat/BVCk9T0VAZec4b1Qox2Yjw
مرد نشسته بود دم در خانه... تسبیح دست گرفته بود و لحظه‌ها را می‌شمرد. منتظر آمدن مسافری بود! و سالها بود که منتظر نشسته بود دم در... زن آب و جارو می‌کرد، غبار از آینه و طاقچه می گرفت، گل‌های تازه روی میز می‌گذاشت... علف‌های هرز باغچه را می کند، لباس‌های "امروز" تن بچه‌ها می کرد،لباس‌های "دیروز" را می‌انداخت توی تشت و می شست برای "فردا "، به بچه‌ها یاد می‌داد قشنگ سلام کنند، دست روی سینه بگذارند یعنی که: من به قربانت !  منتظر آمدن مسافری بود و سال ها بود که هر روز همه این‌ کارها را برای آمدنش می کرد.. زن و مرد قصه من را بی خیال انتظارت قبول باشد که مسافر آمدنی ست! او خواهد آمد... ✨ https://telegram.me/joinchat/BVCk9T0VAZec4b1Qox2Yjw
🕊🌸 #مهدی_جان در آرزوی بوس و کنارت مُردم وز حسرت لعل آبدارت مُردم قصه نکنم دراز کوتاه کنم بازآ بازآ کز انتظارت مُردم #الهم‌عجل‌لولیڪ‌الفرج @tanhatarinmonji ⇜ورود 🕊🌸
‍ ‍ مرد نشسته بود دم در خانه... تسبیح دست گرفته بود و لحظه‌ها را می‌شمرد. منتظر آمدن مسافری بود! و سالها بود که منتظر نشسته بود دم در... زن آب و جارو می‌کرد، غبار از آینه و طاقچه می گرفت، گل‌های تازه روی میز می‌گذاشت... علف‌های هرز باغچه را می کند، لباس‌های "امروز" تن بچه‌ها می کرد،لباس‌های "دیروز" را می‌انداخت توی تشت و می شست برای "فردا "، به بچه‌ها یاد می‌داد قشنگ سلام کنند، دست روی سینه بگذارند یعنی که: من به قربانت !  منتظر آمدن مسافری بود و سال ها بود که هر روز همه این‌ کارها را برای آمدنش می کرد.. زن و مرد قصه من را بی خیال انتظارت قبول باشد که مسافر آمدنی ست! او خواهد آمد... ✨ https://t.me/joinchat/AAAAAD0VAZd23pFbq5w3KA
2.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چله عظیم قرن در سراسر جهان با قرائت " زیارت عاشورا " 📣 لطفا اطلاع رسانی کنید 📝🔍 @tanhatarinmonji ⇜ورود
‍ ‍ مرد نشسته بود دم در خانه... تسبیح دست گرفته بود و لحظه‌ها را می‌شمرد. منتظر آمدن مسافری بود! و سالها بود که منتظر نشسته بود دم در... زن آب و جارو می‌کرد، غبار از آینه و طاقچه می گرفت، گل‌های تازه روی میز می‌گذاشت... علف‌های هرز باغچه را می کند، لباس‌های "امروز" تن بچه‌ها می کرد،لباس‌های "دیروز" را می‌انداخت توی تشت و می شست برای "فردا "، به بچه‌ها یاد می‌داد قشنگ سلام کنند، دست روی سینه بگذارند یعنی که: من به قربانت !  منتظر آمدن مسافری بود و سال ها بود که هر روز همه این‌ کارها را برای آمدنش می کرد.. زن و مرد قصه من را بی خیال انتظارت قبول باشد که مسافر آمدنی ست! او خواهد آمد... ✨ https://t.me/joinchat/AAAAAD0VAZd23pFbq5w3KA
🍃🌺 ای عشق بی نشان به خدا خسته ام بیا چون موسم خزان به خدا خسته ام بیا آخر بیا بگو به چه اسمی بخوانمت یا صاحب الزمان به خدا خسته ام بیا @tanhatarinmonji ⇜ورود 🍃🌺
‍ ‍ 🍃🌺🍃🌺🍃 چه کلمه غریبی؟! چه قرار بود بیفتد؟! من بودم...شما چه طور؟؟ فقط به دلم چنگ می زند و تار را به صدا در می آورد ... دلم تنگ آن کسی ست که از یاد بردمش... اما فقط دلم... دل تنگ او نیست... دارد یادم می آید... من بودم... منتظر آن کس که یک منتظر اوست... و من... برایت از دلتنگی و تنها میزنم... مولا جان و من آن منتظری هستم که برایت نوشتن و تنها دلخوشی ام است... 👈و ترک یک گناه برایم کاری بزرگ... مولا جان دلم عجیب برایت تنگ است... 🍃🌺🍃🌺🍃 https://t.me/joinchat/AAAAAD0VAZd23pFbq5w3KA
‍ ‍ مرد نشسته بود دم در خانه... تسبیح دست گرفته بود و لحظه‌ها را می‌شمرد. منتظر آمدن مسافری بود! و سالها بود که منتظر نشسته بود دم در... زن آب و جارو می‌کرد، غبار از آینه و طاقچه می گرفت، گل‌های تازه روی میز می‌گذاشت... علف‌های هرز باغچه را می کند، لباس‌های "امروز" تن بچه‌ها می کرد،لباس‌های "دیروز" را می‌انداخت توی تشت و می شست برای "فردا "، به بچه‌ها یاد می‌داد قشنگ سلام کنند، دست روی سینه بگذارند یعنی که: من به قربانت !  منتظر آمدن مسافری بود و سال ها بود که هر روز همه این‌ کارها را برای آمدنش می کرد.. زن و مرد قصه من را بی خیال انتظارت قبول باشد که مسافر آمدنی ست! او خواهد آمد... ✨ https://t.me/joinchat/AAAAAD0VAZd23pFbq5w3KA
🍃🌺 ای عشق بی نشان به خدا خسته ام بیا چون موسم خزان به خدا خسته ام بیا آخر بیا بگو به چه اسمی بخوانمت یا صاحب الزمان به خدا خسته ام بیا @tanhatarinmonji ⇜ورود 🍃🌺
🍃🌺 ای عشق بی نشان به خدا خسته ام بیا چون موسم خزان به خدا خسته ام بیا آخر بیا بگو به چه اسمی بخوانمت یا صاحب الزمان به خدا خسته ام بیا @tanhatarinmonji ⇜ورود 🍃🌺