من همه چیمو میدم فقط یه لحظه تنتو لمس کنم ؛
آدمای دیگرم نمیدونم . . ولی تو من اولین حسی که هر روز صبح بیدار میشه " دوست داشتن توعه - تو . .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
﮼کاش میشد صداتو بغل کنم .
من صداشو وقتی میخاد حرصمو دربیاره ؛ دوست دارم .
من صداشو وقتی اذیتش میکنم ، حرص میخوره دوست دارم .
من صدای نگرانشو دوست دارم .
من صدایی که توش مملو از ذوقای کارامه دوست دارم .
من صداشو وقتی برام آهنگ یا شعر میخونه دوست دارم .
من صداشو وقتی از خواب بیدار شده و گرفته ، دوست دارم .
من صداشو وقتی توش رگههای خندس دوست دارم .
من صداشو وقتی باهام حرف میزنه دوست دارم .
من خودِ صاحاب صدا رو خیلی دوست دارم .
دلایل کافیه برا بغل گرفتن صدات ؛ بزرگوار؟؟
ولی خارج از شوخی خوشبحال همه اونایی که تورو از نزدیك میبینن ؛
از نزدیك صدای خندهاتو میشنون ؛ از نزدیك دستاتو لمس میکنن ؛
تازه ، میتونن بغلتم بکنن . .
میتونن دست بکنن تو موهاتو ، بهمشون بریزن . .
میتونن تورو حس کنن . .
ولی تنها ویژگی مشتركی من با آدمای اطرافت دارم ، اینه که جفتمون تورو حس میکنیم ؛
ولی خوشبحال اون ، اون تورو لمس میکنه!
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
ولی خارج از شوخی خوشبحال همه اونایی که تورو از نزدیك میبینن ؛ از نزدیك صدای خندهاتو میشنون ؛ از نزد
میخای بدونی اون کیه؟؟
کسی که حتی صدامم میزنه ، ذوق میکنم
کسی که با کنار هم چیدن یه سری کلمات حالمو خوب میکنه
کسی که با کنار هم چیدن همون کلمات ، صفحه چتش میشه این : عرررشدهنضجکضتضه
کسی که با شنیدن صداش دلم میریزه
کسی که وقتایی ازش ناراحتم ، بهم ویس بده ، مطمئناً یادم میره چی بود
کسی که دلم نمیاد از دستش دلخور باشم
کسی که کاری نکرده ، ی کاری میکنه اگه ناراحتم کرده باشه ، از دلم درمیاره
کسی که حاضرم هرکاری واسه وا شدن پرانتز لباش بکنمُ بخنده
کسی که دورترین نزدیك منِ ؛
این اینه ؛ این وجود منِ . .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
توعم به من فکر میکنی؟؟
شاملو میگه که ؛
گاهی به من فکر کن!
من حتی گاهی به بودن در فکرت هم راضیام...
از همینجا، بیشتر از هرکسی که کنارته ؛
بهت اهمیت میدم و متاسفم که نمیتونم به اندازهی کافی کنارت باشم . .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
نکنه یکی بیاد برات شعر بگه منو یادت بره؟ نکنه بلدتر باشه تو رو؟ نکنه قشنگ تر باشه ؛ دلت بلرزه؟ نکنه
نکنه نتونم حالتو خوب کنم؟
نکنه نتونم لبخند رو بپاشونم رو لبات؟
نکنه دلت برام تنگ نشه؟
نکنه دیگه بهم فکر نکنی؟
نکنه دیگه دلت برا صدام تنگ نشه؟
نکنه نتونم به قولام عمل کنم؟
نکنه اذیتت کنم؟
نکنه ازت دور شم؟
درسته هیچی نمیگی ؛ ولی به یادمی ؛
ینی باس فکر کنیم که به یادمی . .
وگرنه چه کاریه نفس بکشم و راه برم تو شهری که حتی تو توش نیسی؟؟