رویایِ سبزِ جنگل
ִֶָ
دیگه لبخند به روی لب های اون نمیاد دیگه هیچ آهنگ ای نمیتونه بنوازه تنها گوشه دیوار نشسته صحبتی نمیکنه خیره به دیوار شده سکوت تمام وجودش رو بر گرفته ، دیگه کسی که براش گیتار مینواخت و لبخند روی لباش می آورد نبود
...
هدایت شده از 𝐰𝐞
دلم میخواد درس بخونم
ولی فکرای توی مغزم نمیزارن 1 ثانیه اروم باشم
رویایِ سبزِ جنگل
دلم میخواد درس بخونم ولی فکرای توی مغزم نمیزارن 1 ثانیه اروم باشم
شاید با گوشت پوست استخون اینو درک میکنممممಥ_ಥ
زن ها را از رقصیدن منع کردند ؛ از آواز خواندن، از عاشقی کردن، بوسیدن ؛ خندیدن . .
زن ها در پیله های خود فرو رفتند و از تنهایی بسیار شاعر شدند و در شعر هایشان وحشیانه رقصیدند ؛ آواز خواندند ؛ عشق ورزیدند ؛ بوسیدند ؛ اما خنده نه ؛ فقط گریستن . !
-اِل؛
هدایت شده از آماریس؛ amaris
نگران نسل ما نباشید.
ما میدونیم چطور x رو پیدا کنیم.
من شاید بلد نباشم چجوری لاستیک ماشین رو عوض کنم
یا چطور درست چک بانکی بنویسم
یا دنبال حساب کتاب مالیات باشم
ولی به جاش بلدم اون x لعنتی رو تو محاسبه پیدا کنم.
من میتونم تو چهل دقیقه یه انشا بنویسم؛
و میدونم کریستف کلمب اقیانوس آبی رو تو سال 1492 دریانوردی کرد.
اما نمیدونم چطور باید یه خونه بخرم
یا رزومه کاری بنویسم
یا حتی خودم رو دوست داشته باشم.
پس واقعا چی دارین بهمون یاد میدین؟!
داری بهم یاد میدی چطور حفظ کنم، چطور همهی اونا رو بازگو کنم و بعد فراموششون کنم.
دارین بهم یاد میدین کلاسی که به هرحال قراره توش بیفتم؛ از سلامت روانی من مهم تره.
دارین بهم یاد میدین چطور با دوساعت خوابیدن کنار بیام؛ چون من تمام شب رو بیدار بودم فقط بخاطر اینکه تکلیف تو رو انجام بدم، درحالی که تو حتی زحمت چک کردنش رو هم به خودت نمیدی...
دارین بهم یاد میدین که مدرسه دیگه محل یادگیری نیست؛
فقط جاییه برای حفظ کردن و بازگو کردن.
واقعا شما چه چیزی دارین بهمون یاد میدین؟
دارین بهمون یاد میدین چطور از چیزی که عاشقشیم متنفر باشیم.
رویایِ سبزِ جنگل
نگران نسل ما نباشید. ما میدونیم چطور x رو پیدا کنیم. من شاید بلد نباشم چجوری لاستیک ماشین رو عوض کنم
این حرفت باید با طلا نوشت یعنی بنر بزنی جلو چشه همه معلم مدیرا همشون بخونن