زمان:
حجم:
7.9M
یه لیوان چای بریزد و برید زیر سقف آسمون بشیند و فقط قربون صدقهی خدا برید🤍
هدایت شده از آهوهابازمیگَردند.
گویند که آفتاب از کدام طرف آمده که چنین زندهای، خرسندی، شادابی؟
گویم که آفتاب از آنجا برخاست که تو پلک زدی، جهان بیدار شد. لبخند زدی، نور بیداد میکرد. عطر بوی سر تو، مال نسیمان بهاری میبود. آسمان مال زمین بود و زمین زِ آسمان. چشم گشودی و آسمان در چشمان تو افتاد. تو برخاستی، کوه پایین آمد. پس آری، آری، آفتاب از آنسو در آمد که تو.
منمینویسمتوبخوانی.
تولدت مبارک عزیز ندیده🫐.
برسونید به دست ریحانه خانوم جان. ::)))