می دونستی دوقلو زاییدن توی بعضی کشور ها گناه بزرگی بوده؟؟؟؟؟؟😳😳😳
با ما همراه باشید👇
http://eitaa.com/joinchat/3815768065C75d9aa54b8
لُـــقمِــہ اے همسرانہ❤️
مردان و زنان باید به یاد داشته باشن که همسرشون به هیچ وجه خود به خود از نیاز هاشون مطلع نیست.
#همسرانہ 💑
#عشق_برتر 💞
@chaharrah_majazi
خوب که نگاه کنی می بینی طبیعت چه اسراری تودلش داره که با زبان بی زبانی به ما میگه یک دانه وقتی ازدل خاک و تاریکی شروع می کنه به جوانه زدن اولین چیزی رو که میبینه وعاشقش میشه نور وروشنایی است واین عشقش به آفتاب منجربه رشد و بالندگی دانه میشه.
آدم ها هم بانگرش ها وعشق وعلاقه مندی هاشون میتونن مسیر رشد و تعالی رو دنبال کنن،
یا برعکس سقوط و نابودی رو طی کنند.
پس بیایید همیشه عاشق نور و روشنایی بمونیم.
زیرا عشق به روشنایی مارو دانا خواهد کرد و دانایی باعث توانایی و تعالی روح میگردد.
چه خوش گفته است مولوی «زخاک تیره می روید ولیکن، نگاهش برشعاع آفتاب است».
☄☀️☄
✍ #فروغ_ربیعی
@chaharrah_majazi
سلام دوستان😍
یه خبر خوب داریم براتون😍😍😍
از الان داستان جدیدمون شروع میشه😃
هرشب شب ساعت ۲۲:۰۰
@chaharrah_majazi
💖بــســـمــ ا...
« #لبخند_تلخ »
#قسمت_اول
با این دفعه تقریبا پنجمین بارے بود که آن دوکودک معصوم رو میدیدم.
هر وقت حوصله ام سر می رفت و دچار تکرار روزمرگي می شدم، تصمیم میگرفتم مسافتے رو پیاده روی کنم و در این میان تمامی حوادثی که دورو برم اتفاق می افتاد رو از نگاه می گذراندم...
همیشه قسمت هاے جنوبی وحاشیه ای شهر،دردها وناگفتنی های بسیارے داشت،که ساختمانهای بلند و جذبه های خیره کننده بازار مانع از دیدن این حاشیه ها می شد ،
و یا کوچکی و محقر بودن این خانه ها به چشم نمی آمدند همچون خطای دیدی که اصلا لحاظ نمی شدند...
👑پاتوق کودکان زیر درخت انجیر بزرگی بود که از پای آن،جوے آبی می گذشت و در تهِ جوی جلبک هایی بودند که رنگِ چرکِ خاک به خود گرفته بودند و گه گاهی لنگه کفشی خمیازه کِشان مسیر جوی را طی می کرد.
★ صدای قورباغه های بر گل نشسته وجیرجیرکها،گوش فلک را کر می کرد.
در این میان هم موش ها فرصت جولان بسیارداشتند،ازاین سوی جوے به آن سوی جوے خوشحال وخرامان،آزاد و بی قید...
بخاطر اینکه آنجا تله موشی نبودتا به دام افتند،آن مکان خودش به منزلهٔ تله ای بود تا یکباره اندیشه وذهنِ هر رهگذري را به دام افکند و لحظه ای در خود غرق سازد.چون مُردابی که طعمه را درخود فرو میبلعد...
∞ ∞ ∞
نگاهم به آسفالت زیرپایم افتاد،که چون صورتِ آبله ای بود که هنوز زخمهایش خوب نشده بود،درمیان صدای جیرجیرکها که به کنسرتی شبیه بود، باصدای تیزو یکسره بی هیچ سکوتی می خواندند و آرامشِ فضا را برهم می ریختند.
صدای دوکودکی نظرم رو جلب کرد دو پسر بچه،یکی پا برهنه ودردستش چوبی بود ودیگری که قدبلندتری داشت ونحیف.
