من اینجوریم که ؛
به چیزی که باید اهمیت بدم ، نمیدم
جاش به جزئیترین مسئله ممکن مث صگ اهمیت میدم .
ی چیز عادی مسخره ، که نباید سرش ناراحت شم ، به طرز نامتعارفی ناراحت میشم
چیزی که باید مث صگ ناراحت شم ، زود بیخیالش میشمو برام اهمیت نداره .
نمیدونم بالاتر از - دوستت دارم ؛
کلمه یا جمله ای وجود داره یا نه . .
اما اگه چیزی هست ؛
من تورو همون .
اینکه دوریم از هم دلیل بر این نمیشه ؛
من آغوشتو از این مایل فاصله حس نکنم
حتی شاید بیشتر از حضور فیزیکی بقیه
کنارم حست میکنم . .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
اینکه دوریم از هم دلیل بر این نمیشه ؛ من آغوشتو از این مایل فاصله حس نکنم حتی شاید بیشتر از حضور فی
گالری و پلی لیست من پر شده از علاقمندیهای تو ؛
پس میخای حست نکنم حتی با این وجودهم؟؟
من همه چیمو میدم فقط یه لحظه تنتو لمس کنم ؛
آدمای دیگرم نمیدونم . . ولی تو من اولین حسی که هر روز صبح بیدار میشه " دوست داشتن توعه - تو . .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
﮼کاش میشد صداتو بغل کنم .
من صداشو وقتی میخاد حرصمو دربیاره ؛ دوست دارم .
من صداشو وقتی اذیتش میکنم ، حرص میخوره دوست دارم .
من صدای نگرانشو دوست دارم .
من صدایی که توش مملو از ذوقای کارامه دوست دارم .
من صداشو وقتی برام آهنگ یا شعر میخونه دوست دارم .
من صداشو وقتی از خواب بیدار شده و گرفته ، دوست دارم .
من صداشو وقتی توش رگههای خندس دوست دارم .
من صداشو وقتی باهام حرف میزنه دوست دارم .
من خودِ صاحاب صدا رو خیلی دوست دارم .
دلایل کافیه برا بغل گرفتن صدات ؛ بزرگوار؟؟
ولی خارج از شوخی خوشبحال همه اونایی که تورو از نزدیك میبینن ؛
از نزدیك صدای خندهاتو میشنون ؛ از نزدیك دستاتو لمس میکنن ؛
تازه ، میتونن بغلتم بکنن . .
میتونن دست بکنن تو موهاتو ، بهمشون بریزن . .
میتونن تورو حس کنن . .
ولی تنها ویژگی مشتركی من با آدمای اطرافت دارم ، اینه که جفتمون تورو حس میکنیم ؛
ولی خوشبحال اون ، اون تورو لمس میکنه!