eitaa logo
📖✍️کانال مناسبتی توسلنامه🎤🖥
480 دنبال‌کننده
590 عکس
260 ویدیو
112 فایل
🔵متن #مولودیه ها و #روضه های اهل بیت علیهم السلام ⭕️مطالب مناسبتی 🔵لطفا مبلغ این کانال باشید . ✅کانالهای دیگرما 🆔 @Basirat_E 🆔 @hal_khosh 🆔 @darshaayenahjolbalagh 🆔 @Imam_zamani 🆔 @hzrt_mahdi 🆔 @menbar_kotah
مشاهده در ایتا
دانلود
☑️ ای شیعه غم ودرد چرا ، فاطمه داریم در مهلکه و موج بلا فاطمه داریم آن روز که پرونده ی اعمال بخوانند ما چشم به در یای سخا فاطمه داریم از عم هراسی به دل خسته ما نیست امّید به امّ الشهدا فاطمه داریم در اوج گرفتاری و غم بیم نداریم در سینه ی خود روح دعا فاطمه داریم تاآمدن منتقم سیلی مادر ما گریه کنان ناله ی یا فاطمه داریم ▪️به امام حسن و امام حسین،زینب و امّ الکلثوم فرمود:از اتاق بیرون بروید. مظلوم و مظلومه کنار هم نشستند،چرا؟چون زهرا می خواهد وصیت کند. امیرالمؤمنین علیه السلام وصی اوست،می خواهد سفارش هایش را بنماید،لذا بچه ها از اتاق بیرون رفتند. امیرالمؤمنین کنار بستر زهرای مرضیه سلام الله علیها نشست اشک از گونه های فاطمه زهرا سلام الله علیها جاری شد،آقا هم اشک می ریخت و می گفت:فاطمه جان! من در فقدان تو گریه می کنم، برای نبود تو و غربت خودم اشک می ریزم«أبکِی مَخافَهَ أن تَطُولَ حَیاتی چگونه بعد از این خانه و چهار یتیم و این سختی ها را تحمل کنم؟ اما زهرا جان! تو چرا گریه می کنی؟ بی بی سلام الله علیها می فرماید:یا امیرالمومنین!من برای مظلومیت تو اشک می ریزم! علی جان! سفارش هایی دارم:یکی این که بدنم را شب غسل بده،شب کفن کن و شب به خاک بسپار!نمی خواهم آن دو نفر بر بدن من نماز بخوانند و در تشییع جنازه ی من حاضر گردند. علی جان!خودت متکفل کارهای من باید گردی،خودت بدنم را غسل بده.بچه های یتیمم را فراموش نکن. طوری برنامه هایت را تنظیم کن که شب ها پیش بچه ها باشی. مبادا آنها تنها بمانند.حسینم را از یاد مبر (درباره ی اباعبدالله به ویژه سفارش کرد) وقتی من را در میان قبر می گذاری زود از کنار قبرم نرو. آن لحظه میت مونس می خواهد،چه مونسی بالاتر از تو علی جان. کنار قبرم بنشین« فأکثِر مِن تِلاوَهِ القُرآن ِ و الدُّعاءِ برایم قرآن و دعا بخوان،کنار قبرم بنشین و برایم اشک بریز. ▪️پیراهن خود در غم من چاک مکن جز نیمه شب جسم مرا خاک مکن از فاطمه یادگار اگر می خواهی خون های مرا ز روی در پاک مکن ☑️نوحه ای ابر سیلی مانده بر - ماه رخسارت تو گشته‌ای غمخوار من- من عزادارت یا فاطمه، یا فاطمه، مظلومه زهرا لب بستی و در سینه حبس - سوز آهت شد شرمنده‌ام که خانه‌ام - قتلگاهت شد یا فاطمه، یا فاطمه، مظلومه زهرا اول فدایی علی از - چه خاموشی حیدر سیه پوشیده و - تو کفن‌پوشی یا فاطمه، یا فاطمه، مظلومه زهرا بعد از تو گردیده علی - بی‌کس و تنها تو رفتی و من مانده‌ام - بین دشمن‌ها یا فاطمه، یا فاطمه، مظلومه زهرا هر جا که در این شهر غم - کو به کو گشتم با قاتل سنگین دلت - روبه‌رو گشتم یا فاطمه، یا فاطمه، مظلومه زهرا دیگر امیرالمؤمنین- یاور ندارد قرآن شده خانه‌نشین - کوثر ندارد یا فاطمه، یا فاطمه، مظلومه زهرا تاراج بیداد خزان - شد همه هستم انسیة الحورای من - رفته از دستم یا فاطمه، یا فاطمه، مظلومه زهرا @tavasolnameh
☑️ اشکی بود مراکه به دنیا نمی دهم این است گوهری که به دریا نمی دهم گر لحظه ای وصال حبیبم شود نصیب آن لحظه را به عمر گوارا نمی دهم عمری بودکه گوشه نشین محبتم این گوشه رابوسعت صحرا نمی دهم در سینه ام جمال علی نقش بسته است این سینه را به سینه سینا نمی دهم سرمایه محبت زهراست دین من من دین خویش را به دودنیا نمی دهم گرمهر و ماه را بدودستم نهد قضا یک ذره از محبت زهرا نمی دهم امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست این نقدرا به نسیه فردا نمی دهم حضرت زهرا سلام الله علیها کوه صبر و استقامت بود؛ اما کاری کردند که بالاخره همین زهرا سلام الله علیها در بستر بیماری افتاد و ذره ذره در مقابل دیدگان امیرالمؤمنین علیه السلام آب شد تا اینکه بعد از ماجرای جسارت به حضرت زهرا ارواحنا فداه در کوچه، حال حضرت وخیم تر شد و در بستر افتاد. آنقدر غم و اندوه بر حضرت زهرا ارواحنا فداه مستولی بود که ساعت به ساعت از حال می‌رفت. در یکی از روزها بلال را فراخواند و از او خواستند اذان بگوید تا یاد روزهای پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برایشان زنده شود. چراکه بلال بعد از شهادت آن حضرت برای کسی اذان نگفته بود. بلال! اذان بگو که، یاس کبود دل‌تنگ است اذان بگو که اذان تو، آسمان رنگ است اذان بگو که پس از رحلت رسول خدا مصاحب دل من، ناله شباهنگ است اذان بگو به صدای بلند، افشا کن که پشت پرده ایمان، فریب و نیرنگ است بلال برو بالای مأذنه بگو چه خبر شده! بگو که پاره تن پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم رنج‌ها دیده! اذان بگو که بدانند بعد پیغمبر نصیب آینه‌های خدانما سنگ است نه من غبار یتیمی نشسته بر رویم ببین جمال آینه‌هایم مکدر از زنگ است بی‌بی زهرا سلام الله علیها دل‌تنگ اذان بلال شده، ولی نه هر اذانی، بلکه تنها اذانی که بگوید: بگو که اشهد ان علی ولی الله بگو که لحن مناجات من غم آهنگ است بگو آی مردم! این همان علی است که پیغمبر در جلوی چشمان شما دستش را بالا آورد، حالا عده‌ای همان دست‌ها را با طناب بستند! و کشان‌کشان به سوی مسجد می‌برند! ای‌وای بر شما! بگو که فاطمه در حشر اگر ناز کن د کُمیت جمله شفاعت کنندگان لنگ است بلال به این مردم یک پیغام دیگری را هم برسان: بگو که فاطمه این یکی دو روز مهمان است سفر به خیر بگویید وقت ما تنگ است هنگامی که بلال به درخواست حضرت زهرا ارواحنا فداه به سمت مأذنه می‌رفت، حضرت به فضه فرمود: «بستر مرا نزدیک در ببر تا صدای اذان را بهتر بشنوم.» فضه بستر حضرت ارواحنا فداه را در مکانی که امر فرموده بودند آماده کرد و بانوی پهلو شکسته در آن جای گرفت. آنگاه بلال اذان را شروع کرد و گفت: (الله اکبر). با صدای او حضرت زهرای اطهر ارواحنا لتراب مقدمه الفداه ناله‌ای کردند. تا هنگامی که بلال گفت: (اشهدُ اَنَّ مُحَمَّدً رَسُولُ الله)، صدای ناله حضرت ارواحنا فداه بلند شد و عرض کردند: «یا ابتاه! یا رسول الله! نامت بر مناره ها گفته می شود و جسمت در قبر است. وای پدرم!» آنگاه حضرت بیهوش شدند، و حسنین علیه السلام دوان دوان نزد بلال آمدند و گفتند: «بلال، اذان را قطع کن که مادرمان از هوش رفت.» زهرا جان! شما نام بابا را شنیدید و بی‌هوش شدید؛ اما چه گذشت بر بانوان و دختران حسینت که از کوفه تا شام، صدای قرآن خواندن را از سربریده می‌شنیدند و می‌دیدند و وقتی صدا به ناله بلند می‌کردند با تازیانه آنان را می‌زدند .... از نهاد علی، خیزد این زمزمه کشته شد بی گناه، محسن فاطمه فاطمه، فاطمه، فاطمه، فاطمه یا پیمبر زخاک، سر برآر و ببین پاره ی پیکرت، گشته نقش زمین فاطمه، فاطمه، فاطمه، فاطمه همسرم را در این، آستانه زدند با چه جُرمی به او، تازیانه زدند فاطمه، فاطمه، فاطمه، فاطمه جای یاری به من، یاورم را زدند دست من بسته بود، همسرم را زدند فاطمه، فاطمه، فاطمه، فاطمه نخل گلزار وحی، فضه را زد صدا میوه اش با لگد، شد ز شاخه جدا فاطمه، فاطمه، فاطمه، فاطمه شمعم و بین جمع، بی صدا مانده ام تو چرا رفتی و، من چرا مانده ام فاطمه، فاطمه، فاطمه، فاطمه @tavasolnameh
☑️ دارد نشانه از حرم بی‌نشانه‌ات تشییع مخفیانه و دفن شبانه‌ات باب تو باب وحی در رحمت خداست چون شد که قتلگاه تو شد آستانه‌ات نه در اُحد، نه در دل صحرا، نه در بقیع حتی تو حق گریه نداری به خانه‌ات از خیمه‌های سوخته کربلا گذشت آن آتشی که سبز شد از آشیانه‌ات در پیش چشم فاتح بدر و احد زدند گه با غلاف تیغ و گهی تازیانه‌ات حق داشتی خمیده شوی چون هلال ماه ای کوه غصه‌های علی روی شانه‌ات صد بار جان فشاندی و در یاری علی دیدند باز جانب مسجد، روانه‌ات ای حامی علی که گمان داشت شوهرت با دست خویش دفن کند مخفیانه‌ات وقتی که دست خصم به رویت بلند شد افتاد لرزه بر بدن نازدانه ات «میثم» سراغ قبر تو را می‌گرفت و دید در قلب او بود حرم بی‌نشانه‌ات متن نوحه باغ سبز آرزویم شد خزانی مادرم جان داده در سن جوانی یار حیدر یار حیدر مادر ای مظلومه مادر دیدی آخر حق پیغمبر ادا شد مادر از ما محسن از مادر جدا شد یار حیدر یار حیدر مادر ای مظلومه مادر یاس بابا رنگ نیلوفر گرفتی روز و شب رو از من و حیدر گرفتی یار حیدر یار حیدر مادر ای مظلومه مادر بشکند دستی که بر زخمم نمک زد مادر مظلومه ما را کتک زد یار حیدر یار حیدر مادر ای مظلومه مادر عاقبت شد سهم بانوی مدینه زخم پهلو زخم بازو زخم سینه یار حیدر یار حیدر مادر ای مظلومه مادر کاش می‌مردم نمی‌دیدم به خانه در کف دست مغیره تازیانه یار حیدر یار حیدر مادر ای مظلومه مادر شهر پیغمبر دگر زهرا ندارد پیش چشمم مادرم جان می‌سپارد یار حیدر یار حیدر مادر ای مظلومه مادر او ز من پوشد کبودی تنش را من تماشا می‌کنم جان دادنش را یار حیدر یار حیدر مادر ای مظلومه مادر چشم خود بستی و راحت آرمیدی رفتی و رخسار محسن را ندیدی یار حیدر یار حیدر مادر ای مظلومه مادر @tavasolnameh
☑️ سلام ای ذکرخاص حق ثنایت سلام ای گفته احمد من فدایت توفرقانی تو باسینی تو طاها تو زهرایی تو زهرایی تو زهرا حبل محکم حبل المتینی امید رحمه للعالمینی حیات عشق از خون حسینت بلندی خاکبوس زینبیست مزار مخفی ات مخفی است در دل سبک مغزان تو را جویند در گل امامان آبرومند جلالت امیرمومنان محو کمالت محمد عاشق راز ونیازت خدا فحزیه دارد برنمازت مکان عبدذلیلی در ره توست زمان هون عمر کوته توست ملک یا حوریاآدم که هستی که می داندکه هستی یاچه هستی جهان ازرازهایش بس پرده برداشت سر مویی ترا نشناخت نشناخت توسرناشناس انبیایی توآن عبدی که سرتاپا خدایی تواستاد وجهان دانشگه توست توقرآن و علی بسم اله توست تمام آفرینش پای بستت محمدخم شد وبوسید دستت خدا را طلعت و آئینه رو نبی را روح مابین دو پهلو گنهکاران چو رودر محشر آرند همه چشم شفاعت بر تودارند بحزیاب عنایاتت دری نیست توگرنایی به محشرمحشری نیست اگر گیردکسی از خلق دستی تو هستی وتو هستی وتوهستی به محشر ناقه ات چون پا گذارد سحاب رحمت از هر سو ببارد به محشر از فراز چرخ گردون نداخیزد که این الفاطمیون شودتا نازنین قلب تو خرسند ببخشند و ببخشند و ببخشند چنان گردد وکه از فرمان دادار بگردد عفو دنبال گنهکار بپوینده بپوینده وبپویند بگردند و گنهکاری نجویند بهشت خویش را تا درگشاید خدا را هم شفیعی چون تو باید تو سرتاپابهشت مصطفایی توجانان علی مرتضایی سرایت جنت ای حاکم بدیده بهشت وشعله دوزخ که دیده که دیده حور در آتش بسوزد که دیده باغ جنت برفروزد عدوحق ذوالقربی ادا کرد زقرآن قل هوالله را جدا کرد ☑️شعر امشب شب بی‌مادری زینب کبراست فردا علی و خانه در بسته زهراست امان از دل حیدر (2) امشب نفس فاطمه شد حبس به سینه فردا ز غمش گریه کند شهر مدینه امان از دل حیدر (2) امشب بنویسید به دیوار مدینه فردا حسنین اند عزادار مدینه امان از دل حیدر (2) امشب رود از دست علی یار غریبش یک خانه بی فاطمه فرداست نصیبش امان از دل حیدر (2) امشب گل و پروانه و بلبل به خروشند فردا ز غم شمع، سیه‌جامه بپوشند امان از دل حیدر (2) امشب حرم فاطمه زوار ندارد جز مهدی موعود عزادار ندارد ام امان از دل حیدر (2) @tavasolnameh
در ☑️ در محضرت همیشه گرفتار میرسم با دست خالی و دلِ بیمار میرسم بال و پری نمانده ولی در خیالِ خود… پَر میزنم به نزد تو دلدار میرسم! ای یوسفِ زمانه برای خریدنت… مسکین تر از بقیّه به بازار میرسم! جامانده ام من از شهدای مدافعان… پس کی به قافله‌ ، من ِ بی عار میرسم؟! هستم الی الابد که بدهکارِ مادرت… اما چرا همیشه طلبکار میرسم؟! بنویس بهرِ من سفر کربلا _نجف بنویس تا حرم صد وده بار میرسم!! با سر به خانه ی پدری میزنم سری وقتی به صحنِ حیدر کرار میرسم! آهم به قلبِ شعله ورم زخم میزند وقتی به واژه در و دیوار میرسم … همون درو دیواری که همه نوشته اند، عمر در را یک جوری فشار داد که استخوانهای پهلوی بی بی شکست، محسن او سقط شد لعنت حق باد بر آنان که بعد مصطفی آتش کین بر در کاشانه‌ی مولا زدند با لگد در را شکستند و در بشکسته را از ستم بر پهلوی صدیقه‌ی کبری زدند دست‌هابا هم یکی گردیدوبایک ضرب دست مُهر سیلی برعذار حضرت زهرا زدند دست مولا بسته، پیش چشم مولا از ستم تازیانه بر تن انسیه‌ی حورا زدند نوحه در بین آن دیوار و در، یارب شده محشر به پا بهر حمایت از علی، زهرا شده جانش فدا یا فاطمه، یا فاطمه، یا فاطمه (2) ای کافران بی‌حیا، دست خدا را بسته‌اید پهلوی زهرا را زِ کین، در پشت در بشکسته‌اید یا فاطمه، یا فاطمه، یا فاطمه (2) تاریخ باشد شاهدِ ، شَرح عزای فاطمه شد کوچه‌های بی‌کسی ، کرببلای فاطمه یا فاطمه، یا فاطمه، یا فاطمه (2) ای مادرِ ارباب ما، با غم عجین گشتی چرا در پیش چشمان حسن، نقش زمین گشتی چرا واویلتا واویلتا واویلتا واویلتا (2) آخر نگفتی که چرا، قدّت خمیده مادرم زینب بمیرد گو چرا، رنگت پریده مادرم واویلتا واویلتا واویلتا واویلتا (2) بر حالت محزون تو ، من مضطرم شب تا سحر گَه بر تو گریه می‌کنم ، گَه بر غریبیِ پدر واغربتا واغربتا واغربتا واغربتا (2) یا فاطمه، یا فاطمه، یا فاطمه @tavasolnameh
اگر تو راست حاجتی فاطمه را صدابزن کند به ما عنایتی فاطمه را صدا بزن علاج دردهای مابسته به لطف او بود دهد به ما سلامتی فاطمه را صدا بزن خدا بحق فاطمه نظر کند بماهمه طلب نماشفاعتی فاطمه را صدا بزن به آه ودرد سینه اش بشوق آن مدینه اش زسوز دل تو ساعتی فاطمه را صدا بزن به شوق قبر فاطمه یلب بود این زمزمه شود اگرسعادتی فاطمه را صدا بزن 🏴🏴🏴🏴🏴🏴 ☑️من نمیدانم چه شد بعد رسول زندگانی سخت آمد بربتول گفته های احمدی از یاد رفت حرمت زهرای او بر باد رفت غصه ی او دخترش را پیر کرد کار زهرا و علی تغییر کرد مرتضی خجلت زده خانه نشین فاطمه در کوچه ها نقش زمین مرتضی در آتش و دلواپسی فاطمه در کوچه های بیکسی 🔴 بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله خانه ی پاره ی تن رسول خدا را آتش زدند. به خانه ای که جبرئیل و عزرائیل اجازه ی ورود می گرفتند، حمله ور شدند؛ یکی سیلی میزند؛ یکی با غلاف شمشیر میزند؛ یکی با تازیانه میزند ✅حضرت فاطمه(س)، ماجرای هجوم و لطمات و صدمات وارده را، این گونه بیان می فرماید : ♦️بر درب خانه ی ما هیزم زیادی جمع کردند و آتش آوردند تا خانه و ما را آتش بزنند. من در پشت درب ایستاده بودم و آن‌ ها را به خدا و پدرم قسم می دادم که دست از ما بردارند و ما را یاری کنند. ♦️ناگهان عُمَر تازیانه را از دست قنفذ ـ غلام ابوبکر ـ گرفت و با آن به بازوی من زد. در این هنگام تازیانه دور بازوی من پیچید، به گونه ای که دور تا دور بازویم وَرَم کرد و مثل بازو بند شد و با پایش به درب لگد زد و درب را به روی من به عقب فشار داد و باز کرد ـ و من در آن هنگام باردار بودم ـ پس با صورت بر زمین افتادم، در حالی که آتش شعله ور بود و حرارتش صورتم را می سوزاند. ♦️سپس عُمَر چنان به صورتم سيلی زد به طوری که گوشواره هایم تکّه تکّه شده از گوشم جدا شدند و درد زایمان به سراغم آمد و مُحسن راـ که بی گناه بود- سقط کردم. بعد از پدر، به فاطمه دشمن امان نداد، و ز مهر، کس تسلی آن خسته جان نداد! زهرا ندید محسن و، گلچین روزگار، گل چید و فیض دیدن بر باغبان داد! می خواست با پسر بدهد جان به پشت در، اما چو بی کسی علی دید، جان نداد! در کوچه خواست تا که شود حامی علی، دردا که تازیانه ی دشمن امان نداد! هر قهرمان کند به نشان خود افتخار، زهرا نشان خود به علی هم نشان نداد! ☑️نوحه من آن لاله ی وحی ام که گردیده خزانی قدم گشته کمانی در ایام جوانی مدینه ز تو سیرم دعا کن که بمیرم (2) بهارم شده پاییز نمانده بر و برگم به زودی همه یاران بنالند به مرگم مدینه ز تو سیرم دعا کن که بمیرم (2) علی بی کس و تنها غریبانه نشسته دگر کار نیاید از این دست شکسته مدینه ز تو سیرم دعا کن که بمیرم (2) من آن یاس کبودم که چیدند ز باغم به لب آمده جانم به دل مانده دو داغم مدینه ز تو سیرم دعا کن که بمیرم (2) نه دیوار مرا کشت، نه مسمار مرا کشت بدانید بدانید غم یار مرا کشت مدینه ز تو سیرم دعا کن که بمیرم (2) نفس ها شده در دل، همه شعله ی آهم تنم نقش زمین شد، علی کرد نگاهم مدینه ز تو سیرم دعا کن که بمیرم (2) من و بازوی مجروح، من و صورت نیلی کجا بر ورق گل بود طاقت سیلی مدینه ز تو سیرم دعا کن که بمیرم (2) @tavasolnameh
✔️مادر که برود، نظم خانه بهم میریزد؛ علی علیه السلام نجف حسن علیه السلام بقیع حسین علیه السلام کربلا زینب علیها السلام دمشق و مهدی عجل الله تعالی فرجه را نمیدانم کجا بیابم! ☑️✅ را شما دوستاران آن حضرت تسلیت می گوییم. 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/3406626836C8d7f688c0d
السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ؛ ای دختر نبیِّ خدا ، فاطمه سلام ای همسر ولیِّ خدا ، فاطمه سلام آتش گرفته سینه ی من با نوای تو مادر دلم گرفته دوباره برای تو بر روضه های پُر غم تو گریه می کنم بر ناله ها و ماتم تو گریه می کنم مقتل نوشته تا زِ ولایت بُریده اند آتش به درب خانه ی طاها کشیده اند مقتل نوشته است لگدها به در زدند بر قلب بی قرار علی هم شرر زدند مقتل نوشته تا که شما را کتک زدند بر زخمهای سینه ی حیدر نمک زدند مقتل نوشته دست علی را که بسته اند با تازیانه بازویتان را شکسته اند مقتل نوشته تا که شما خورده ای زمین شد کشته محسن تو زِ بیدادِ ظلم و کین مقتل نوشته کوچه و سیلی و مجتبی دستی پلید و صورت نیلی و مجتبی مقتل نوشته دومیِّ پست ، بی هوا سیلیِ محکمی زده بر صورت شما مقتل نوشته که زِ علی رو گرفته ای بانو همیشه دست به پهلو گرفته ای مقتل نوشته بعدِ پدر قد خمیده ای در آن سه ماه روی خوشی را ندیده ای 🔹شاعر؛مرتضی شاهمندی 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/3406626836C8d7f688c0d
السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ؛ اشکی بود مراکه به دنیا نمی دهم این است گوهری که به دریا نمی دهم گر لحظه ای وصال حبیبم شود نصیب آن لحظه را به عمر گوارا نمی دهم عمری بودکه گوشه نشین محبتم این گوشه رابوسعت صحرا نمی دهم در سینه ام جمال علی نقش بسته است این سینه را به سینه سینا نمی دهم سرمایه محبت زهراست دین من من دین خویش را به دودنیا نمی دهم گرمهر و ماه را بدودستم نهد قضا یک ذره از محبت زهرا نمی دهم امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست این نقدرا به نسیه فردا نمی دهم ▪️السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ، ▪️السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، ▪️السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ، ▪️السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ، ▪️السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ، ▪️السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ، ▪️السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ، سلام بر تو‌ای ستمدیده‌ای که حقت غصب شده، ▪️السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ، سلام بر تو‌ای سرکوب شده و مقهوره دشمن ▪️السَّلامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ 🔴پناه عالمی، درگاه زهراست بشر حیران، ز قدر و جاه زهراست صراط او، صراط المستقیم است که راه رستگاری، راه زهراست تمام نور خورشید نبوّت نمایان از جمال ماه زهراست علی در شاهراه عشق و توحید هماره همدم و همراه زهراست شرف، این بس امیرالمؤمنین را که مهرش در دل آگاه زهراست به هرجا، شمع دانش، میدهد نور ز نور علم دانشگاه زهراست ز سوز گفته «عجل وفاتی» نمایان غصّه جانکاه زهراست زجورظالمان، اظهار نفرت به صبح و شام، اشک و آه زهراست اگر مخفی بُود، قبرش عجب نیست که رمز نام «سرّ اللّه» زهراست صدای شیون از هر سو بلند است که ختم عمر بس کوتاه زهراست بیایید ای گُنهکاران، بگرییم جلای دل، غم دلخواه زهراست (حسانا) میکشد این غم علی را که بیند خانه، قربانگاه زهراست 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/3406626836C8d7f688c0d
به حق یاسین به حق طاها به حق قرآن به حق زهرا الهی العفو الهی العفو(۲) به حق مصحف به حق کوثر به حق احمد به حق حیدر الهی العفو الهی العفو(۲) به شیرخواره علی اصغر به اربا اربا علی اکبر به حق قاسم به عون و جعفر به مشک سقا به یاس پرپر الهی العفو الهی العفو(۲) به ناله‌های طفل سه ساله به راس خونین به یاس و لاله به کوچه و سیلی و قباله ز سوز سینه زنم چون ناله الهی العفو الهی العفو(۲) شکسته بالم شده ز عصیان خدا نظر کن به چشم گریان به سوره‌ی هل‌اتی و انسان دلم گرفته شدم پریشان الهی العفو الهی العفو(۲) مرتضی محمودپور ************** 🌸رسول خدا (صلی‌الله‌علیه و آله) فرمودند: زمانی که دخترم فاطمه را مشاهده می‌کنم، یاد مصائبی می‌افتم که پس از من بر او وارد خواهد شد. گویا می‌بینم، در خانه‌ی خویش، مورد هتک حرمت قرار گرفته، حقش غصب شده، از ارث محروم گشته، پهلویش شکسته شده، کودکش سقط گشته و دمادم فریاد می‌زند « یامحمداه» و کسی جوابش را نمی‌‌دهد. استغاثه می‌کند؛ ولی کسی به یاریش نمی‌شتابد؛ پس پیوسته پس از من محزون و غمگین و گریان است. من آن لاله ی وحی ام که گردیده خزانی قدم گشته کمانی در ایام جوانی مدینه ز تو سیرم، دعا کن که بمیرم ---- بهارم شده پاییز نمانده بر و برگم به زودی همه یاران بنالند به مرگم مدینه ز تو سیرم، دعا کن که بمیرم ---- علی بی کس و تنها غریبانه نشسته دگر کار نیاید از این دست شکسته مدینه ز تو سیرم، دعا کن که بمیرم ---- من