كانون تشيّع و نابودي اشرار بنياسرائيل(۱)
سرانجام پس از طيّ فراز و فرودهاي بسياري كه ذيل عنايات آسماني و مجاهدت اهل بيت(ع) اتّفاق افتاد، بزرگترين كانون تشيّع در جغرافياي خاكي «ايران» به وجود آمد.
▫️ترديدي نبايد داشت كه اين واقعه از تيررس نگاه ابليس، آنكه قسم به عزّت خداوند ياد كرده بود تا همة همّتش را در كار اغواي خلق عالم وارد كرده و از خداوند انتقام كشد، دور نميماند؛ چنانكه از نگاه مترصّد «بني اسرائيل» نيز دور و پوشيده نماند.
▫️بني اسرائيل كه با حرص و حسد تمام، «بني اسماعيل» را رقيب سرسخت آخرالزّماني خود در تملّك و تصاحب «ملكِ عظيم» وعده داده شده به بنياسماعيل ميشناخت،
▫️ميديد كه به رغم شيطنتها، دسيسهها و مانعتراشيها كه باعث منزوي و بالأخره به شهادت رساندن جملة بزرگان اهل بيت(ع) پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) شده بود،
▫️ بني اسماعيل كانوني پر قدرت، هوشمند و با ظرفيّت بزرگ براي سيادت و آقايي گشته است؛
▫️كانوني كه نه تنها قادر به جلب و جذب جملة بني اسماعيل و محبّانش است، از توان حمايتي ويژهاي نيز براي دفاع از كيان فكري و فرهنگي تشيّع در مقابل دشمن ديرينهاش، يعني بني اسرائيل برخوردار است.
▫️مطالعة طرحها، عمليّات اجتماعي، سياسي و دستورالعملهاي ارائه شده توسط حضرات معصومان(ع) با نگاه محدود منطقهاي و نقطهاي و بدون ملاحظة ارتباط آنها با «طرح عظيم خداوندي» براي سرانجام خلقت، ظالمانهترين نوع نگرش به اين بزرگمردان مجتبي و مصطفاي خداوند است؛
▫️ چنانكه نميتوان نقش اين طرح عظيم را در حكمت ارسال رُسل و كتب ناديده گرفت.
▫️پيامبر خاتم(ص)، حامل دين جهاني و كتاب نهايي، عهدهدار اجراي طرح نهايي خداوند است كه از طريق سلسلة اوصيايش گام به گام به اجرا در ميآيد
▫️ و مأموريّت هر يك تعريف شده، ابلاغ شده و معيّن و در همسويي با آن طرح نهايي قابل شناسايي است.
▫️ در غير اين صورت، آن حجج الهي را در چنبرة برداشتهاي عوامانه و مبتلا به امور خرد و جزيي محلّهاي و منطقهاي و غافل و بيخبر از نقشه و تقدير كلّي آسماني معرفي ميكنيم.
▫️اين چنين نبوده كه آنان، به رغم دارا بودن سهم ويژهاي از توانايي و قدرت در «علم و عمل»، «تأثيرات آسماني» و «مقامات نوري» كه آنان را حائز عاليترين سهم از «صفات خداوندي» ميساخت،
▫️در برابر عملههاي شيطان از خاندان «بني اميّه» و «بني عبّاس» منفعل و ناتوان از اجراي مرحله به مرحلة طرح خداوند در تأسيس «مُلك عظيم خداوند» در آخرالزّمان شده باشند.
▫️دستيابي به آخرين مرحله، در گرو طيّ همة مراحل و مراتب، آزمون خلق روزگار، آزمودگي شيعيان و آمادگي همة شرايط ملكي و ملكوتي مورد نياز بود؛
▫️ ضمن آنكه حسب حكمت و تدبير آسماني، قرار نبود اين واقعة شريف از طريق اعجاز صِرف اتّفاق بيفتد كه اگر چنين بود، در همان سالهاي اوّلية بعثت و در عصر پيامبر اكرم(ص) واقع ميشد.
▫️به همان سان كه هيچ يك از حضرات معصومان(ع) به رغم دارا بودن قدرت و علم براي جلوگيري از توطئة بنياميّه و بنيعبّاس در به شهادت رساندن معصومان(ع)، متوسّل به اين قدرت ماورايي كه حائز تمام عيار آن بودند، نشدند.
▫️ قرار بود كه مردم، با اختيار، علم و آمادگي و از مجراي سنّتهاي لايتغيّر هستي، راه پر فراز و نشيب را تا دستيابي به آخرين مراتب، تجربه كنند.
ادامه دارد.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
🔘كانون تشيّع و نابودي اشرار بنياسرائيل(۲)
جعفر بن سماعه از امام صادق(ع) روايتي نقل ميكند كه امام(ع) فرمودند:
▫️«جبرئيل براي پيامبر اكرم(ص) از آسمان صحيفهاي آورد كه خداي تعالي كتابي به مانند آن از آسمان نياورده و نخواهد آورد. آن رساله، مختوم به مهرهايي طلايي بود و به او گفت:
🔹 «اي محمّد! اين وصيّت تو براي نجيب از خاندانت ميباشد. گفت: اي جبرئيل! نجيب از خاندان من كيست؟ فرمود: عليّ بن ابي طالب.
🔹بدو فرمان بده كه چون از دنيا رفتي، يك مهر از آن بردارد و بدان عمل كند و چون رسول خدا درگذشت، علي يك مهر از آن برداشت و بدانچه در آن بود، عمل كرد و از آن فراز نرفت.
🔹پس از آن صحيفه را به حسن بن علي تسليم نمود و او نيز يك مهر از آن برداشت و بدانچه در آن بود، عمل كرد و از آن فراز نرفت؛ سپس آن را به حسين بن علي تسليم نمود.
🔹او نيز يك مهر از آن برداشت و ديد در آن نوشته است: «جمعي را براي شهادت با خود ببر كه با تو شهيد خواهند شد و خود را به خداي تعالي بفروش» و او نيز بدان عمل كرد و از آن فراز نرفت.
🔹سپس آن را به مردي پس از خود داد. او نيز يك مهر از آن برداشت و ديد نوشته است: «سر به زيرانداز و خاموش باش و در منزلت بنشين و به عبادت پروردگارت بپرداز تا مرگت فرا رسد.» سپس آن را به مردي پس از خود داد. او نيز مهري از آن برداشت و ديد در آن نوشته است:
🔹«براي مردم حديث بگو و فتوا بده و علم پدرانت را منتشر كن.» پس او نيز بدان عمل كرد و از آن فراز نرفت.
🔹سپس آن صحيفه را به مردي پس از خود داد و او نيز مهري برداشت و ديد در آن نوشته است: «به مردم حديث كن و فتوا بده و پدرت را تصديق كن و از هيچ كس، جز خداوند نترس كه تو در حرز و ضمانت خداي تعالي هستي» و مأمور به تسليم آن شد و به وصيّ پس از خود داد و او نيز آن را به وصيّ پس از خود داد و اين تا روز قيام مهدي و قيامت ادامه دارد.»
▫️سكوت امام صادق(ع) دربارة محتواي ساير مُهرهايي كه به وظايف ساير امامان پس از خودشان مربوط ميشد، پذيرفتني و معقول است.
▫️ علم خداوند دربارة اعمال كلّية آفريدهها از ابتدا تا فصل قيامت كبرا قطعي است و دستورالعملهاي محوّل شده، از يك سو، ناظر بر اين عمل است و تدبيري حكيمانه براي گذار دادن ائمة معصومان(ع) از فراز و فرودهايي كه در پيش رو داشتند و از ديگر سو، ناظر بر تدبير حكيمانهاش براي گذار دادن هستي به سوي مقصد غايي و نهايي.
▫️اين همه خود بيان ميكند كه هستي يلهورها در دست ابليس و جنودش نيست و سرانجام روزگار، تحت تقدير و مشيّت الهي به سوي آيندهاي روشن و الهي پيش ميرود.
▫️ميدانداري حضرت حسين بن علي(ع) در صحراي «كربلا» و خانهنشيني حضرت سيّد السّاجدين(ع) همان اندازه از تأييدات آسماني و تدبيرگري الهي حمايت ميشود كه مهاجرت حضرت عليّ بن موسي الرّضا(ع) مورد حمايت است.
▫️اين روايت كه حكايت از اجراي مو به موي فرامين خداوند و انجام مأموريّت محوّل شده توسط حضرات امامان معصوم(ع) ميكند، مؤيّد اين واقعيّت شگفت است كه آنان، هر يك به سهم خود، ركني از اركان آن بناي نهايي را بر كشيدند.
▫️بنايي كه در آخرين مرحله و به دست با كفايت آخرين وصيّ رسول رحمت، حضرت صاحب الزّمان(عج) صورت عيني خواهد يافت. اين بنا چيزي جز تحقّق «مُلك عظيم خداوندي» و وراثت زمين به مستضعفان، قبل از قيامت كبرا نيست.
▫️شهادت امام حسين(ع) و يارانش، بيان احكام و احاديث به وسيلة امام باقر و امام صادق(ع) همان اندازه در مسير تقدير كلّي الهي براي نيل به آخرين منزل، يعني تأسيس «دولت كريمة مهدوي» است كه تأسيس «كانون مهمّي براي شيعيان آل محمّد(ص) در ايران».
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
ايران يك اردوگاه است!
جملة مراحل و منازل طی شده انسان، كارواني را سامان ميدهد كه راه درازي را طي كرده و قرار است در آخرين منزل فرود آمده، ذيل پرچم خاتم الوصيّين(ع) «مُلك عظيم خداوندي» را تأسيس و «دولت كريمهاش» را برپا كند.
▫️از اين زمان، «ايران» به عنوان يك اردوگاه و يك آمادگاه ميشود.
چنانكه شيعيان اين معنا را درك ميكردند، به دو نكتة مهم پي ميبردند:
▫️اوّل «راز ماندگاري ايران» و ديگر «مقصد نهايي» خودشان.
راز ماندگاري ايران در مأموريّت محوّله به دوش اين سرزمين و ساكنانش تبيين ميشود و مقصد نهايي آنان در زمينهسازي و همراهي براي آماده شدن شرايط و تحقّق امر ظهور كبراي امام در وقت معلوم.
▫️اين سخن بدان معني نيز هست كه عدم درك اين دو امر يا كاهلي و سستي در برابر آن، فرصتهاي بسياري را از كف شيعيان اهل بيت و امامشان(ع) ربوده و خسارات زيادي را بر آنان تحميل نموده است.
▫️همة بنبستها و بحرانهاي عارض شده بر حيات بشر در طول تاريخ، از بين رفتن بسياري از سرمايهها، وقوع تمامي نزاعها و درگيريهاي ملّي و منطقهاي به جز آنچه حضرات معصومان(ع) در آن حضور يافتند، نتيجة محتوم عدم درك مقصد نهايي و غايي تعريف شدة الهي دربارة آيندة بشر است.
▫️«ايران» به عنوان «شيعه خانة اهل بيت(ع)» انتخاب شده بود و به دليل همة توانايي و استعدادي كه در وجه مادّي و فرهنگي در اين ديار بود، مجال، تحمّل و كشش بار مسئوليّتي را كه بر دوشش نهاده ميشد، داشت.
▫️ضمن آنكه اعراب طيّ سالهاي حضور و حيات نبيّ اكرم(ص) و پس از آن ثابت كرده بودند كه از آمادگي لازم براي قبول اين امانت برخوردار نيستند؛ چنانكه در اوّلين فرصت، امامت و خلافت حقّة الهي را به ظالمترين مردان عرب از خاندان «اموي» تسليم كردند.
▫️اسلام در «حجاز» متولّد شد؛ ليكن ضرورتاً براي رسيدن به مراحل نهايي از رشد و بالندگي، ميبايست از ظرف كوچك حجاز خارج و در دامان سرزميني قرار ميگرفت كه از همة توانايي و ظرفيّت لازم براي پرورش و همراهياش برخوردار باشد.
▫️موارد زير تنها بخشي از استعدادها و قابليّت «ايران» و ساكنان ايران بود كه لياقت تبديل شدن به «كانون بزرگ تشيّع» و همراهي در بزرگترين مأموريّت خاتم الأوصياء از نسل ابراهيم و اسماعيل(ع) را فراهم ميآورد:
1. پاكي از پيرايههاي بتپرستي؛
2. روحية متعالي فتوّت و جوانمردي؛
3. هوشمندي، زيركي و خردورزي مردمان؛
4. شجاعت و دلاوري نهادينه شدة ساكنان؛
5. امكانات مالي و ثروت خدادادي بالقوّه؛
6. موقعيّت ويژة ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك در جغرافياي جهان؛
7. آزمودگي و تجربه براي گذار از بنبستها و بحرانها (نظامي، سياسي و اقتصادي)؛
8. و از همه مهمتر، ولايتپذيري و پايمردياي كه در سختيها، دربارة اهل بيت(ع) نشان داده بودند؛
9. سابقة بلند فرهنگي و تمدّني؛
10. اعتدال خُلقي و خَلقي.
▫️بياغراق، ايرانيان آينهاي بودند كه در خود، صورت و سيرت اهل بيتِ
نبيّ اكرم(ص) را منعكس ميساختند.
▫️خالي از لطف نيست كه بدانيم، مطابق نقشة جغرافيايي ترسيم شده دربارة كشورهاي پيراموني و احاطه كنندة «مسجد الحرام» و خانة «كعبه»، در ميان عموم كشورهاي شرق اسلامي، «ايران» تنها كشوري است كه در طول همة قرون گذشته ـ پس از بعثت نبيّ اكرم(ص) ـ رو به كعبه و پشت مقام حضرت ابراهيم(ع) نماز گزارده است.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
🔘 نقش ايران و ايرانيان در سرانجام تاريخ(۱)
اينك مجال آن است تا از این موضوع گفتوگو شود.
▫️ابتدا متذكّر اين معنا ميشوم كه وقتي از «ايران» سخن ميگوييم، به هيچ وجه رويكرد شركآلود ناسيوناليستي و نژادگرايانة مرسوم در ميان «بنياسرائيل» را لحاظ نكردهايم.
▫️تقابل بني اسرائيل و كينه و حسد بنيادين آن قوم، متوجّه و متذكّر
«بني اسماعيل»، «حكومت جهاني» و «مُلك عظيم» وعده داده شده به بني اسماعيل و بالأخره «شيعهخانه و شيعيان اهل بيت(ع)» است
▫️كه ضمن داشتن نسبت خوني با «بني اسماعيل»، جان بر كف مهيّا و براي ياري بني اسماعيل در به سرانجام رساندن طرح آسماني تأسيس «مُلك عظيم خداوندي» نشان شدهاند. امام محمّد باقر(ع) در اين باره فرمودند:
🔹«أصْحابُ القائِم(ع) ثَلاثَ مِاَئَةٍ وَ ثَلاثَةَ عَشَرَ رَجُلَاً اولادِ الْعَجَمْ؛
اصحاب حضرت مهدي(ع) سيصد و سيزده نفر و از فرزندان عجمند.»
🔹در سند «مستدرك» حاكم آمده است:
«قالُوا: العَجَمُ يا رَسُولَ اللهِ(ص)؟ قالَ(ص): لَوْ كانَ الايمانَ مُعَلَّقَاً بِالثُّرَيّا لَنالَهُ رِجالٌ مِنَ الْعَجَمْ؛
🔹گفتند، عجم اي رسول الله؟ پيامبر فرمودند: «اگر ايمان در آسمان آويزان باشد، مرداني از فارس بدان ميرسند.»
🔹و در روايت ديگري به صراحت مصداق «عجم» را معرفي ميفرمايند:
كُنّا جُلُوسَاً عِنْدَ النَّبِي(ص)، اِذْ نَزَلَتْ سُورةُ الجُمْعةِ ... قالَ وَفينا سَلْمانُ الفارسيُّ ...؛
🔹نزد رسول الله نشسته بوديم كه سورة جمعه نازل شد و هنگامي كه اين آيه (و آخرين منهم لما يلحقوا بهم) نازل شد، پرسيدند: آنها چه كساني هستند؟ در حالي كه سلمان نزد ما بود؛ رسول الله دستش را بر سلمان گذارد و فرمودند:
🔹«اگر ايمان در ثريّا باشد، مرداني از اين قوم به آن خواهند رسيد.»
▫️آية مبارك 198 ـ 203 سورة شعراء و كلام نوراني امام جعفر صادق(ع) كه در تفسير آن بيان فرمودهاند، پرده از همان راز بزرگي برميدارد كه اين اثر خود را مكلّف به تبيين آن نموده است:
🔹«وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلي بَعْضٍ اِلّا الاعَجَمَيْنِ فَقَرَاه عليهم، ما كانُوا بِهِ مُؤمِنِينَ؛
اگر ما آن را (قرآن را) بر بعضي از عجم (= غير عرب)ها نازل ميكرديم و او آن را بر ايشان ميخواند، به آن ايمان نميآوردند!»
▫️در «تفسير» عليّ بن ابراهيم آمده است:
امام صادق(ع) فرمودند: «اگر قرآن بر عجم نازل ميشد، اعراب به آن ايمان نميآوردند و اين قرآن بر اعراب نازل گشت و عجمها ايمان آوردند.»
▫️ترديدي نيست كه جمع كثيري از ياران خاصّ امام از «كوفه»، «بصره» و «يمن» برميخيزند؛
▫️امّا اين موضوع دور از ذهن نيست كه بسياري از ساكنان اين سرزمينها، از اولاد و نوادگان ايرانيهايي هستند كه از قرنها و حتّي از صدر اسلام به عنوان موالي به اين ديار كوچ كردند و در واقع از نسل و نسب ايراني، شناسايي ميشوند.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
🔘 نقش ايران و ايرانيان در سرانجام تاريخ(۲)
خداوند كريم در سورة اسراء ميفرمايند:
«وَقَضَيْنَا إِلَي بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا
٭ فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً
٭ ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا
٭ إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا
٭ عَسَي رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا؛
🔹«و در كتاب آسماني[شان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه قطعاً دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و قطعاً به سركشي بسيار بزرگي برخواهيد خاست.
🔹پس آنگاه كه وعدة [تحقّق] نخستين آن دو فرا رسد، بندگاني از خود را كه سخت نيرومندند، بر شما ميگماريم تا ميان خانهها[يتان براي قتل و غارت شما] به جستوجو درآيند و اين تهديد تحقّق يافتني است.
🔹پس [از چندي] دوباره شما را بر آنان چيره ميكنيم و شما را با اموال و پسران ياري ميدهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر ميگردانيم.
🔹اگر نيكي كنيد به خود نيكي كردهايد و اگر بدي كنيد به خود [بد نمودهايد] و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد[تان] چنانكه بار اوّل داخل شدند [به زور] درآيند و بر هر چه دست يافتند يك سره [آن را] نابود كنند.
🔹اميد است كه پروردگارتان شما را رحمت كند و[لي] اگر [به گناه] بازگرديد، [ما نيز به كيفر شما] بازميگرديم و دوزخ را براي كافران زندان قرار داديم.»
▫️اين آيات شريف، خطاب به «بنياسرائيل»، پرده از عملكرد و سرنوشت آنان در «فلسطين» و مرداني كه براي سركوب فتنهگران انتخاب شدهاند، برميدارد.
▫️در تفسير «نورالثّقلين» از «روضة كافي» دربارة اين آيات از قول
امام صادق(ع) آمده است:
▫️«آنان (سركوبكنندگان فتنهگري بني اسرائيل) كساني هستند كه خداوند تبارك و تعالي قبل از ظهور قائم آنها را برميانگيزند و آنان دشمنان آل پيامبر(ص) را فرا نميخوانند؛ مگر اينكه او را به قتل ميرسانند.»
▫️در همين باره در «بحارالأنوار» آمده است:
🔹حضرت امام صادق(ع) آية شريفه را قرائت كردند، عرض كرديم فدايت شويم اينها (سركوب كنندگان بني اسرائيل) چه كسانياند؟
🔹 حضرت سه مرتبه فرمودند: «به خدا قسم آنان اهل «قم» هستند، به خدا قسم آنان اهل قم هستند، به خدا قسم آنان اهل قم هستند.»
🔹احاديث غيبي فراواني بشارت دهندة آمدن جماعتي از مشرق زمين، از سرزمين «فارس»اند كه قبل از ظهور امام مهدي(عج) در آخرالزّمان براي سركوبي فتنهگران «بنياسرائيل» به پا خاسته، آنها را سركوب كرده و زمينهها را براي حكومت جهاني امام مهدي(عج) فراهم ميآورند.
ادامه دارد.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
🔘معركة قرقيسيا، طوفان بزرگ(۱)
قبل از ورود به بحث «زمينهسازان ظهور» ناگزير از بحثي مختصر دربارة موضوع «قرقيسيا» و يكي از نشانههاي حتمي ظهور با عنوان «خروج سفياني» هستيم.
▫️قرقيسيا، شهري در منطقة شمالي «سوريه»، در ميان «فرات» و سرچشمة نهري كه «خابور» (يا هابور) در آن است، قرار دارد.
▫️اين منطقه حدود يكصد كيلومتر با مرزهاي «عراق» و دويست كيلومتر با مرزهاي «تركيه» فاصله دارد و در نزديكي شهر «ديرالزّور» است.
▫️سفياني را مردي بدمنظر و ترشرو با سري بزرگ و صورتي آبلهرو توصيف كردهاند كه وقتي به او نگاه كنند، گمان ميبرند كه يك چشم دارد. نام او را عثمان و پدرش را عنبسه گفتهاند و از نسل ابوسفيان و معاويه است.
▫️روايات حاكي از آنند كه سفياني فرهنگ و آموزش غربي دارد و چه بسا كه در غرب نشو و نما كرده باشد. در «الغيبه» آمده است:
▫️سفياني در حالي كه رهبري گروهي را به عهده دارد، مانند شخص نصراني صليب بر گردن دارد و از سرزمين روميان روي ميآورد.
▫️شايان ذكر است، در عصر ما عموم اعضاي «شواليههاي مالتا» كه از زيرمجموعههاي لژها و سازمانهاي مخفي ماسونياند، گردنبندي از صليب به گردن ميآويزند.
▫️اشخاصي چون ملكة انگلستان، جرج دبليو بوش، ملك فهد، ملك عبدالله اردني و برخي ديگر از سران دولتهاي عربي و غربي از اعضاي «شواليههاي مالتا» هستند.
▫️جابر در كتاب «الغيبه نعماني» در ضمن بحث از سفياني ميگويد:
سپاهيان سفياني از «قرقيسيا» ميگذرند و در آنجا به جنگ ميپردازند. صدهزار نفر از ستمپيشگان سركش در آنجا كشته ميشوند.
▫️«روضة كافي» از قول ميسر مينويسد كه اباجعفر(ع) فرمودند:
«اي ميسر از محلّ شما تا قرقيسيا چقدر فاصله است؟»
چنان كه اشاره شد، قرقيسيا نزديك رود «فرات» است. سپس امام فرمودند:
🔹«در آنجا جنگي روي خواهد داد كه از زمان خلقت آسمانها و زمين، چنين جنگي اتّفاق نيفتاده است و تا زماني كه آسمان و زمين پابرجا هستند نيز چنين جنگي رخ نخواهد داد. آنجا محلّ خوراك و سفرة پرندگان (گوشتخوار) شود و درندگان زمين و پرندگان آسمان از آنجا سير شوند. قيس در آنجا به هلاكت ميرسد و هيچ خونخواهي نخواهد داشت.»
▫️چنانچه مبدأ وقايع آخرين سال، قبل از ظهور كبراي امام عصر(عج) را ماه رجب فرض كنيم، «معركة قرقيسيا» در ماه شوّال همان سال حادث ميشود.
▫️نشانة حتمي «ندا» يا «صيحة آسماني» نيز پيش از اين، در بيست و سوم ماه رمضان حادث ميشود و بيگمان تا اين زمان و با وجود نشانههاي حتمي ياد شده، عموم مسلمانان و شيعيان از «واقعة شريف ظهور» و حوادث مرتبط با آن مطّلع شدهاند.
▫️باعث اين جنگ بيسابقه را كشف گنجي از طلا و نقره (و شايد هم منبع بزرگ نفتي) گفتهاند. آن گونه كه روايات بيان ميكنند، آب «فرات» كوهي از طلا و نقره را نمايان ميكند كه بر سر آن از هر نه نفر، هفت نفر كشته ميشوند.
ادامه دارد.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
معركة قرقيسيا، طوفان بزرگ(پایان)
در اين نبرد اقوام مختلفي شركت دارند:
1. تركها: آنها در جزيرة (منطقة «بين النّهرين») نيرو پياده كردهاند؛
2. روميها: يهوديان و دولتهاي غربي كه وارد «فلسطين» شدهاند؛
3. سفياني: كه اين روزها بر ديار «شام» مسلّط است و براي توسعهطلبي از آن خارج ميشود؛
4. عبدالله: ظاهراً او همپيمان مغرب زمين ميباشد؛
5. قيس: كه مركز فرماندهياش «مصر» است؛
6. فرزند و نوة عبّاس: كه از «عراق» ميآيد.
▫️جابر جعفي هم طيّ حديثي طولاني از امام محمّدباقر(ع) چنين روايت كرده است:
🔹«از دين برگشتگاني از جانب تركها حمله كرده و سپاهي از روم آنها را دنبال ميكند. برادران تركها، پياده كردن نيروهايشان را در جزيره ادامه ميدهند. روميان از دين برگشته هم در «رمله» نيرو پياده ميكنند.»
▫️امام در اين باره فرمودند:
🔹«جابر! از آن سال درگيريهاي زيادي در مغرب زمين رخ خواهد داد. ابتداي مغرب زمين كه شام است،
به فرمان سه پرچم (سياه) اصهب، ابقع و سفياني با هم درگير ميشوند. در ابتدا سفياني با ابقع ميجنگد و او همراهانش را كشته و به دنبال آن اصهب را هلاك ميكند.
پس از آن تا عراق، تنها جنگ و كشتار به پا ميكند. سپاهيانش را
به «قرقيسيا» ميرساند و در آنجا هم به جنگيدن ميپردازد.
در اين جنگ صدهزار نفر از جبّاران و ستمگران كشته ميشوند.
پس از آن سفياني سپاهي را به سوي «كوفه» گسيل ميدارد.»
▫️از تبعات «معركة قرقيسيا»، بروز قحطي و جدال مردم براي به دست آوردن آذوقه و انبار كردن آن است. بر اساس روايات رسيده پيروز ميدان قرقيسيا سفياني است.
▫️عدم ثبات سياسي حكومت «عراق»، خودكامگي سفياني را تشديد ميكند و او را براي حركت به سوي عراق برميانگيزد.
پيامبر اكرم(ص) فرمودند:
🔹«وقتي صيحه در ماه رمضان شنيده شد، در ماه شوّال جنگي (معركة قرقيسيا) برپا ميشود. قبايل به مسافرت براي تهية خوراكيها ميپردازند و در ماه ذيقعده با هم ميجنگند. در ماه ذيحجّه هم حجّاج غارت ميشوند و خون به پا ميشود.»
▫️سفياني از روز 21 يا 22 ذيقعده، ابتدا در «بغداد» و سپس در كوفه و ساير شهرهاي عراق دست به كشتار ميزند. لشكريان او روز عيد قربان به كوفه وارد ميشوند.
▫️امام صادق(ع) ضمن حديثي طولاني فرمودند:
🔹«تمام عراق را هراس جدّي فرا ميگيرد و قرار از اين ديار رخت برميبندد. پس از آنكه سپاه سفياني وارد بغداد ميشود، سه روز همه چيز و همه كس را مباح اعلام ميكند و به سرعت، بسياري ميميرند.
شصت هزار نفر (و بنا بر قولي هفتادهزار نفر) از اهالي آن شهر را ميكشد و اطراف آن را خراب ميكند.
هجده شب پس از اين فعّاليتها در آنجا ميماند و اموال [مردم] را [ميان سپاه خويش] تقسيم ميكند، در آن روز سالمترين نقطة «بغداد»، «كرخ» است.»
▫️در «معركة قرقيسيا»، بخش بزرگي از نيروها و تجهيزات دشمنان اسلام و اهل بيت(ع) نابود ميشود. اين واقعه براي مستضعفان نويد بزرگي است؛
▫️زيرا بدون آنكه هزينهاي متحمّل شوند، شاهد درگيري و اشتغال دشمنان خدا با هم ميشوند. اين واقعه، بخش بزرگي از مزاحمتها را كه ممكن است در مسير امام مانع ايجاد كنند و باعث خسارت شوند، حذف ميكند.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
🔘 امام رضا(ع) و ايران(۲)
در شرايط آن روزگار، به غير از بحث سياسي امامت و ولايت در جنبة اعتقادي، مسئلة توحيد مطرح بود. امام تصميم گرفت كه حديث را در عرصة توحيد عرضه كند. دستور داد مردم آرام باشند تا ايشان حديث خود را بگويد. مردم آرام شدند. كاغذها و قلم و دوات را بيرون آوردند تا سخن امام را بشنوند و ضبط كنند.
▫️امام سخن مورد نظر را به پدرش نسبت داد كه از او شنيده و پدرش نيز از پدر خود، به همين ترتيب تا به اميرالمؤمنين(ع) برادر و ابن عمّ رسول خدا(ص) رسيد و فرمودند كه او نيز اين حديث را از پيامبر و پيامبر از جبرئيل و او از خداوند آن را نقل كرده است.
🔹«سَمِعْتُ رَبِّ العِزَّة سُبْحانَهُ وَ تَعالي:
«كَلِمَةُ لا اِلهَ اِلَّا اللهُ حِصْنِي فَمَنْ قالَهَا دَخَلَ حِصْنِي وَ مِنْ دَخَلَ حِصْنِي أمِنْ مِنْ عَذابِي صَدَقَ اللهُ سُبْحانَهُ وَ صَدَقَ جِبْرِئيلَ وَ صَدَقَ رَسُولُهُ وَ الائِمَّة؛
🔹كلمة لا اله الّا الله حِصن و قلعة من است و آن كس كه به آن اعتراف كند، وارد قلعه و پناه من است و هر كس كه وارد پناه من شود، از عذاب من در امان است. خداي سبحان راست گفت. (فرشتة وحي او) جبرئيل راست گفت. پيامبر خدا و ائمه راست گفتند.»
▫️امام حديث را فرمود و خاموش شد، مجدّداً سر برآورد و در دنبالة آن فرمودند:
«بِشَرْطِها وَ شُرُوطِها وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»
امام رضا(ع) طيّ اين سفر كه به شهادتشان نيز انجاميد، تكليف مهم و الهي خودشان را به تمامي به انجام رساندند.
▫️براي امام رضا(ع) مسجّل بود كه موضوع پيشنهاد ولايتعهدي، حيلهاي است كه مأمون در كار وارد ساخته تا خود را از مخمصهاي بزرگ برهاند.
▫️پس از سالهاي سخت رفته بر امام كاظم(ع) و ساير حضرات معصومان(ع)، فضايي و شرايطي بر جغرافياي جهان اسلام حاكم شده بود كه علويان شورشهايي را عليه خلافت وقت ترتيب داده بودند و گفتوگو از ولايت و «امامت» امام رضا(ع) از خاندان اهل بيت(ع)، اساس مشروعيّت نظام خلافت را به چالش كشيده بود.
▫️چنانكه مأمون در برابر اعتراض «عبّاسيان» به مسئلة ولايتعهدي
امام رضا(ع) چنين گفت:
🔹«اين مرد كارهاي خود را از ما پنهان كرده، مردم را به امامت خود ميخواند. ما او را بدين جهت وليعهد قرار داديم كه مردم را به خدمت ما بخواند و به ملك و خلافت ما اعتراف كند. در ضمن شيفتگانش بدانند كه او چنانكه ادّعا ميكند، نيست و اين امر (خلافت) شايستة ماست نه او ... .
🔹اين امر بر امام پوشيده نبود؛ چنانكه در پاسخ ريان، يكي از يارانش فرمودند:
🔹«... خدا ميداند چقدر از اين كار بدم ميآمد؛ ولي چون مرا مجبور كردند كه ميان كشته شدن يا ولايتعهدي، يكي را برگزينم ... در واقع اين ضرروت بود كه مرا به پذيرش آن كشانيد و من تحت فشار بودم.»
