📙شعرهای فرانو✍
#اکبر_اکسیر
#مارمولکهای_هاچبک
نوشمک
دوران کودکی
چقدر پرتقالی بود
در غیبت لیموناد
در بقالی سر کوچه
نوشابه یا پپسی بود یا کانادا
من عاشق کانادا بودم
خاوری، خدا لعنتت کند!
(صفحه۳۳)
🔹🔹🔹
انبوه سازان
هر روز از کوچه صدای فروریختن میآید
یکی میکوبد، یکی میروبد و یکی میبرد
بونکرها میچرخند سیمان بالا میآورند
و میلگردها، آرام آرام کوتاه میشوند
از محلهی قدیمی چیزی نمانده است
جز گلدستههای مسجد آبروان
که از لابلای دکلهای مخابرات
هنوز آنتن میدهد!
(صفحه۳۵)
🔹🔹🔹
انقراض
دایناسورها را بزرگیشان نابود کرد
دندانها در لیوان
جوانی در آلبوم
چشمها در عینک
گوشها در سمعک
پاها در ویلچر
وای...
ما بدون اینکه بدانیم تجزیه میشویم!
(صفحه۵۱)
🔗🔗🔗
منبع:
(مارمولکهای هاچبک. اکبر اکسیر)
#فلسفه_طنز
#شعرهای_فرانو
#خوانش_اشعار_طنز
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan