eitaa logo
تزکیه عملی
1.5هزار دنبال‌کننده
215 عکس
28 ویدیو
8 فایل
نشربیانات،تألیفات،ودروس اخلاق ازعالم فرزانه،عارف واصل،حضرت آیت الله العظمی محمدشجاعی(ره) این کانال ارتباطی با بیت معظم له ندارد. آرشیوصوتی تزکیه عملی @tazkiyehamaly_arshiv کانال تزکیه عملی درسروش http://sapp.ir/tazkiyehamaly
مشاهده در ایتا
دانلود
🌾✨🌾☘ ✨☘ 🌾 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش دوم قسمت * ۱۳ * 🌿 روایت دیگر، عرض کنم روایت دیگر باز در جلد ۴ اصول کافی باب وسوسة و حدیث نفس، حدیث ۴، «عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ»، البتّه قبل از این‌که این روایت دوّم که بخوانم این یاد شما باشد که من آن توضیح که خودم گفتم در آخر روایت هم خود من فراموش کردم که اشاره به این است، آخر آن را نخواندم، رسول الله که فرمود: «هَذَا وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِيمَانِ» این‌طور خواندم همان ابن ابی عمیر که ناقل حدیث است او می‌گوید: «مَنْ فَحَدَّثْتُ بِذَلِك‏»[۳] این مطلب را حدیث کردم به عبد الرحمن ابن الحجّاج و عبد الرحمن ابن الحجّاج، «فَقَالَ» او گفت که: «حَدَّثَنِي أَبِي» عبد الرحمن ابن الحجّاج گفت که پدر من به من خبر داد «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام)» از امام صادق (سلام الله علیه) «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلّی الله علیه و آله و سلّم)» که مقصود رسول الله (صلوات الله علیه) «إِنَّمَا عَنَى بِقَوْلِهِ» این جمله که فرمود: «هَذَا وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِيمَانِ». 🌿 این شخص می‌گوید از امام صادق شنیدم که امام فرمود مقصود رسول الله از این جمله «خَوْفَهُ أَنْ يَكُونَ قَدْ هَلَكَ حَيْثُ عَرَضَ لَهُ ذَلِكَ فِي قَلْبِه‏» همان حالت ترسی است که این شخص داشت و از این خطورات نفرت داشت و دوست نداشت و می‌ترسید که این‌ها او را به هلاکت برساند. آن حالت ترس و به اصطلاح وحشت و ترس او بود که رسول الله فرمود که: «هَذَا وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِيمَانِ» همان نکته‌ای که من گفتم آن حالت نفرتی که دارد از آن خطورات خارج از اختیاری که به قلب او می‌آید. آن‌جا «مَحْضُ الْإِيمَانِ» است نه آن خطورات، این حالت نفرت «مَحْضُ الْإِيمَانِ» است. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🌾✨☘✨🌾✨☘✨🌾✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🌾✨☘✨🌾✨☘✨🌾✨☘✨
🌾✨🌾☘ ✨☘ 🌾 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش دوم قسمت * ۱۴ * 🌿 خب حدیث دوّمی که می‌خواستم بخوانم، «عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ»[۴]، علی ابن مهزیار، «قَالَ‏ كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السّلام)» این‌جا مقصود از ابی جعفر امام جواد (سلام الله علیه) است. علی ابن مهزیار از اصحاب و ناقلین حدیث از امام جواد (سلام الله علیه) است اشتباه نشود که منظور از ابی جعفر در این‌جا امام باقر نیست. «قَالَ‏ كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ» علی ابن مهزیار می‌گوید کسی نامه‌ای به امام جواد نوشت، در نامه‌ی او «يَشْكُو إِلَيْهِ» به امام جواد شکایت می‌کرد، شکایت کرده بود، «لَمَماً يَخْطُرُ عَلَى بَالِهِ» از یک خطوراتی که به قلب او خطور می‌کرد، «فَأَجَابَهُ فِي بَعْضِ كَلَامِهِ» امام جواد (سلام الله علیه) در جواب نامه‌ی او نوشت و قسمتی از نوشته‌ی ایشان این بود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ» ببینید آن شخص شکایت کرد از این نوع خطورات که در ارتباط با عقاید برای او خارج از اختیار می‌آید، به امام جواد شکایت کرد. امام جواد در جواب او این‌طور نوشته است. نوشت که: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ» خدای متعال «إِنْ شَاءَ» اگر بخواهد، «ثَبَّتَكَ» تو را در عقاید خود تثبیت می‌کند و ثابت نگه می‌دارد. «فَلَا يَجْعَلُ لِإِبْلِيسَ عَلَيْكَ طَرِيقاً» و برای شیطان راهی برای به سوی تو قرار نمی‌دهد، «وَ قَدْ شَكَا قَوْمٌ». @tazkiyehamaly 🌿 در دنباله‌ی آن این‌طور نوشت این را هم بدانید که جمعی هم شکایت کردند، «إِلَى النَّبِيِّ (صلّی الله علیه وآله و سلّم)» به رسول الله شکایت کردند، «لَمَماً» از خطوراتی که، «يَعْرِضُ لَهُمْ» به قلب آن‌ها عارض می‌شد، «لَأَنْ تَهْوِيَ بِهِمُ الرِّيحُ أَوْ يُقَطَّعُوا أَحَبُّ إِلَيْهِمْ مِنْ أَنْ يَتَكَلَّمُوا بِهِ» امام می‌فرماید که جمعی هم از یک سلسله خطوراتی که به آن‌ها می‌آمد به رسول الله شکایت کردند و در شکایت خود به رسول الله مطرح کردند که یا رسول الله چیزهایی به قلب ما می‌آید که ما را بادها ببرد و بادهای تند بیاید و ما را ببرد، ما قطعه قطعه بشویم، خیلی برای ما بهتر است از این‌که آنچه که به قلب ما می‌آید، را به زبان بیاوریم. یعنی این قدر ناراحت بودند. می‌گفتند که برای ما قطعه قطعه شدن راحت‌تر است از این‌که آنچه که به قلب ما می‌آید را دیگر به زبان بیاوریم. یا رسول الله این‌طور چیزهایی به قلب ما می‌آید. 🌿 «فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّی الله و علیه و آله و سلّم) أَ تَجِدُونَ ذَلِكَ» این را که این‌طور گفتید که طوری ناراحت هستید که از این خطورات که خیلی به قلب شما می‌آید تا جایی که حتّی راضی هستید قطعه قطعه بشوید ولی به زبان نیاورید، آیا این‌طور هستید؟ «أَ تَجِدُونَ ذَلِكَ» همین‌طور ناراحت هستید؟ «قَالُوا نَعَمْ» بله، گفتند یا رسول الله همین‌طور است. این قدر ناراحت هستیم، ولی خوب خارج از اختیار است و می‌آید. امّا آن‌چنان بد است که اصلاً راضی هستیم به زبان نیاوریم آن‌ها را که ما را قطعه قطعه کنند... ... رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود که: «وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ» قسم به آن خدایی که در اختیار او هستم، «إِنَّ ذَلِكَ لَصَرِيحُ الْإِيمَانِ» این صاف ایمانی است. یعنی این ناراحتی شما در برابر این نوع خطورات چیست؟ ایمان صافی است. یعنی آن‌ها برای شما هیچ ضرری به اذن الله ندارد صاف ایمانی است. «فَإِذَا وَجَدْتُمُوهُ» بعد فرمود این هم یاد شما باشد، هر وقت این خطورات به نظر شما آمد، گرچه اشکال ندارد ولی به نظر شما آمد، «فَقُولُوا» بگویید که «آمَنَّا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🌾✨☘✨🌾✨☘✨🌾✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🌾✨☘✨🌾✨☘✨🌾✨☘✨
🌾✨🌾☘ ✨☘ 🌾 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش دوم قسمت * ۱۵ * 🌳 این حدیث سوّم را بخوانم، دیگر تمام شود. باز از همان باب که الآن گفتم باب الوسوسة و حدیث النّفس، جلد ۴، اصول کافی، منتها حدیث ۵، «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السّلام) قَالَ»[۵] امام باقر فرمود: «إِنَّ رَجُلًا أَتَى رَسُولَ اللَّهِ (صلّی الله علیه و آله و سلّم)» مردی آمد خدمت رسول الله «فَقَالَ» گفت که «يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّنِي نَافَقْتُ» شخصی حضور رسول الله آمد، گفت که یا رسول الله من منافق شدم، خود او گفت. «إِنَّنِي نَافَقْتُ» من به نفاق افتاده‌ام، «فَقَالَ» رسول الله فرمود که: «وَ اللَّهِ مَا نَافَقْتَ» قسم خدا را که به نفاق نیفتادید، «وَ لَوْ نَافَقْتَ» اگر به نفاق گرفتار شده بودید، «مَا أَتَيْتَنِي تُعْلِمُنِي» دیگر نمی‌آمدید به من بگویید که به نفاق افتاده‌ام. کسی به نفاق افتاد که نمی‌آید بگوید که داد و فریاد کند بیاید از این ناراحت شود که من به نفاق افتاده‌ام. می‌افتد می‌رود دیگر. 🌳 خود رسول الله فرمود اگر به نفاق افتاده بودید نمی‌آمدید که به من خبر بدهید «مَا الَّذِي رَابَكَ» کسی تو را به شک انداخته است یعنی خلل در درون تو ایجاد کرده است «رَابَكَ أَظُنُّ الْعَدُو» می‌گوید خود او شروع کرد رسول الله، دیگر آن شخص نگفت، خود ایشان فرمود که: «أَظُنُّ الْعَدُو الْحَاضِرَ أَتَاكَ» فکر می‌کنم دشمنان حاضر به درون تو آمده است. دشمن حاضر چون شیطان همیشه به اذن الله دشمن حاضر است، عدو حاضر به سوی تو آمده است، «فَقَالَ لَكَ» به تو گفته است، «مَنْ خَلَقَكَ» تو را چه کسی خلق کرده است؟ «فَقُلْتَ اللَّهُ خَلَقَنِي» گفته‌ای که الله من را خلق کرده است. یعنی این سؤال در قلب جا شده است، «فَقَالَ لَكَ» سپس به تو گفته است، «مَنْ خَلَقَ اللَّهَ» خدا را چه کسی خلق کرده است؟ آن وقت به تو این‌طور گفته است و تو ناراحت شده‌اید. «قَالَ إِي وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ لَكَانَ كَذَا» قسم به آن خدایی که تو را مبعوث کرده است، بله، همین‌طور شده است. @tazkiyehamaly 🌳 «فَقَالَ إِنَّ الشَّيْطَانَ» بعد رسول الله فرمود که شیطان «أَتَاكُمْ مِنْ قِبَلِ الْأَعْمَالِ» این‌جا هم رسول الله به یک نکته‌ای علاوه بر این‌که موضوع اشکال ندارد به یک نکته‌ی دیگری اشاره کرده است که من این را اوّل با همین بیانات برداشت کردم اوّل به شما عرض کردم گفتم این در حقیقت معمولاً این وسوسه‌ها بیشتر به سراغ آن‌ها می‌آید، البتّه اسباب و علل ناشناخته‌ای هم دارد. ولی بیشتر به سراغ آن‌هایی می‌آید که یک مقدار بیشتر می‌خواهند به عقاید خود پابند بشوند و به عمل به طبق عقاید.یعنی متأسّفانه بر عکس می‌شود بیشتر به سراغ آن‌ها این‌طور وساوس می‌آید. 🌳 این‌جا رسول الله به این نکته اشاره می‌کند، فرمود: «فَقَالَ إِنَّ الشَّيْطَانَ أَتَاكُمْ مِنْ قِبَلِ الْأَعْمَالِ» شیطان به شما روی آورده است از ناحیه‌ی عمل که شما را عملاً به انحراف بکشاند «فَلَمْ يَقْوَ عَلَيْكُمْ» در این بعد از این رهگذر شیطان موفّق نشد، نتوانست که شما را عملاً به انحراف بکشاند وقتی کسی را عملاً نتوانست به انحراف بیاندازد می‌رود از طریق القائات و همین فکرها که گفتم این‌طور چیزها را به قلب او بدون این‌که خود او اختیار داشته باشد، به قلب او مدام می‌ریزد تا شاید او را به شبه و شک بیاندازد. ولی خوب خدا مؤمن را حفظ می‌کند و معمولاً این‌ها می‌آید به قلب او، ولی ناراحت می‌شود. یعنی ایجاد شک نمی‌کند. «فَأَتَاكُمْ مِنْ هَذَا الْوَجْهِ» شیطان از این طریق به شما روی آورده است. چون از طریق عمل نتوانسته است، «لِكَيْ يَسْتَزِلَّكُمْ» تا شما را گمراه کند، «فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ» وقتی این‌طور شد. بعد رسول الله فرمود که وقتی این‌طور شد این‌طور فکرها به قلب تهاجم کرد، «فَلْيَذْكُرْ أَحَدُكُمُ اللَّهَ وَحْدَهُ» الله را وحده ذکر کنید. در این حالی که تهاجم می‌کند الله را تنها ذکر کنید. 🌳 در این‌جا این الله تنها به شما عرض کنم که خوب یاد شما باشد. این‌طور تهاجم‌ها، البتّه این «اللَّهَ وَحْدَهُ» را من این‌طور می‌فهمم، یک معنی آن این‌طور است، گرچه معنی دیگر آن این است که هر وقت این خطورات به قلب شما آمد فوراً خدای واحد را یاد کنید که این شیطان خوب کنار برود. امّابه نظر می‌آید بعید نیست احتمالاً که رسول الله در این‌جا یک ارشاد دیگری فرموده باشد غیر از این‌که خدا را یاد بکنید لفظ جلاله را بدون «یا» گفتن به خدا پناهنده شدن در تهاجم این‌طور خطورات خوب است و آثار خوبی دارد. این به یاد شما باشد، این به جای خود یک مسئله است، از بزرگان ما هم این به ما رسیده است،از بزرگان ارباب باطن. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🌾✨☘✨🌾✨☘✨🌾✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🌾✨☘✨🌾✨☘✨🌾✨☘✨
🌾✨🌾☘ ✨☘ 🌾 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش دوم قسمت * ۱۶ * ☘ عرض کنم که در موقعی که این‌طور وساوس خارج از اختیار به انسان بیشتر تهاجم می‌کند و را یک حالت خاصّ ظلمت و تیرگی انسان خوب ناراحت می‌شود، خوب بالاخره فکرهای بد دارد. این‌جا در موقع تهاجم آن بدون این‌که انسان «یا» بگوید، همین‌طور آزاد البتّه قلب از آن متوجّه به خدا که هست، به خدا پناهنده شود از این تهاجم‌های شیطانی و خطورات، به زبان هم «الله» را بگوید امّا تنها «الله»، این‌طور باشد بدون «یا»، خدا را یاد می‌کند. امّا حرف «یا» را دیگر نیاورد. مثل این‌که نفس خود را خیلی باز بیرون می‌دهد نفس را و مثل این‌که درد دل را بیرون می‌ریزد و به سوی خدا پناهنده می‌شود و به خدا و تنها یک «الله» بگوید. با نفس خیلی آزاد مثل این‌که نفس او دیگر تمام می‌شود این‌طور «الله» را با یک نفس که خیلی مؤثّر است. ☘ فکر می‌کنم در این‌جا رسول اکرم (صلوات الله علیه) احتمالاً به این نوع پناهنده شدن به خدا و یا ذکر خدا اشاره‌ای داشته باشد. نگفتم حتماً منظور این است. شاید منظور این باشد که خدا را ذکر کنید و این‌طور چیزها را گوش نکنید و ضرری نمی‌رسد. شاید منظور ایشان این باشد که خیلی‌ها هم این‌طور برداشت کردند. امّا احتمال دارد به آن معنا که گفتم باشد که کلمه‌ی «الله» را با توجّه به پناهندگی بدون «یا» گفتن، همین‌طور «الله» و این چیزی است که البتّه از بزرگان هم به صورت مجرّب رسیده است، در کنار زدن این‌طور وساوس و خطورات. ☘ دیگر من حرف خود را تمام می‌کنم. نکته‌ای که در وسط گفتم اگر کسی این‌طور چیزی داشته باشد گوش نکند، این را فراموش نکنید، اصلاً گوش نکنید. شما فهمیدید خود ناراحتی شما دلیل بر این است که شما و ما اگر خدای نکرده این‌طور چیزی بود، حالا خوب گفتم یک علل ناشناخته هم دارد، این ناراحتی ما کافی است. ما از آن فکرها کنار هستیم، در فرار هستیم. ای برادر تو همان اندیشه‌ای... اهمّیّت ندهید. بگویید این فکر بد است، من که معتقد هستم این چرا به قلب من می‌آید، مرتّب ناراحت شوید. بعد بروید به سراغ چاره‌جویی، بر این فکر استدلال کنید، برهان بیاورید. این به اصطلاح شیطان را تشویق می‌کند. @tazkiyehamaly ☘ گاهی این مسئله زود زود به (قطع صدا)، فقط اهمّیّت ندهید و منصرف باشید. انصراف بهترین راه خلاص شدن از این وسوسه و تمامی وسوسه‌ها است. مثلاً آن کسانی که به وسوسه‌ی در نیّت نماز و این‌ها گرفتار می‌شوند، آن‌ها هم باید این حرف را به یاد بیاوردند. شاید کسی این‌جا باشد، یاد آن‌ها باشد. اگر بنا را بگذارند هر چه بد باشد، هر چه باطل باشد، یک بار نیّت خواهند کرد و دیگر هر چه هم آسمان هم به زمین بیاید، کافر هم بشوم، جهنّمی هم بشوم، یک بار دیگر نخواند، همان یک بار را بخواند.  چند روز که این کار را کرد و به این وسوسه گوش نکرد، یک آدم عادی می‌شود. ☘ اصلاً راه وسوسه همین است، گوش نکردید، فوراً می‌رود. گوش کردید ولو به صورت چاره‌جویی و ردّ آن، گوش کردید زیاد می‌شود. چون خارج از اختیار است، او هم می‌خواهد مشغول کند. بالاخره هر چه باشد شیطان می‌خواهد کار خود را بکند. ولو با این فکرها مشغول کند، عالم تمام می‌شود. بین ما و خدا فاصله محفوظ باشد. خود او هم از دست برود. او همیشه با این وسوسه‌ها آمد، ما چاره‌جویی کردیم، آن به قلب ما آمد ما جواب دادیم، مدام آمد مدام فکر کردیم، بالاخره با هم مشغول بودیم. به قول مثنوی ندانستیم چه شد و چطور آمدیم و چطور هم این دنیا تمام شد. این‌طور نباشد. این از یاد شما نرود. این یک چاره‌جویی اساسی است. ☘ خوب حالا این تمام شد إن‌شاءالله من از آن صور دیگر خواطر و وساوس که مهلک است و راه‌های علاج آن‌ها را إن‌شاءالله که مانع است و بیشتر من و شما به آن‌ها گرفتار هستیم، مسلّم همه‌ی ما گرفتار هستیم، آن‌ها را إن‌شاءالله در جلسات آینده می‌گوییم. امیدوارم آن چیزی که امروز عنوان کردم را کسی گرفتار نباشد. گرفتار هم باشد که «مَحْضُ الْإِيمَانِ» است دیگر إن‌شاءالله که با زجر او باشد. «وَ السَّلَامُ عَلَيکُم وَ رَحْمَةُ اللَّهِ» [۱]- الكافي، ج ‏۲، ص ۴۲۴. [۲]- همان، ص ۴۲۵. [۳]- همان. [۴]- همان. [۵]- همان. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🌾✨☘✨🌾✨☘✨🌾✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🌾✨☘✨🌾✨☘✨🌾✨☘✨
🍁✨🍁☘ ✨☘ 🍁 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش سوم قسمت * ۱۷ * «أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ 🍂 جلسه‌ی گذشته در خصوص یکی دیگر از مهلکات بحث کردیم، از مهلکاتی که عنوان آن به این صورت است که خواطر نفسانی و وساوس شیطانی، از جمله مهلکات است. عرض کردیم که این را باید در چندین جلسه صورت‌های مختلف آن را توضیح دهیم که خواطر و وساوس که از جمله مهلکات است و اکثر افراد حتّی آن‌هایی که به ظاهر خوب هستند، در محاسبات معمولی خوب هستند، از این راه‌ها به هلاکت بیفتند، برای هم از مهمترین موارد خواطر و وساوس است. به این لحاظ این‌ها را در صورت‌های مختلف آن که هست در عرض چندین جلسه توضیح می‌دهیم. 🍂 در جلسه‌ی گذشته عرض کردیم که به طور کلّی آنچه که به وارد می‌شود یا به قلب عارض می‌شود، روی‌آور می‌شود به عنوان در یک تعریف کلّی از نظر علمای اخلاق خواطر گفته می‌شود. خواطر یعنی آنچه که به قلب می‌آید، آنچه که قلب را مشغول می‌کند، وارد قلب می‌شود، این‌ها به یک نظر به دو قسمت تقسیم می‌شود. خواطر مَلَکی و خواطر شیطانی و نفسانی. آن قسمت از خواطری که انسان را به سوی مقصد و عوالم قرب و معنا و طهارت و قدس سوق می‌دهد، آن‌ها را خواطر مَلَکی می‌گوییم، خواطر مَلَکی یا القائات مَلَکی و رحمانی و آن قسمت از خواطر به قلب می‌آید و در مجموع قلب را در جهت خلاف مقصد قرار می‌دهد، آن‌ها را   و می‌گوییم. این یک تقسیم کلّی است. @tazkiyehamaly 🍂 البتّه آن قسمت که از مهلکات است روشن است که خواطر شیطانی و نفسانی است. در باب خواطر شیطانی و نفسانی که از مهلکات است و مهم هم است باید به صورت‌های مختلفی این خواطر را تقسیم کرد یک صورت همان بود که در جلسه‌ی گذشته توضیح دادیم، به عنوان حدیث نفس در نظر شما هست که نمی‌شود گفته که آن از مهلکات است. البتّه نبود آن بهتر است و نمی‌شود هم گفت نفس از آن جهت، از آن جهت هیچ ظلمتی، تیرگی برنمی‌دارد. امّا انسان در برابر آن حدیث نفس مؤاخذ نمی‌شود که هفته‌ی گذشته توضیح دادیم. در این جلسه و جلسات بعد إن‌شاءالله به قسمت‌های دیگری از این خواطر شیطانی و نفسانی می‌پردازیم.یک قسم این بود که مؤاخذه نداشت، گرچه نبود آن بهتر است توضیح دادیم. 🍂 قسم دوّم از خواطر شیطانی و نفسانی که در این جلسه توضیح می‌دهیم، به ترتیب عبارت است از آن قسمت از خواطر و وساوس که در انسان می‌آید، خواطر و وساوسی که در قلب انسان عارض می‌شود، به قلب انسان می‌آید و در خصوص عقاید نیست، مانند حدیث نفس بلکه در خصوص و است. معصیت و گناه از اوّل آنچه در این جلسه بحث می‌کنیم روشن بشود. خواطری که شیطانی و نفسانی به قلب می‌آید در خصوص معصیت، گناه و آنچه خدا از آن نهی فرموده است. این قسمت از خواطر از خواطر شیطانی است و نفسانی است. 🍂 ببینیم که این چه صورتی دارد، برای همه و مخصوصاً برای سالک، خواطری که در باب معصیت و گناه است. یعنی به قلب چیزی وارد می‌شود که انسان را به سوی گناه دعوت می‌کند، به سوی معصیت دعوت می‌کند.در باب معصیت خاطری به قلب می‌آید، در باب گناه خاطری به قلب می‌آید. این چه صورتی دارد؟ یکی از اقسام خواطر است. این‌جا هم باید خوب دقّت کنید که یک تقسیماتی داشته باشید یعنی خود این نوع خاطرها ممکن است از این نوع به قلب می‌آید در باب معصیت، صورتی دارد خارج از اختیار. هفته‌ی گذشته هم بعضی از دوستان بعد از جلسه سؤال کردند من گفتم این‌ها را توضیح خواهیم داد. إن‌شاءالله خوب دقّت کنید. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨
🍁✨🍁☘ ✨☘ 🍁 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش سوم قسمت * ۱۸ * 🌴 برای همه‌ی ما این‌ها مبتلابه و دانستن آن لازم است که در طریق به آن معنای به خصوص قدم گذاشته باشیم، چه نباشیم، به عنوان یک مؤمن و موحّد و معتقد و مسلمان. قسمتی از این خواطر که به هم مربوط است و خارج از اختیار است. یعنی بدون اختیار در انسان رغبت به گناه پیدا می‌شود. بدون اختیار، همین‌طور رغبت و میل در قلب می‌آید. رغبت و میلی که بدون اختیار است، نه آن چیزی که انسان با اختیار خود می‌نشیند و تصوّر می‌کند، چیزی را، گناهی را و احیاناً لذّت هم می‌برد. آن‌ها را عرض نمی‌کنیم. آن‌ها خارج از اختیار نیست. آن‌ها را بعد عرض می‌کنیم. 🌴 به خودی خود بدون اختیار در قلب انسان رغبت و میل به گناه خارج از اختیار می‌آید، خطور می‌کند، خاطر است. خاطر شیطانی است، خاطر نفسانی است، امّا خارج از اختیار است. آنچه که به اختیار انسان مربوط است انسان با اختیار خود آن را ترک می‌کند، این‌طور کسی است. ولی خارج از اختیار چنین خواطری، رغبت‌هایی، میل‌هایی به معصیت به قلب انسان خطور می‌کند. خوب این چه صورتی دارد، چه حکمی دارد؟ البتّه به یک نظر این بود و نبود آن با هم یکی نیست. یعنی آن قلبی که این خواطر خارج از اختیار را هم ندارد، آن با آن قلبی که و با آن روحی که از این نوع خواطر به سراغ آن می‌آید، عقل خود شما خیلی روشن قضاوت می‌کند که این دو با هم یکی نیست. این اندازه فرق را دیگر نمی‌شود انکار کرد. گرچه خارج از اختیار است. امّا بالاخره فرق است بین آن قلب و آن روحی که به صورت غیر اختیاری رغبت و میل به معصیتی به او هجوم می‌آورد و بین آن قلبی که این هجوم در آن حتّی بدون اختیار یعنی در آن نیست. این فاصله را که دیگر نمی‌شود انکار کرد. 🌴 امّا از این‌که گذشتیم ببینیم آیا این مؤاخذه دارد یا نه؟ نه، مؤاخذه ندارد. در بعد، این در عوالم بعدی، بعد از مرگ، در برزخ و برازخ و عوالم حشر و قیامت و حساب و کتاب این نوع خواطر که خارج از اختیار است، بدون اختیار رغبتی به معصیت پیش می‌آید و فوراً انسان منصرف می‌شود، خارج از اختیار، آن مؤاخذه ندارد. خود انسان هم دوست ندارد. چنین کسی که با اختیار از تصوّر معصیت و این‌ها کنار است، مسلّماً از این به اختیار آن انزجار دارد و این انزجار نمی‌گذارد انسان مورد مؤاخذه قرار بگیرد که خارج از اختیار بوده است و این منزجر هم بوده است. در این‌جا در باطن هم آن‌چنان لطمه‌ای به عنوان مهلک به انسان، به سالک بزند، این آن‌چنان لطمه‌ای نمی‌زند. دقّت کردید در قیامت مؤاخذه ندارد. در این‌جا هم خارج از اختیار آن برای سالک آن لطمه را که باید بزند نمی‌زند. چیزی که آن‌جا مؤاخذه ندارد، این‌جا هم مؤاخذه‌ی آن در درون به آن معنا نیست. یعنی برای مؤاخذه نمی‌شود که از آن ناحیه لطمه بخورد. گرچه آن نکته را فراموش نکنید که بود و نبود آن با هم یکی نیست. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨
🍁✨🍁☘ ✨☘ 🍁 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش سوم قسمت * ۱۹ * 🍃این صورت از خواطر که خارج از اختیار هست برای ما روشن شد. در این باب توجّه داشته باشید که من به یک آیه یعنی به دو آیه اشاره می‌کنم، شما در نظر داشته باشید. آیه‌ای داریم در سوره‌ی بقره، آیه ۲۸۴، در این آیه این‌طور می‌فرماید، آیه از آن آیات تکان‌دهنده است. منتها به ضمیمه‌ی آیات دیگر نتیجه‌ای که در این قسمت الآن گفتیم مؤاخذه ندارد را می‌گیریم. 🍃 در این آیات می‌فرماید: «لِلَّهِ مَا فِي السَّماواتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا مَا فِي‏ أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» می‌فرماید: همه چیز در تحت مُلک و تصرّف و تدبیر خدا است. «لِلَّهِ مَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» به همه چیز مسلّط است. اوّل آیه این‌طور شروع می‌شود. مُلک سماوات و ارض برای او است. اوّل آیه مسلّماً به ذیل آیه ارتباط دارد. همه چیز در اختیار او است. 🍃 لذا، حالا این لذا را من می‌گویم، شما آنچه که در باطن شما هست، ظاهر کنید یا ظاهر نکنید، خدا روی آن حساب خواهد کرد. آنچه در باطن دارید را به ظهور بیاورید یا نیاورید، خدا «يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ» خدا حساب خود را باز می‌کند روی آنچه در درون شما است. چون «لِلَّهِ مَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ». چون همه چیز برای او و در اختیار او و در تحت نظارت و تدبیر و تسلّط و سیطره و ایمنی او است، فلذا هر چه در درون شما است، خدا حساب آن را خواهد کرد. ظاهر کنید یا نکنید. بعد «فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ» و هر کسی را خواست، مغفرت را شامل حال او می‌کند و هر کسی را خواست، مورد عذاب قرار می‌دهد. «وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» خدا به همه چیز قدرت دارد. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨
🍁✨🍁☘ ✨☘ 🍁 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش سوم قسمت * ۲۰ * 🍂 خوب عرض کنم که علاوه بر این یک روایتی هم در این زمینه بخوانم که این دو آیه بود که از آن این نتیجه را گرفتیم که این نوع از خطورات، خواطر شیطانی و نفسانی خارج از اختیار است، در باب معصیت مؤاخذه‌ی اخروی ندارد، در باب هم آن‌چنان لطمه‌ای به انسان نمی‌زند. گرچه بود و نبود آن با هم یکی نیست. این روایت را که نقل می‌کنم هم برای تکمیل مطلب در نظر داشته باشید. 🍂 روایت را من از جلد ۱، جامع السّعادات مرحوم نراقی صفحه‌ی ۱۶۱، نقل می‌کنم که «عَنْ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سلّم)» از رسول اکرم (صلوات الله علیه) فرمود: «وُضِعَ عَنْ أُمَّتِي تِسْعُ خِصَالٍ» از امّت من نُه چیز برداشته شده است، نُه خصلت، نُه چیز، «الْخَطَأُ وَ النِّسْيَانُ» نُه خطا را می‌شمارد خطا و نسیان، فراموشی، «وَ مَا لَا يَعْلَمُونَ» آنچه نمی‌دانند، «وَ مَا لَا يُطِيقُونَ» آنچه که طاقت آن را ندارند، این «وَ مَا لَا يُطِيقُونَ» شاهد بر همین چیزی است که الآن بحث می‌کنیم. 🍂 خاطری که به می‌آید، من دوست ندارم، حتّی خارج از اختیار می‌آید، دیگر من طاقت پیشگیری از آن را که ندارم. خدا دیگر آنچه را که «لَا يُطِيقُونَ» طاقت آن را ندارم، یعنی در اختیار آن‌ها نیست، نمی‌توانند در توان آن‌ها نیست، آن‌ها را خدا از امّت مسلمان برداشته است. البتّه من تکمیل روایت را هم بخوانم که در نظر شما باشد آنچه که شاهد عرض ما بود، همین «مَا لَا يُطِيقُونَ» بود. «وَ مَا اضْطُرُّوا إِلَيْهِ» آنچه که بر آن مضطر شُدند، «وَ مَا اُسْتُكْرِهُوا عَلَيْهِ» یا «وَ مَا اَسْتُكْرِهُوا عَلَيْهِ» آنچه که به او اجبار شده است «وَ الطِّيَرَةُ» که به اصطلاح «طَیَرَ» کار بد زدن، «وَ الْوَسْوَسَةُ فِي التَّفَكُّرِ فِي الْخَلْقِ» وسوسه در تفکّر در خلق، هفته‌ی گذشته و توضیح دادیم به نام حدیث نفس، «وَ الْحَسَدُ» یکی هم حسد است، «مَا لَمْ يُظْهِرْ بِلِسَانٍ أَوْ يَدٍ» مادامی که ظهور در زبان و دست پیدا نکرده است.خوب این هم روایتی است شاهد بر این‌که این نوع خطورات از خواطر شیطانی و نفسانی مؤاخذه ندارد و در سلوک هم آن‌چنان مضر نیست. خوب این اندازه کافی است.  🍂 پس برای ما روشن شد که آن خواطر که به قلب می‌آید و رغبت‌ها و میل‌ها به صورت خارج از اختیار به گناه گذری در قلب انسان، می‌دانست که به قلب انسان یک چیزی آمد، فوری انسان گذشت، منصرف هم شد، امّا خارج از اختیار بود. این مؤاخذه ندارد و چندان هم مهلک نیست. گرچه اگر سالک باشد، خدا از این نوع خواطر خارج از اختیار هم او را چه می‌کند؟ حفظ می‌کند. این نکته را فراموش نکنیم. سالک اگر جدّی و صادق و مخلص باشد و صادقانه قدم در طریق بگذارد، «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»[۱] خدا او را حفظ می‌کند و انسان اصلاً در تحت ربوبیّت خدا افتاد «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور»[۲] ولو از این نوع ظلمت‌ها و تیرگی‌ها که خارج از اختیار است، خارج می‌کند. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨
🍁✨🍁☘ ✨☘ 🍁 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش سوم قسمت * ۲۱ * 🎋خوب پس بنابراین این قسم آن روشن شد. امّا قسم دوّم از این خواطر شیطانی و نفسانی، قسم دوّم یعنی قسمت دیگری که عبارت است از آن خواطر شیطانی و نفسانی و وساوس شیطانی که به قلب می‌آید و امّا خارج از اختیار نیست، بلکه خود انسان به اصطلاح با اختیار آن‌ها را به قلب می‌آورد. این صورت‌ها دارد. یک صورت این است که ما مثلاً نشستیم، تصوّری را در باب می‌کنیم و عمداً با اختیار، می‌شود منصرف باشیم، تصوّری می‌کنیم و لذّت می‌بریم. این گناه است. مؤاخذه دارد، لطمه‌ی محکم است که سلوک هم دارد، لطمه‌ی خیلی محکم. هیچ مسئله‌ای در ظاهر نیست. صحبت این است که من نشستم، بالاخره آن قوّه‌ای شهویه یا بیشتر در شهویه است و وهمیّه و إلی آخر، در درون شیطان از این طریق وارد می‌شود و ما تصوّر گناه می‌کنیم و با تصوّر گناه، غیر گناه را تصوّر می‌کنیم، تخیّل می‌کنیم، توهّم می‌کنیم. خود این گناه است مؤاخذه‌ی اخروی هم دارد. 🎋مؤاخذه‌ای در مقام یعنی لطمه هم خواهم زد. سالکی که به این مسئله گرفتار است، لطمه‌ی آن را می‌خورد پیش نمی‌رود. فکر می‌کنم دیگر این‌جا مثال زدن نمی‌خواهد. خود شما متوجّه هستید که بیشتر هم در بعضی از ابواب مسئله برای بعضی‌ها پیش می‌آید و در هر بابی از گناه تصوّر آن هست امّا در بعضی از ابواب خیلی روشن است.  بالاخره تصوّر گناه و التذاذ و کیف کردن و لذّت بردن، ولی عمل به گناه نکردن، فقط در مقام تصوّر و تخیّل این مؤاخذه‌ی اخروی دارد. تازه این در مقام هم دارد، به یک صورت. برای همه‌ی این‌ها بعداً شاهد قرآنی و روایی عرض خواهیم کرد. @tazkiyehamaly 🎋این یک صورت که مؤاخذه دارد در آخرت و در دنیا در سلوک. در دنیا در سلوک یعنی برای سالک هم در دنیا مؤاخذه دارد و هم در آخرت. چون غیر سالک در دنیا مؤاخذه را که نمی‌فهمد. آن شخص که اصلاً متوجّه نمی‌شود در دنیا انسان چطور مؤاخذه می‌شود. مدام می‌بینید که که روز به روز بدتر می‌شود. نمی‌فهمد که چوب را از کجا می‌خورد. امّا سالک اگر سالک باشد، بالاخره چوبی می‌خورد می‌فهمد از این تصوّر گناه بوده است. 🎋احیاناً از جمله علل آن این است. البتّه تنها علّت این نیست از جمله‌ی علل آن است. یعنی شما مثلاً اگر از باب مثال تازه به سلوک شروع کرده باشید و برنامه‌ای داشته باشید. مثلاً می‌بینید که از یک برنامه‌ی خود ماندید و دیگر برنامه‌های شما به هم خورد. این چه بود؟ تصوّر آن گناه بود که در مقام باطن،تصوّرات و تخیّل‌ها کردید، چوب آن را می‌خورید. محروم از که به اصطلاح گفت که آنچه در محفل است آن را وقتی رد کردم، به به باب رد می‌کند، به آستانه رد می‌کند، به آنچه در آستانه خلاف ادب انجام داد آن را... کسی که در مقام در آستانه قدم گذاشته است، آن‌جا خلاف ادب انجام داد، آن را خوب به مابعد از آنجا. آن کسی که در محفل و بساط خلاف ادب انجام داد، این‌ها به آستانه‌ی آن رد می‌کند. یکی از گفتار عرفا است.خوب این یک صورت. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨
🍁✨🍁☘ ✨☘ 🍁 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش سوم قسمت * ۲۲ * ☘ یک صورت این است که انسان تصمیم بر می‌گیرد. یعنی اصلاً تصمیم می‌گیرد که گناهی را انجام می‌دهد. همان با تصوّر گناه آن قسمت اوّل بود گفتم یعنی در این تقسیم بعدی که عرض می‌کنم. یک صورت این است همه‌ی این‌ها مؤاخذه دارد، آیات و روایات آن را بعد می‌گوییم. ☘ صورت دوّم این است که انسان تصمیم بر گناه را می‌گیرد و تصمیم می‌گیرد فلان گناه را انجام دهد. امّا به مقام عمل این تصمیم نمی‌آید. به مقام عمل نمی‌آید، باز دو صورت دارد. یکی این است که وسایل مهیّا نشد، امکان آن نشد، تصمیم خود را داشت امّا نشد، به قول خود ما مهیّا نشد. یکی این است که نه وقت آن‌که رسید، رسید یا نرسید، بالاخره خدا را به نظر آورد، نهی خدا را به نظر آورد، عظمت حق را، عقوبت آخرت را إلی آخر، و منصرف شد. این هم یک صورت آن است. ☘ آن‌جا که انسان تصمیم بر گناه می‌گیرد و نمی‌کند، دو صورت دارد.یا مهیّا می‌شود و نمی‌کند یا می‌ترسد و منصرف می‌شود. آن‌جا که می‌ترسد و منصرف می‌شود، نه تنها آن تصمیم خود که گرفته بود برای آن مؤاخذه‌ای نیست و لطمه‌ی آن را هم به اصطلاح نمی‌خورد، بلکه قدمی هم به سوی حق در مقام بر می‌دارد، در آخرت هم برای آن یک اجر و ثواب و حسنه‌ای مِنَ الله عطا می‌شود. تصمیم را گرفت، گناه را انجام بدهد، برای خدا گناه را انجام نداد، منصرف شد. این نه تنها آن تصمیم خود را، این تصمیم بعدی او، همه‌ی این‌ها را که پاک می‌کند هیچ، خود این هم یک حسنه‌ای به دنبال خود دارد در آخرت، در مقام سلوک هم یک پیشرفتی را به دنبال خود می‌آورد. ☘ خب بالاخره نفس به گناه دعوت کرد و تصمیم را گرفت، حق به ترک دعوت کرد، بالاخره جانب حق را ترجیح داد. خود این ترجیح دادن جانب حق مسئله‌ای است و انسان هم در این‌جا آثار خوب آن را دارد و هم در آخرت حسنه‌ای دارد.قدمی به سوی خدا است و امّا آن صورتی که تصمیم گرفت و امّا مهیّا نشد عمل کند، آن هم مانند صورت قبلی که گفتم تصوّر گناه را گفتم گناه است، این تصمیم بر گناه ولی مهیّا نشد و عمل نکردن، خود این تصمیم گناه است. خود این مؤاخذه‌ی اخروی دارد،ولو عمل نکرده است و در مقام سلوک هم لطمه‌ی محکم آن را می‌خورد، تصمیم با مخالفت. البتّه سالک با مخالفت معنی ندارد. امّا خوب باید همه‌ی این‌ها گفته شود. احیاناً ممکن است سالکی باشد جاهل و این‌طور چیزی هم با او باشد. قدم در طریق گذاشته باشد به ضمأ خود و به گمان خود و بعد هم احیاناً تصمیم بر گناه‌ها بگیرد، ولو موفّق نشود. این تصمیم بر گناه از خود عمل کردن به گناه یک مقدار پایین‌تر است. خود تصمیم چیزی است که خدا آن را مؤاخذه خواهد کرد، هم در این‌جا و هم در آخرت معذّب است و مؤاخذه دارد. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨
🍁✨🍁☘ ✨☘ 🍁 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش سوم قسمت * ۲۳ * 🌳از این دو صورت که گفتیم برای این دو صورت من شاهد آیه و روایت عرض می‌کنم که روشن‌تر شود. دو صورت این بود یکی تصوّر خود در باطن است و لذّت بردن، یکی تصمیم بر گناه است و موفّق نشدن به حساب مهیّا نشدن. این دو که در واقع دو نوع از خواطر نفسانی و شیطانی در قلب انسان است. خاطر نفسانی است، شیطانی است. یکی به صورت تصوّر گناه است. یکی به صورت تصمیم بر گناه است، ولی موفّق نشدن. این دو نوع از خواطر و وساوس شیطانی از مهلکات است و مؤاخذه‌ی اخروی هم دارد. 🌳خوب در این‌جا البتّه ممکن است شما خلاف این چیزهایی شنیده باشید. ولی حقیقت همین است که گفتیم باز در این‌جا افکار عوام‌ها احیاناً چون به نفع خود آن‌ها کار کرده است، چیزهایی را درست کرده است. مثلاً بین عوام معروف است، می‌گویند اگر انسان به گناه تصمیم گرفت و عمل نکرد چیزی نیست. حتّی این‌طور معروف شده است، می‌گویند که اگر انسان تصمیم بر خیری داشت عمل کرد، خوب چند برابر ثواب دارد. عمل نکرد برای آن تصمیم او هم ثوابی می‌دهند، این‌جای آن درست است. این درست است. امّا بر عکس اگر معصیت را تصمیم گرفت عمل نکرد، هیچ چیز نیست. این کاملاً غلط است، درست خلاف صریح قرآن و صریح روایات است. @tazkiyehamaly 🌳خود شما عقل خود را قاضی قرار دهید، می‌شود کسی که باز آن حرف اوّل که گفتم، می‌شود کسی که این‌طور تصمیم را اصلاً نمی‌گیرد، با کسی که می‌گیرد و عمل نمی‌کند، یکی باشد؟ با همدیگر یکی است؟ این‌ها در مقام مدیریت و ادب مؤمن کدام یک از این‌ها خوب است؟ آن کسی که اصلاً تصمیم را نمی‌گیرد. آن کسی که تصمیم را می‌گیرد معلوم است که یک خباثتی دارد. شیطان زیاد بر او تسلّط دارد. بالاخره شیطان در وجود او سهم زیادی دارد. تصمیم را فعلاً در محضر خدا گرفته است که مخالفت صریح یا ذات مقدّس حق بکند. تصمیم آن جرأت می‌خواهد، ما نمی‌فهمیم. 🌳البتّه حالا من این صحبت را که می‌کنم، این موضوعات برای من و شما چندان مفهوم نمی‌شود. می‌دانید این مسئله‌ی گناه چه موقع برای انسان مفهوم می‌شود؟ اوّل انسان بیدار شود. بیدار نشد اصلاً همه‌ی این‌ها زیاد خیلی مانند یک حرف است، یک عقیده‌ی خشک است. مادامی که انسان بیدار نشده است، اصلاً مسئله‌ی گناه چیست، عظمت گناه برای انسان مطرح نیست. این یاد شما باشد.فلذا همه‌ی علمای اخلاق و خواجه عبد الله انصاری در منازل السائرین، در صد میدان در خیلی، در همه‌ی این‌ها گفتند. البتّه همه‌ی این‌ها از آیات قرآن استفاده می‌شود اصلاً مسئله‌ی گناه برای ما اهمّیّت آن، عظمت آن، مهم بودن آن، مادامی که بیدار نشده‌ایم، مطرح نیست. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨
🍁✨🍁☘ ✨☘ 🍁 ☘ بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی(رحمة الله عليه) : موضوع : و بخش سوم قسمت * ۲۴ * 🍂 خواجه مثلاً در آن من لا یحضر عنوان می‌کند که وقتی انسان بیدار شد، هم عظمت حق برای او البتّه تا حدودی، یعنی اوّلین قدم در است. یعنی تازه بیدار شدن، تازه به خود آمدن .مادامی که انسان بیدار نشده است، مسئله‌ی گناه را نمی‌فهمد. تا بفهمد که خود تصمیم بر گناه ولو نکردن چقدر مهم است. فلذا قرآن در سه مورد با صراحت می‌فرماید که اکثر انسان‌ها این انسان‌ها هستند «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ»[۳] خدا را نشناخته‌اند، آن اندازه که باید بشناسند نشناختند. این اوّلا بیداری می‌خواهد. فقط من در این‌جا این جمله را به شما مکرّر هم گفتم، قبلاً هم گفتم، الآن هم باز تکرار برای شما می‌گویم، شما خواستید عظمت مسئله را، مهم بودن مسئله را بفهمید همیشه نظر شما دوخته باشد بر حالات انبیا و حضرات معصومین (صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین). این را فراموش نکنید. شوخی نیست، دروغ هم نیست، مبالغه هم نیست. @tazkiyehamaly 🍂 آن چیزی که عوام‌ها می‌گویند به ما یاد می‌دادند همه‌ی آن‌ها موهومات است، همه‌ی آن‌ها حرف باطل است. حقیقت این است که می‌ترسیم. امّا علی (سلام الله علیه) می‌ترسید. حقیقت این است که می‌ترسید تا جایی که آن حالت ؟؟ و این‌ها برای او عارض می‌شود و این مسئله را باید فکر بکنید که مسئله چیست؟ فکر بکنید و این هم توجّه داشته باشیم، نه عوامانه، بلکه هوشیارانه که امام است و امام پیشوا است و باید از او درس گرفت. نه آن چیزی که عوام می‌گوید او امام بود. 🍂این حرف عوام‌ها، این‌جا عوام‌ها به راهنمایی شیطان همه چیز درست کرده‌اند. این‌جا را هم درست کردند که اگر یک وقتی فکر آن‌ها خواست برود به دنبال این‌که علی (سلام الله علیه) چرا این‌طور بود، آن امام سجاد چرا آن‌طور بود، فوراً این شیطان برای آن ارشاد کرده است که آن چه کسی بود؟ او امام بود. بله چون امام بود، پس ما باید بترسیم. امام یعنی آن کسی که باید از او درس گرفت. به هر صورت یقظه می‌خواهد به قول خواجه و بیداری می‌خواهد تا انسان بفهمد اصلاً گناه چیست. مادامی که انسان بیدار نشده است نمی‌فهمد. هر چه بیدارتر، آن قدر عظمت گناه بیشتر و عظمت حق بیشتر می‌شود. فلذا از آثار بیداری این است که انسان خوب بفهمد که گناه یعنی چه و خطر گناه را خوب پی ببرد و ما نمی‌فهمیم. الآن نمی‌فهمیم فلذا برای ما همین داستان شده است...پایان [۱]- سوره‌ی عنکبوت، آیه ۶۹. [۲]- سوره‌ی بقره، آیه ۲۵۷. [۳]- سوره‌ی انعام، آیه ۹۱. @tazkiyehamaly ادامه دارد... 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨ کانال تزکیه عملی ایتا : eitaa.com/tazkiyehamaly سروش : sapp.ir/tazkiyehamaly 🍁✨☘✨🍁✨☘✨🍁✨☘✨