▫️در واقع، مأمون قصد داشت براي اثبات و تثبيت امامت و خلافت غاصبانة خودش و خاندانش از حضور امام و ولايتعهدي امام سوءاستفاده كند و در مقابل، امام رضا(ع)، نه تنها اين فرصت را از مأمون صلب كرد؛
▫️از همان آغازين روز حركت تا شهادت، به اثبات امامت حقّة اهل بيت(ع) و ردّ و انكار خلافت و امامت ائمة كفر هم مشغول آمد. چنانچه اين فرصت ـ حتّي به بهاي شهادت آن امام ـ از بين ميرفت ديگر مجال بازگرداندن اين آب معين (ولايت و امامت اهل بيت(ع)) به مسير اصلياش ممكن نبود؛
▫️ چنانكه پيش از اين، امام صادق(ع)از بيم «عبّاسيان»، ناگزير به معرّفي پنج وصي براي خودشان شدند.
ادامه دارد.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
🔘 امام رضا(ع) و ايران(۳)
منازعات داخلي بين امين و مأمون ـ به اذن الله ـ و درگير شدن علويان با دستگاه خلافت، طيّ 15 سال آغازين امامت امام رضا(ع) مجال اعلام امامت و ولايت حضرت عليّ بن موسي الرّضا(ع) را فراهم آورد؛ امّا بايد اذعان داشت كه طرّاحي تقدير الهي و آسماني چنان مقدّر و مقرّر كرد كه اين اعلام و اعلان فراگير در گسترة «ايران» شيعي اتّفاق بيفتد.
▫️به اين ترتيب، احياي سنّت رسول خدا(ص)، احقاق حقّ ولايت و امامت، بيان معارف و احكام براي شيعيان و بالأخره نشان دادن مظلوميّت اهل بيت(ع) و جور و ستم حاكمان و غاصبان خلافت اتّفاق افتاد.
▫️به حقيقت، در انتهاي اين مسير، رسوايي و شكست، نصيب مأمون و پيروزي و ماندگاري سيره و سنّت اهل بيت(ع)، نصيب امام رضا(ع) شد؛ چنانكه امروز، حرم و مضجع شريف آن حضرت دليل محكمي است بر اين ادّعا.
▫️حضرت رضا(ع)، تنها در «نيشابور» به صراحت از مقام امام، منصب امامت و جايگاه حقّة حضرات ائمة معصومان(ع) سخن نگفت؛
▫️ بلكه در طيّ سفر و در برابر مأمون و در جلسات و نشستهاي مختلفي كه تشكيل ميشد، به صورت مبسوط دربارة ويژگيهاي امام، مقام امامت، قدر و منزلت امام و جريان امامت حقّه در ذريّة حضرت ابراهيم(ع) و فرزندان پيامبر آخرالزّمان(ص)، حضرات دوازده امام(ع) سخن گفته و وجوه گوناگون آن را برشمردند.
▫️چنانكه مأمون، فضل بن سهل ذوالرّياستين را به حضور امام رضا(ع) فرستاد و پيام داد:
«دوست دارم براي من از حلال و حرام و واجبات و مستحبّات، مجموعهاي تهيه نماييد؛ زيرا شما حجّت باري تعالي بر مردم و معدن آگاهي و علميد.»
▫️حضرت دستور داد دوات و كاغذ آوردند و به فضل فرمودند: «بنويس».
كلام امام(ع) با نام حضرت باري تعالي آغاز گرديد. سپس شهادت كلمة توحيد و صفات حضرتش بيان شد.
▫️آنگاه از شهادت به نبوّت حضرت محمّد بن عبدالله(ص)و مقام خاتميّت پيامبر گرامي(ص) نام برد و بعد از آن لزوم تصديق به تمام محتواي «قرآن» شريف از محكم و متشابه، خاص و عام، وعده و وعيد و ناسخ و منسوخ را خاطرنشان ساختند،
▫️ آنگاه از امر امامت و اهمّيت آن سخن گفته و اسم مبارك عليّ بن ابي طالب، اميرالمؤمنين(ع) و حسن و حسين(ع) را صريحاً ذكر و از ديگر امامان تا آن روز به اجمال ياد نمودند و در پايانِ نامه به قسمتهايي از احكام فرعي اسلام و امور عبادي و غيرعبادي اشاره كرده، حتّي پارهاي از احكام اختصاصي بانوان را در آن مجموعه بيان كردند.
▫️در نمونهاي ديگر، عبدالعزيز بن مسلم ميگويد:
ما با حضرت رضا(ع) در «مرو» بوديم. اوايل ورودمان در يكي از روزهاي جمعه به مسجد جامع رفتيم. كساني كه در مسجد بودند، خواستند در امر امامت گفتوگو شود و اظهار داشتند كه مردم دربارة امر امامت اختلاف نظر بسيار دارند.
▫️بعداً كه حضور امام شرفياب شدم، جريان امر و بحث مردم را در امر امامت به عرض رساندم. حضرت تبسّمي كرده، فرمودند:
🔹«اي عبدالعزيز! مردم اطّلاعي ندارند، از دين خود به نيرنگ گمراه شدهاند. خداوند تبارك و تعالي پيامبر خود را قبض روح نكرد؛ مگر بعد از اينكه دين را براي او كامل گردانيد و قرآن را كه بيان همه چيز در آن است، بر او نازل فرمود. حلال و حرام، حدود و احكام و جميع نيازمنديها را به طور تمام و كمال در آن بيان فرمود و گفت:
🔹«ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيءٍ؛ در كتاب به هيچ وجه كوتاهي نكردهايم.»
پس از آن شرح مبسوطي دربارة ويژگيهاي امام و مقام آن بيان فرمودند.
قبول ولايتعهدي در اثر پافشاري و حتّي تهديد مأمون اتّفاق افتاد؛ امّا
امام رضا(ع) از فرصت پيش آمده براي نشر معارف و مباحثه و مذاكره با علماي اسلام و مذاهب مختلف بهره جسته و با پاسخگويي به سؤالات، بسياري از شبهات را زدودند.
