eitaa logo
طنزیف 🎒
1.6هزار دنبال‌کننده
22.2هزار عکس
12.7هزار ویدیو
32 فایل
مجله تفریحی سرگرمی خبری و فرهنگی اجتماعی با چاشنی طنز با طنزیف غصه هاتونو پاک کنید تنظیف=پاک کردن ، پاکیزه ساختن ⛔️تبلیغ و تبادل نداریم ارتباط با مدیر https://abzarek.ir/service-p/msg/4321309
مشاهده در ایتا
دانلود
چرا هنگام استرس بیشتر می خوریم؟ هنگام استرس، اشتهای روانی داریم که بدون نیاز بدن به غذا اتفاق روی می آوریم غذا یک نیاز بیولوژیکی تثبیت شده انسان است که باعث لذت می شود در طول خوردن آن، هورمون های لذت (اندورفین) ترشح می شود و در شرایط استرس زا با کاهش این هورمون ها مواجه می شویم تا به نوبه خود، غذا راه آسانی برای جبران اندورفین های تمام شده ما محسوب شود 🆔 @tanzyf ♨️
عکاس میگه فرزند داشت کمک می‌کرد تا والدینش رو از شر رشته‌های نایلونی و پلاستیکی رها کنه ولی نتونست! تصویر این یادگاری انسان بر روی گردن پرنده‌ها و تلاششون برای رهایی، یکی از تصاویر برگزیده در حوزه عکاسی از پرندگان امسال بود. 🆔 @tanzyf ♨️
یکی کامنت گذاشته :فکر کن این همه پول بدی بشینی توی این خونه، بعد فیلترشکنت وصل نشه..! 🆔 @tanzyf ♨️
🍯 درمورد ضرب‌المثل «گرگ باران دیده» که یک غلط مصطلح است، دو روایت وجود دارد: ۱. اصل این ضرب‌المثل گرگ بالان دیده است. بالان به معنی «دام و تله» است، و گرگ بالان دیده یعنی گرگی که چندبار از دام و تله رهایی یافته و در نتیجه، به پختگی لازم رسیده است. این عبارت را به کنایه راجع به شخصی به کار می‌برند که کارآزموده است و به عبارتی سرد و گرم روزگار را چشیده است. ۲. در روایتی دیگر این ضرب‌المثل در حقیقت کرک باران دیده است که در این‌جا کرک به معنی «پوستین یا لباسی چرمین که در گذشته مردم به تن می‌کردند تا از باران و سرما در امان باشند» است؛ اگر قطرات باران بر روی پوستین اثر نمی‌کرد، نشانهٔ این بود که لباس به خوبی درست شده و می‌توان تا مدت‌ها از آن استفاده کرد. به هر حال اگر این مورد هم درست باشد باز در اصطلاح راجع به همان موضوع کاربرد دارد؛ یعنی کسی یا چیزی که در کاری امتحانش را پس داده و به پختگی و کارآزمودگی رسیده است. 🆔 @tanzyf ♨️
Iraj Bastami ~ Music-Fa.ComIraj Bastami - Morghe Shab (320).mp3
زمان: حجم: 2.4M
🎶 مرغ شب چو مرغ شب خواندی و رفتی ..!! دلم را لرزاندی و رفتی...!!! 🆔 @tanzyf ♨️
شب به اشک چشم من او را نگاه افتاده بود گوییا بر آب دریا عکس ماه، افتاده بود پی به اسرار نهانی برد عارف ز آن دهن گر فقیه تنگ‌دل در اشتباه افتاده بود وه! که آن سیب زنخ آسیب من شد، چون کنم؟ یوسف بخت من از اول به‌چاه افتاده بود این عجب نبود که من مجذوب عشقم کز نخست کهربا را الفتی با پر کاه افتاده بود دوش صهبای غمت با زاهد و صوفی چه کرد؟ کاین به‌ مسجد مست و آن در خانقاه افتاده بود حال (صابر) را ز مرغ آشیان گم کرده پرس چون که او بر وی گذارش گاه‌گاه افتاده بود 🆔 @tanzyf ♨️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا