تنها کار متفاوتی که در چهارِ چهارِ چهار کردم این بود که چیزکیکی که پریروز درست کرده بودم رو بخورم.
اینکه عاقبت فردی به شهادت ختم میشه به این معنی نیست که از گِل متفاوتی خلق شده بوده، اون هم به اندازهای از وجود بهره داشته که باقی افراد هم دارن. اما چیزی که بین ما و اونها فاصله میندازه نحوهی بهکارگیری امکاناته. من باید بنشینم و محاسبه کنم از زمانم، ذهنم، جسمم و موقعیتهام چهطور استفاده میکنم و اونها چهطور استفاده میکردن؟
چهقدر باید حواست به افکار و اعمالت باشه، ساعت رفتنت رو قرار نیست از قبل بهت اعلام کنن، باید بدونی ممکنه دقیقهی بعد از این رو نبینی و همگامش جوری بر زندگی دقیق باشی که انگار سالیان سال هستی.
اگر روی ستارهای با فاصلهی درست در دوردستهای کهکشان بودیم و میشد از اونجا به زمین نگاه کنیم، ممکن بود بشه اتفاقات کربلا رو دید. شاید یکی از دلایلی که هرساله عزا برپا میشه همین باشه که همواره عاشورا درحال رقم خوردنه.