IMG_20260828_002830_317.jpg
حجم:
51K
[معرفی رمان♟️]
اسم رمان:: قفل قلب یخ زده
پارت ها :: نمد
فصل ها:: نمد
شخصیت های اصلی ::
یونجی و جونگ وو
کاپ ها :: یونجی ، جونگ وو
IMG_20260828_001829_630.jpg
حجم:
76.8K
سومین::
19 سالشه
با پدر مادرش زندگی میکنه
میشه گفت شرکت خیلی خوبی دارن
تو مدرسه کلی بادیگارد و زیر دست داره
پدر و مادرش اونو خیلی لوس کردن و براش میمیرن و عاشق جونگ وو هست هر کاری برای رسیدن بهش میکنه
IMG_20260828_001819_993.jpg
حجم:
21.1K
خواهر خونده ی یونجی
رونا ::
یه دختر مغرور از یه خوانواده ی فقیر بود که پدرش ولشون کرد بلخره مادرش تونست مخ یه مرد پولدارو بزنه که یعنی پدر یونجی از اون موقع خودشو خیلی سطح بالا دید و یونجی رو اذیت میکرد
IMG_20260828_001809_653.jpg
حجم:
41.9K
جونگ وو::
19 سالشه
پدرش مدیر بزرگ ترین شرکت کره ست با پدر و مادرش زندگی میکنه هرچی از پدرش بخواد اون انجام میده مادرش هم یه مدل هست
IMG_20260828_001805_644.jpg
حجم:
49.9K
یونجی::
17 سالشه
اون با پدرش زندگی میکنه و پدرش یه زن دیگه گرفته و اون زن یه دختر از شوهر قبلیش داره نا مادری و دخترش همش اونو اذیت میکنن و پدرش همش طرف زنشو میگیره
#قفل_قلب_یخی
Part1
*صدای زنگه ساعت*
یونجی::
*زیر لب*
"وای داره دیرم میشه"
یونجی سریع حاضر میشه دست و صورت خودشو میشوره و از اتاق بیرون میاد
"همون لحضه قیافه یونجی تغییر میکنه"
رونا::بالاخره بیرو اومدی ،فکر کردم تا بیای بیرون روز اول مدرسه رو از دست میدی
یونجی::
*دستشو مشت میکنه و سکوت میکنه*
[تو ذهنش:: از همشون [متنفرم]
کفششو میپوشه و تا مترو میدوعه
" البته رونا با ماشین شخصی ای که جلوی در پارک بود رفت"
"یونجی خوشش نمیاد مثل رونا باشه"
یونجی::بالاخره رسیدم هه هه
*نفس نفس زدن*
وای نه در مدرسه بستست
برم از دیوار بپرم؟...
اون پسر قد بلنده کیه؟یونیفرم مدرسه ی ما تنشه ... رو لباسش نوشته ...
مایلی به پارت بعد؟💝
https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
#قفل_قلب_یخ_زده
Part2
یونجی::چش تو چش شدیم فک کنم زیاد بهش خیره شد اون خیلی خ...خشگله
*گونه هاش قرمز شد*
*سریع سرمو میدم پایین*
حح
چی ... اون الان خندید ؟
*نگاه زیر چشمی* نه نخندید ولی داره نگاهم میکنه واییی
یونجی :: سلام ممن یونجین ههستم سال اولی *با صدای لرزون*
یونگ وو :: من یونگ وو سال سومی
*با صدای سرد*
یونجی:: تتو هم دیر کردی؟
یونگ وو ::آره... میخوای کمکت کنم بری بالا؟( از دیوار)
یونجی::لازم ...
یونگ وو*قلاب گرفت* بیا بالا
یونجی اما من سنگینم
یونگ وو درحال نگاه کردن به بدن لاغرش *سکوت کرد*
یونجی::باشه و رفت بالا ...
مایلی به پارت بعد؟💝
https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
#قفل_قلب_یخ_زده
Part3
لباسشو مرتب میکنه روش بر میگردونه و میبینه که یونگ وو جلو تر از اون رفته و دستشو بلند میکنه"
یونگ وو::خودافظ دختر کوچولو👋🏻
یونجی::
*خجالت میکشه*
"با صدای آرومی میگه من کوچولو نیستم"
یونگ وو::
*نیش خند میزنه...*
"یونجی وارد کلاس میشه"
" معلم یونجی رو میبینه و سرش غر میزنه"
معلم:: بشین صندلی کنار پنجره
*زنگ میخوره*
"یکی از همکلاسی های یونجی به اسم دونگ مین میاد سمتش"
دونگ مین :: سلامم من دونگ مینم *خیلی سریع*
یونجی:: سلام من یونجی هستم *خجالتی*
دونگ مین::از پنجره دیدم تو با جونگ وو بودی رابطه تون چیه؟؟ همو میشناسید؟؟ *با هیجان*
یونجی:: ام نه راستش باید میشناخمش؟
*گیج*
دونگ مین:: یعنی اونو نمیشی؟؟😧
یونجی::... نه...