لباسهایشان کهنه و پرچرک،موهایشان ژولیده ،نگاهشان معصوم وبر لبشان خنده وشادمانی موج می زد...
دنیای این کودکان محدود به سایه تک درخت انجیر و جوے آبی بودکه درآن شنا می کردند،گویی آنها با واژهٔ پارک،سرسره ،تاب،اسباب بازی ،خوراکیهای خوشمزه بیگانه بودندو درعوض دایره لغات ذهنشان پر بود از گرسنگی، کتک ،عطش گرما،سرمای سوزان ،برهنگی،اعتیاد،تنهایی...
همینطورکه دایره لغات کودکان را در ذهنم ورق می زدم با اشاره دست آنهارا صدا زدم ودو کودک به سمت من آمدند.
ادامه دارد...
✍ #فروغ_ربیعی
@chaharrah_majazi
#لـبخند_تــــلخ
🍃اثرے از فروغ ربیعے🍃
#دوستان_عزیز_حتما_حتما_داستان_وآثار_خانم_ربیعی_رو_دنبال_کنید_ایشون_قلم_بسیار_خاص_وجذابی_دارند
ساعت ۲۲:۰۰ 👇
http://eitaa.com/joinchat/3815768065C75d9aa54b8
🔴 کتابی که ۱۴۰۰ سال پیش خبر از چگونگی آفرینش منظومه شمسی می دهد❗️
{آيا آفرينش شما مشکل تر است يا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آن را بالا برد و آن را ساخت و شب و روز را برای آن درست کرد!
“زمين و سيارات را نوآوری نمود}
واژه «سَـمْـک» به معنی: غـلظت و تراکم و کـلـفــتیِ بهـم برآمده است. يعنی جمع و جور و کلفـت و متراکم شده. و واژه «رَفع» در آيه نيز به معنی: "بالا بردن و افزايش دادن" است که از معانی آن است.
💢نکات آيات:
۱ـ زمين و سيارات در ابتدا به هم متصل بوده اند، بعد از هم باز شده و بلند شده اند.
۲ـ ميان سيارات ستوندهای نامرئی وجود دارد.
۳- ميان سيارات تعادل وجود داد.
👇👇👇👇
۱- منظومه شمسی در ابتدا در کـنـار هـم تشکیل شده و بعدها از هم فاصله گرفته اند.
علت اين که قرآن دور شدن آنها را "بلند کردنِ" آن ها توصيف نموده اين است که بالای ما قـرار دارنـد و دور شـدن آنها نسبت به ما حالتِ "بلند شدن و بالا رفـتنِ آنها" دارد.
۲- سيارات منظومه شمسی با نيروی جاذبه که انسان آن را بصورت ستون های از موج تصور می کند و به شکـل سـتـون آنـ را رسم می کند با هم نگـه داشته شده اند.
۳ـعـلـتِ کشيده نشدن سيارات بطرف همديگر و يا هل ندادن همديگر وجود نيروی جذب و دفع متعادل ميان آنها است.
زمين در حرکت خود دور خورشيد که رو به دور شدن از خورشـيـد است خود را از خورشيد دفع می کند (که به آن نيروی گريز از مرکز گفته می شود). نيروی کشش خورشيد و دفع زمين به يک اندازه است، به اين خاطر نه خورشيد می تواند زمين را بطرف خود بکشد و نه زمين از مدار خود دور خورشيد خارج شده و به بيرون از منظومه شمسی. در نتيجه نيروی دفع (نيروی گريز از مرکز) آن نيز بيشتر می شود که برابر می شود با نيروی جاذبه بيشتر شده خورشيد، و هنگامي که از خورشيد دور می شود و نيروی جاذبه خورشيد کمتر می شود سرعت حرکت آن نيز کمتر می شود، و به اين شکل هميشه نيروی جذب و دفع (نيروی گريز از مرکز) برابر است.
اين وضع در رابطه با همه اجرامی که در مرکز هستند و اجرامی که در مداری دور آنها می گردند صادق است، مانند زمين و ماه.
🌙🌎🌙
📚معجزات علمی قرآن
@chaharrah_majazi