آن یاس کبودم که چیدند ز باغم به لب آمده جانم به دل مانده دو داغم مدینه ز تو سیرم، دعا کن که بمیرم ---- نه دیوار مرا کشت، نه مسمار مرا کشت بدانید بدانید غم یار مرا کشت مدینه ز تو سیرم، دعا کن که بمیرم ---- نفس ها شده در دل، همه شعله ی آهم تنم نقش زمین شد، علی کرد نگاهم مدینه ز تو سیرم، دعا کن که بمیرم ---- من و بازوی مجروح، من و صورت نیلی کجا بر ورق گل بود طاقت سیلی مدینه ز تو سیرم دعا کن که بمیرم 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/3406626836C8d7f688c0d
☑️بعد از پدر، مصيبت بسيار ديده ام يا رب! تو آگهي كه چه آزار ديده ام! مردم اگر حديث غريبي شنيده اند من خويش، اين بلاي گرنبار ديده ام بر روزها اگر كه بريزد، چو شب شود ظلمي كه از مهاجر و انصار ديده ام تنها نه تازيانه سبب شد به كشتنم من مرگ خود ز ضربت مسمار ديده ام با سينه ي شكسته به سختي نفَس كشم زآن صَدْمه يي كه از در وديوار ديده ام درخون وخاك،محسن شش ماهه ام طپيد اين صحنه رابه ديده ي خونبار ديده ام گر پشت در خواسته ايم از علي كمك او را به رنج خويش، گرفتار ديده ام آن ظلمها كه گفت نبي مي رسد به من امروز زين گروه ستمكار ديده ام اين رنج مي كشد من مظلومه را، كه باز مظلوميِ علي به دلِ زار ديده ام نتوان هزارها چون (مؤيّد) رقم زدن يك از هزار، آنچه من آزار ديده ام ☑️دومی رسید جلو مقدادُ گرفت گفت : کجا زهرا رو به خاک سپردند وقتی حوابِ سر بالا شنید یه سیلی تو صورت مقداد زد .. مرد بود ، قوی بود ، رو زمین افتاد .. زد زیر گریه گفت : تو با یه سیلی خوردن من اشکت در اومد هان؟ بلند شد گفت: نامرد گریه ام برا خودم نیست .. میخوام بگم اینطور که به من زدی چطور به زهرا زدی ... فقط تصورکنید یه جوری حضرت زهرا را زد که: از آن روزی که سیلی خورده ام دشوار میبینم به چشم نیمه باز خود جهان را تار میبینم .. ☑️بریم کربلا .. سال ها گذشت زینب یاد این شب افتاد ، اون شبی که تو خرابه دید رقیه چشماش خوب نمیبینه .. سر بابارو بغل گرفت گفت بابا به من حق بده .. شده زهرا به پشت در فدایی زده آتش عدو با بی حیایی برآن بیت شریف هل اتایی شده زهرا به پشت در فدایی واویلا آه و واویلا واویلا به کوچه محشر کبری به پا شد که زهرا بهر حیدر جان فدا شد مدینه ای خدا کرب و بلا شد واویلا آه و واویلا واویلا چرا این گونه گشته یار حیدر چه آمد بر سر دلدار حیدر که گشته بستری بیمار حیدر واویلا آه و واویلا واویلا کسی این غصه را باور ندارد که قرآن علی کوثر ندارد حسین فردا دگر مادر ندارد واویلا آه و واویلا واویلا 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/3406626836C8d7f688c0d
🌸 صاحب عزای روضه های فاطمیه برگوش جان آید صدای فاطمیه بر غربت تو من بگریم یا که مادر؟ ای داغدار گریه های فاطمیه من هر چه بودم آمدم اینجا گدایی داراییم آقا فدای فاطمیه من زنده ام از نوکری آلِ احمد قربان این عشق و صفای فاطمیه مزد رسالت را زما اینگونه میخواست باشیم تا محشر گدای فاطمیه زهرا دلیل خلقتِ خلق است و افلاک درکم کجا؟ قدر و بهای فاطمیه لعنت به هرکس منکر رخت سیاه است بر داغ زهرا در عزای فاطمیه نه خیرِ دنیا را ببیند نه که عقبا هرکس که افتاده جدای فاطمیه من هر چه دارم از دعای مادر توست دار و ندار و من برای فاطمیه هر نوکری دیدم به من میگفت هستم دلتنگ اشک و ضجه های فاطمیه یاد در و دیوار افتادم دلم سوخت وای از غم و سوز و جفای فاطمیه آتش گرفته مادرت از شعله ی در عالم عزادار نوای فاطمیه روی کبود مادرت داغ دلِ من وای از غم و داغ و بلای فاطمیه زهرای هجده ساله را پیرش نمودند باید که مُرد از غُصه های فاطمیه باشد ندای حشر ، این الفاطمیون؟ آنجا پناه من لوایِ فاطمیه از ناله ی مادر به ما تکلیف شد که مهدی بیا هم شد دعای فاطمیه 🔷"اَلسَّلامُ‏ عَلَیکِ اَیتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَه،اَلسَّلامُ‏ عَلَیکِ اَیتُهَا الْحَوْرآءُ الْأِنْسِیه،اَلسَّلامُ عَلَیکِ اَیتُهَا الْفاضِلَةُ الزَّکیه..." تو زهرایی، تو زهرایِ پیمبر پروری، زهرا رسول الله را هم مادری، هم دختری،زهرا نبی را پاره ی تن، روحِ مابینِ دو پهلویی امیرالمومنین را، رُکن و کُفو و همسری،زهرا گهی گویم امیرالمؤمنین برتر بود از تو گهی بینم تو از او در جلالت برتری،زهرا تو والفجری،تو والشمسی، تو والعصری، تو واللیلی، تو نوری، هل اتایی،و الضحایی، کوثری،زهرا 🔹کجایِ قرآن رو نگاه کنیم اسمی از تو نباشه... حالا می فهمی چه کسی رو از علی گرفتن؟ که وقتی سنگِ لحد رو گذاشت،دستاش رو زد به هم، یعنی علی همه دار و ندارت زیرِ خاک رفت...چه کسی رو از علی جدا کردن؟...* تو از مریم، تو از هاجر، تو از حوا، تو از سارا نه، تو از انبیا، جز احمدِ مُرسل سَری،زهرا امیدِ رحمة للعالمین، محبوبه ی داور پناه انبیا در گیر و دارِ محشری، زهرا 🔹روز قیامت حضرت واردِ محشر میشه الله اکبر،قیامتِ اصلی وقتی است که فاطمه وارد میشه،وقتی منادی میگه: "غُضُّوا اَبْصَارَکُمْ " سرهارو بندازید پایین،چشم ها رو ببندید، چه خبره؟ میگن: زهرا میخواد رد بشه... این ندا می رسد از جانبِ ذاتِ الله فاطمه حاجت خود را ز خداوند بخواه ✅منادی ندا میده:فاطمه! حرف و حاجت و خواسته ات رو مطرح کن، خدا میخواد کاری کنه همه ی قیامت قدرِ تو رو بفهمند،مقامِ تو رو ببینند،الان حاجتت رو بخواه...* من خدایم، ولی امروز خدایی با توست حُکمِ آغاز ز تو، حُکمِ نهایی با توست تو بگو تا همگان را به حُسِینت‌ بخشم تو بخواه تا همه را بر حَسَنینت بخشم در کنارِ پدر و شوهر و مام و پسرت تو روی سوی جنان،خلق به دنبال سرت همه در وحشت میزانند و حسابند و کتاب همه گویند که یا فاطمه ما را دریاب بس که از چادر خاکیت کَرَم می بارد قاتلت هم به تو امید شفاعت دارد به شرارِ جگر و ناله و سوزت سوگند به مناجاتِ شب و گریه ی روزت سوگند که به آن جانیِّ قَدار، محبت نکنی قاتلت را به صفِ حشر شفاعت نکنی ظلم و جور و ستمِ بی عددش یادت هست جایِ دست و ضرباتِ لگدش یادت هست یاد داری که چگونه پسرت می لرزید نَفَسِ شوهر خونین جگرت می لرزید خاطرت هست که سوزاند دلِ مولا را خاطرت هست که می گفت بزن زهرا را ☑️مدینه کار گره خورد،ورق داشت بر میگشت،همه چی داشت عوض میشد،یه مرتبه نانجیب دید اینجوریِ،سریع گفت: بزن قنفذ...بزن زهرا رو...کربلا هم یه جایی دیدن کار گره خورد...جنگ داره عوض میشه،شمشیرهارو انداختن،ورق داره بر میگرده،نانجیب گفت: بزن حرمله... سلام ای مادر نسل امامت سلام ای بانوی صبر و شهامت به قربان تو و راه و پیامت پیامت این بُوَد حمایت از ولی کلامت تا ابد علی مولا علی یا زهرا یا زهرا… سلام ما به سوز ماتم تو به اشک جاری و درد و غم تو به روی نیلی و قدّ خم تو بخوانم نوحه ی غمت با چشم تر اَدا شد حقّتان چه خوش در،پشت ِ در یا زهرا یا زهرا… الا در راه ِ دین زار و حزینه بُوَد ای نور حق ای بی قرینه دل ما آرزومند مدینه همیشه هر کجا به لب داریم دعا که با مهدی کنیم حرمت را بنا یا زهرا یا زهرا… الا ای مادر حسین و حسن دعای تو مرا کرده سینه زن به بزم ماتم ِ شاه بی کفن به حق ّ امام و به حقّ شهدا روزی ِ ما نما به زودی کربلا کربلا کربلا… 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/3406626836C8d7f688c0d