ادامه دارد.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
🔘 امام رضا(ع) و ايران(۴)
در واقع، امام رضا(ع) طيّ اين سفر:
🔹1. بنياد بناي امامت و ولايت اهل بيت نبيّ اكرم(ص) را در «ايران» بيش از پيش استوار ساختند؛
🔹2. از نتايج سفر و حضور امام(ع) اين بود كه زمينههاي شكلگيري كانونهاي بزرگ علمي و معرفتي فراهم آمدند؛ كانونهايي كه ابتدا در «طوس» و سپس در «قم» و با مهاجرت علويان در ساير بلاد شكل گرفتند؛
🔹3. سيره و روش اهل بيت(ع) را به نحو شايسته از طريق تربيت نخبگان عملاً جاري و منتشر ساختند؛
🔹4. ايران را مبدّل به «شيعه خانة اهل بيت(ع)»، ايرانيان را به عنوان مدافعان و حاميان اهل بيت(ع) و بالأخره اين سرزمين را زمينهساز قيام جهاني امام مهدي(عج) ساختند تا در آخرالزّمان مهيّاي مجاهدت و همراهي با امام عصر(عج) شود؛
🔹5. نظام اعتقادي مبتني بر شاكلة ترسيم شده از سوي وحي و كلام پيامبر اكرم(ص) را تصحيح و بازسازي نمودند.
▫️امام با گفتوگوي مبسوط و مكرّر از «امامت و امام»، وجه بسيار مهمّ سياسي و حكومتي دين مبين اسلام را بارز ساختند و استوار ماندن اين نظام مهمّ سياسي بر بنياد نظري «ولايت و امامت» حضرات معصومان(ع) منصوب از سوي حق را تنها راه رهايي و طيّ مسير حقيقي همة آنچه كه پيامبر اكرم(ص) بنيان گذاشته بود، معرّفي نمودند.
▫️ شاخصي كه در تمام طول خلافت «امويان» و «عبّاسيان» مورد ترديد و انكار واقع شده بود؛ در حالي كه خلفاي غاصب و از جمله مأمون سعي در حذف يا منحصر كردن اهل بيت(ع) در بيان احكام فرعي اسلام و امور عبادي و غيرعبادي بريده از سياست و حكمراني داشتند.
▫️سخنان مفصّل و جامع امام رضا(ع) در «مسجد جامع مرو»، دربارة ويژگي امام، امامت و فضل و رتبة امام، فارق از همة برداشتها، سوءبرداشتها و سوءنيّتهاي عارض شده بر اين مهم بود.
▫️ايشان همچنين همة وجوه مهمّ سياسي، اجتماعي و مقام اجرايي امام براي اعمال ولايت و برپايي حق و انتظام جامعة مسلمانان بر پاية امامت را بيان داشتند. حضرت در اثناي كلام فرمودند:
🔹«امامت، مقام انبيا، وارث اوصيا است، امامت نمايندگي خداوند عزّوجلّ و جانشيني پيامبر و مقام اميرالمؤمنين و ميراث حسن و حسين(ع) است. امامت زمام دين و باعث نظم مسلمانان و صلاح دنيا و عزّت مؤمنان است.
🔹امامت پاية بالندة اسلام و شاخه و نتيجة والاي آن است، توسط امام است كه نماز و زكات و روزه و حج و جهاد به كمال خود ميرسد و فَيء و صدقات وفور مييابد و حدود و احكام جاري ميگردد و مرزها حفظ و حراست ميشود.
🔹احكام حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام ميكند و حدود را جاري مينمايد و از دين خدا دفاع نموده با حكمت و موعظة نيكو و دليل قاطع، مردم را به راه پروردگارش فرا ميخواند...»
▫️شايد بتوان گفت در اثر دسيسة «بني اميّه» و پس از آن «بنيعبّاس»، مسلمانان دربارة منصب امامت، شخص امام و صفات و ويژگيهاي امامان معصوم و منصوب از سوي حق و پيامبر اكرم(ص)، دچار پراكندگي، اختلاف و تشتّت رأي شده بودند.
▫️اين حيراني و آشفتگي از سويي باعث دوام و بقاي خلفاي جور شده و از ديگر سو امامان شيعه و شيعيان را روز به روز در انزوا و مهجوريّت محصور ساخته و باعث جور و ستم روز افزون بر آنان شده بود.
▫️نبايد از نظر دور داشت كه در سرزمينهاي عربي، تعصّب قبيلهاي و كينههاي جاهلي كه ديگر بار در ساية خلافت «بني اميّه» و «بني عبّاس» تجديد حيات يافته بود، در كنار سلطة دراز مدّت خلفا مانع از آن بود كه حضرات معصومان(ع) بتوانند در آن جغرافيا به پايگاه شايستهاي براي شيعيان و به دنبال آن نضج و رشد فرهنگ و تفكّر ولايي امامان شيعه(ع)، دسترسي پيدا كنند.
ادامه دارد.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
امام رضا(ع) و ايران(قسمت پایانی)
«ايران» مهمترين سرزميني بود كه از استعداد لازم براي تبديل شدن به قطب و مركز تمركز و فعّاليت شيعيان برخوردار بود؛ چنانكه ميتوان به موارد زير در اين باره اشاره كرد:
▫️1. وجود نوعي عقلانيّت در ميان ساكنان اين سرزمين (پيراسته از تعصّب)؛
2. طبع ملايم و نزديك به تعادل در ميان آنها؛
3. روحية قوي ولايتپذيري؛
4. و دوري از مركز خلافت اموي و عبّاسي، چهار عامل اصلي و مهم به شمار ميروند كه در خود و با خود، زمينههاي تبديل شدن «ايران» به بزرگترين پايگاه شيعي را داشتند.
پيش از اين ذكر شده بود كه ايرانيان در هنگام آشنايي با اسلام و
اهل بيت(ع)، تماميّت خصال جوانمردي و فتوّت و پهلواني را كه از قبل در ميان خود جاري و ساري ميديدند، در سيما و سيره و سنّت اهل بيت(ع) و حقيقت دينداري مسلمانان مشاهده كرده بودند.
▫️از اينجاست كه گفته شد، ورود امام رضا(ع) به ايران و گفتوگوي مكرّر و دقيق ايشان در فرصتهاي مختلف از منصب امامت و ويژگيهاي امامان معصوم(ع)، ناظر بر همين رويكرد ويژة حضرت دربارة استحكامبخشي به جامعة شيعيان و تقويت بنية اعتقادي آنان و حمايت از اين سازمان و تشكيلات شيعي در ايران بوده است.
▫️اين پايگاه در كوتاه مدّت، مأمن شيعيان مهاجر از بلاد عربي و در دراز مدّت، باعث شكلگيري قطب و مركزي ميشد كه اسلام ناب ولايي و علوي را پرورش داده و سيره و سنّت اهل بيت(ع) را حافظ و نگهبان ميگرديد؛
▫️ چنانكه مراكز حوزوي و علمي اين ديار به تمامي از طريق تربيت فقها، علما و فضلا عهدهدار ثبت و اشاعة كلام، فقه و حديث شيعي شدند.
