eitaa logo
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
7 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
- تیکاݪ در زبان لری به معنی چشمان قهوه‌ایه . اوکی خطاب به دوم شخص مفرد من♥️؛ . . - . -
مشاهده در ایتا
دانلود
؛ اگر رفتار من با کسی ك دوسش دارم رو میدیدی هیچوقت جلوم وا نمیستادی و بگی دلت از سنگه . .
- ببین من مثل بقیه بلد نیستم متنای قشنگو حرفای عاشقونه بزنم!. - یا استعدادم تو نقاشی اونقدر خوب نیست که بتونم فیستو بکشم!. یا ادبیاتم خوب نیس بتونم برات شعر بنویسم ؛ من فقط بلدم تورو بیشتر از خودم دوستت داشته باشم و کاری جز این از دستم برنمیاد . . من خیلی معمولی ام ؛ ولی خب بیشتر از هرکسی دوستت دارم‌ . .
بعضی جمله ها با اینکه خودشون قشنگن و انرژی مثبت بهت میدن ؛ اما وقتی از یسری آدما اونارو میشنوی قشنگ بودنش رو صدبرابر میکنن و بدجور به دلت میشینه . . . یه جوری که اون لحظه حس میکنی تمامِ دنیا دست توعه‌ ؛ - مثلِ شنیدن دوست دارم از تو -
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
ولی تو هیچوقت پیامایی ك پاش اشك ریختم رو متوجه نمیشی!(؛
شاید آروم‌ تر میشدم اگه فقط میفهمیدی ؛ حرفام به همین راحتی که میخونی نوشته نشدن . .
‹ وقتی با کوچیک‌ترین حرکتت ناراحت میشم و ریکشن نشون میدم ؛ وقتی میبینم به خودت آسیب زدی عصبی میشم و میرم رو اعصابت ؛ دلیلش اینه که برام مهمی . . . وگرنه من همون آدمیم که از دید یه غریبه خنثی‌ترینه .) به قول یه‌نفر که میگفت؛ - آدما یا عادی‌ان برام ؛ یا خیلی خیلی خیلی عمیق . . ›
بیمِ آن دارم ك زیاد با تو سخن بگویم ؛ مبادا خسته شوی . . و بیمِ آن دارم که سکوت کنم ؛ مبادا گمان کنی ك دیگر برای قلبم مهم نیستی!-
کنارم باش ؛ اینکه کجاییم مهم نیست .
من دیگه نمیخوام کسی دوستم داشته باشه ؛ فقط یکی بیاد که برام پشتوانه باشه ، هرغلطی کردم بدونم اون منتظرمه که برام درستش کنه . . هرجا کم اوردم بدونم سرم و برگردونم یکی داره نگام میکنه ؛ دوست داشتن نمیخوام ، بگو کی بلده تحملم کنه؟!(:
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
‹ وقتی با کوچیک‌ترین حرکتت ناراحت میشم و ریکشن نشون میدم ؛ وقتی میبینم به خودت آسیب زدی عصبی میشم و
- من به کسایی که دوسشون دارم خیلی اهمیت میدم همیشه واسه تو صد خودمو گذاشتم ؛ همیشه همه ی تلاشمو کردم تا حالتو بهتر کنم . . مطمئنم تا وقتی که میدونی من تموم خودمو برات میزارم نگران از دست دادنم نیستی . . اما نكن . من نمیخوام از دستت بدم احمق.!. تو هنوز صفر بودنمو ندیدی ؛ نكن خب؟!
‹ منطق فقط اونجاش ك میگم ؛ اگه آروم میشی گریه کن و تو دلم خدا خدا میکنم ك گریه نکنی . . ›
رفتم کنارش نشستم ، بی مقدمه گفتم : ‹ بغلم میکنی؟! › با تعجب نگام کرد گفت : ها؟! گفتم : - بغلم کن! چندثانیه زل زد بهم دستشو آورد جلو رو صورتم کشید ؛ قطره اشک رو گونمو پاک کرد ، بغلم کرد ، دستشو رو سرم ، رو موهام کشید . . گفتم ؛ خستم ، دلم پره ، آشوبم ، بریدم ، دلم تنگ شده . .) دارم تموم میشم ؛ جونای آخرمه!. سرا پا خیالِ او شده‌ام . گم شدم ، دارن پوتک تو سرم میکوبن ، قلبم میخواد از جاش بزنه بیرون ، مغزم جیغ میکشه ؛ بغل گوشمو بوسید گفت : ‹ لب خاموش نگه می‌دارم ؛ دلت پر سخن است.. ›
همه‌ی اینا به کنار ؛ من می‌ترسم ، احساسی ك به تو دارمو به هیچکس پیدا نکنم .