▫️ترديدي نبايد كرد كه جملة امامان معصوم(ع) در دوردست نگاه خود، آخرالزّمان و ظهور وصيّ آخرين از سلالة پاك پيامبر اكرم(ص) را ملاحظه كرده و از قرنها قبل، درصدد ايجاد زمينههاي لازم براي آن واقعة عظيم بودند.
▫️اگرچه تا پيش از اين امر، ايرانيان بسياري مذهب شيعه را پذيرفته و در دامان ولايت اهل بيت(ع) به سر ميبردند؛ ليكن جغرافياي تشيّع به دليل حضور امامان معصوم(ع)، خارج از ايران و در «حجاز» و «عراق» تعريف ميشد.
▫️ اين دو منطقه ديگر ظرفيّت اين معنا و حفاظت از جغرافياي فرهنگي مكتب اهل بيت(ع) را نداشتند. اين نهال ميبايست در سرزمين ديگري به برگ و بار مينشست. جغرافيايي دور از مراكز مهمّ حضور «امويان» و «عبّاسيان» عنود و كينهجو كه جاهليّت و عصبيّت جاهلي در آنها نهادينه شده بود.
▫️با مهاجرت بزرگ امام رضا(ع) و پس از آن امامزادگان از اهل بيت(ع)، «كانون جغرافيايي» ويژهاي براي تمركز و توطّن شيعيان و مكتب اهل بيت(ع) فراهم آمد؛
▫️زيرا به دليل وجود پتانسيل و امكانات ويژة سياسي، اجتماعي و اقتصادي، اين امكان را فراهم ميآورد كه پس از چند قرن، شيعيان نيز صاحب قدرت بزرگ سياسي، اجتماعي شوند؛
▫️چنانكه با فروپاشي «عبّاسيان» و با تأسيس دولت پادشاهي شيعي «صفويّه» اين قدرت بزرگ به وجود آمد و شيعيان سرانجام به يك نظام مادّي و فرهنگي يكپارچه تبديل شدند.
▫️نبايد از نظر دور داشت كه جملگي اين وقايع، حلقههاي زنجيري بودهاند كه در سير اكمالي خود به حلقههايي نيز ميپيوندند كه در پايان، «ايران» و ايرانيان را به عنوان «زمينهسازان قيام جهاني امام مهدي(عج)» و همراهان ايشان معرفي خواهند نمود.
▫️از اينجاست كه عرض ميكنم، حضرت عليّ بن موسي الرّضا(ع)، شيعهخانة اهل بيت(ع) را تأسيس و آن را در مسيري و ريلي قرار دادند كه در آخرالزّمان و به وقت ظهور كبرا به تمامي در خدمت حضرت امام عصر(عج) درآيد.
▫️اين سخن بدان معني است كه راز ورود ايران به اسلام و به تبع آن راز ماندگارياش، به مأموريّت ويژهاي برميگردد كه خداي حكيم براي آن رقم زده است.
▫️راز ماندگاري ايران به مأموريّت آخرالزّماني ايران و ايرانيان در همراهي با امام مبين و حجّت حق، حضرت صاحب الزّمان(عج) و دفاع از كيان فكري و فرهنگي شيعيان در برابر تندباد تحريف و هجمههاي دجّالان آخرالزّمان برميگردد.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda
🔘كانون تشيّع و زمينهسازان ظهور
مستندات روايي، آغاز نهضت جهانی امام مهدی(عج) را معطوف به حركت مصلحانه مردي از «قم» ميكنند.
🔹1. رسول اكرم(ص) ميفرمايند:
«يَخْرُجُ النّاسَ مِنَ الْمَشْرِقَ فَيُوطئونُ لِلْمَهْدِيِّ سُلطانَهُ؛
مردمي از شرق قيام ميكنند و زمينه را براي حركت جهاني مهدي فراهم ميسازند.»
🔹2. از امام محمّدباقر(ع) نيز روايتي نقل شده كه ميفرمايند:
«گويا ميبينم مردمي در شرق قيام كرده، حق را طلب ميكنند؛ ولي به آنها نميدهند. دوباره حق را ميطلبند، به آنان داده نميشود. وقتي اوضاع را چنين ديدند، شمشيرهاي خود را بر شانهها ميگذارند. پس آنگاه حاضر ميشوند كه حقّ آنها را بدهند؛ امّا آنها ديگر قبول نميكنند تا اينكه قيام ميكنند و آن را جز به صاحب شما تحويل نميدهند. كشتههاي آنان شهيد به شمار ميروند. آگاه باشيد! اگر من آن زمان را درك كنم، خود را براي صاحب اين امر نگاه ميدارم.»
🔹3. امام صادق(ع) نيز ميفرمايند:
«به زودي «كوفه» از مؤمنان خالي ميشود و علم از آن ميگريزد و پنهان ميشود، آن گونه كه مار در سوراخش پنهان ميشود. سپس علم در شهري به نام «قم» ظاهر ميشود و شهر قم كانون علم و فضل ميشود و چنان دنيا را با حقايق آشنا ميسازد كه در روي زمين مستضعفي در دين باقي نماند؛ حتّي زنان در پرده و چنين زماني نزديك ظهور قائم آل محمّد(ص) است. سپس خداوند قم و اهل آن را قائم مقام حجّت خدا قرار ميدهد كه اگر چنين شود، زمين اهل خودش را فرو ميبلعد و حجّتي باقي نميماند. آنگاه علم از قم به تمام دنيا ميرسد و مشرق و مغرب عالم را فرا ميگيرد و حجّت خدا بر خلق تمام ميشود؛ زيرا در تمامي روي كرة زمين، كسي باقي نميماند كه دين و علم به او ابلاغ نشده باشد، آنگاه امام زمان(عج) ظاهر ميشود.»
🔹4. امام موسي كاظم(ع) ميفرمايند:
«مردي از اهل «قم» به پا ميخيزد، مردم را به حق فرا ميخواند. گروهي مثل پارههاي آهن گرد او جمع ميشوند. باد تند حوادث آنها را نميلغزاند و از جنگ خسته نميشوند و نميترسند و به خدا دل ميسپارند و پايان خير از آن متّقين است.»
▫️بررسي محتواي روايات كه جملگي با ادبيات مشترك، پرده از واقعيّتي شگرف و واقعهاي در آينده خبر ميدهند، نشان ميدهد كه بر چهار موضوع محوري و مرتبط تكيه شده است:
1. خيزش مردي از شرق (قم)؛
2. نهضتي بزرگ و اجتماعي؛
3. نقش آفريني در زمينهسازي ظهور؛
4. دعوت به سوي حق.
📚#سیاحتدرشرق/#قومنشانشده
@tarikh_farda