دونگ می ::اون ...
مایلی به پارت بعد؟💝
https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
#قفل_قلب_یخ_زده
Part4
دونگ مین :: اون ...
خوش قیافه ترین و پولدار ترین پسر مدرسه مونه ولی خب خیلی سرده تا حالا هیشکی لبخندش رو ندیده
و سو مین یه دختره پولداره که دیوونه ی جونگ وونه هرکی بهش نزدیک بشه رو پشیمون میکنه شانس آوردی شما دوتا رو باهم ندید البته شاید دید...
*صدای کوبیدن در*
سومین:: هوی یونجی کدومتونه
کل کلاس تو سکوت فرو میره
*یونجی بلند میشه*:: مم...منم
*با استرس*
دو تا از زیر دستای سومین اومد بردنش تو یه راهروی خلوت
سومین::به جونگ وو ی من نزدیک نشوو *یه سیلی زد بهش*
سومین::دفعه ی بعد فقط با چنتا سیلی تموم نمیشه *دستشو اورد بالا*
که جونگ وو رسید دستشو گرفت هولش داد رو زمین
*سریع یونجی رو بغل کرد*
سومین سریع بلند شدو
سومین:: ا..اصلا اونجوری که فکر میکنی ن..نیست دا...شتیم ....*با صدای لرزون*
جونگ وو بر میگره با اخم میگه ::داشتین چی؟💢
مایل به پارت بعد؟💖
https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
#قفل_قلب_یخ_زده
Part5
سومین چشم غوره میری و سریع با زیر دستاش میره
جونگ وو یونجی رو میبره اتاق درمان
*رو زخمش پماد میزنه *
یونجی::معذرت میخوام...
جونگ وو::چرا؟*گیج*
یونجی::خب بخاطر من با کسی که دوستش داری دعوا کردی...
جونگ وو::کی بهت گفته که من اونو دوست دارم ؟*عصبانی*
یونجی:: خب همه میگفتن که خیلی دوست داره منم فکر که قرار میزارید
*دست پاچه*
جونگ وو :: اون فقط یه نچسب بود💢
یونجی::متاسفم
جونگ وو::نه من از دست تو عصبی نیستم فقط میدونی عاااا نمیخواستم اینجوری فکر کنی
*دست پاچه*
*یونجی میخنده* "تو ذهنش::اون اصلا سرد نیست شایعه ها از کجا اینو آوردن"
"تو ذهن جونگ وو:: الان فکر میکنه احمقم 💢"
یونجی::ممنون کمکم کردی⭐️
*بلند میشه که بره *
*پاش لیز میخوره *
*داره میفته که یهو یونجی میگیردش و باهم میوفتن رو تخت* (تخت مریضا)
که یکی از زیر دستای سومین میبینه و ازشون عکس میگیره و...
مایل به پارت بعد؟💖
https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
#قفل_قلب_یخ_زده
Part6
میزاره تو گروه مدرسه📱...
"یونجی سریع جونگ وو رو هول میده تند میره تو کلاس"
صبح تو مدرسه همه در باره ی رابطه ی یونجی و جونگ وو حرف میزدن سومین داشت دیوونه میشد
*یه دختر اومد سمت سومین*
دختر::سلام تو هم از یونجی متنفری نه؟
سومین::تو هم از اون متنفری؟اسمت چیه؟
دختره::اسمم رونا ، من یه نقشه دارم تا یونجی گورشو گم کنه 😈
سومین:: چییی؟؟هر نقشه ای داشته انجام میدم
*رونا نزدیگ گوش سومین میشه و ... *
*زنگ میخره همه تو کلاسن*
سومین در دفتر رو باز میکنه مدیر تا میبینه سومین لبخند میزنه
مدیر::چیشده خانومه سومین
*سومین یه دسته عکس چاپ شده میکوبه رو میز* (عکس یونجی و جونگ وو)
سومین:: این دختره باید اخراج شه
مدیر:: آخه اون شاگرد اول مدرسست پدرش هم از شما...
سومین::پدرش چی؟؟؟؟💢💢💢💢
مدیر::منظوری نداشتم خانوم همین الان میگم اون دختره رو بیارن دفتر...
مایل به پارت بعد ؟💖
https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
#قفل_قلب_یخ_زده
Part7
*صدای کوبیدن در*
معلم::کیه💢... او ببخشید... با کی کار دارید؟
::بگید یونجی بیاد
*یونجی بلند میشه میره*
*رفت تو دفتر*
میبینه سومین اینجاست
مدیر: تو از همین الان اخرا...
*صدای باز شدن در*
مدیر :اوو ا آقای جونگ وو *با استرس*
جونگ وو:داری چیکار میکنی؟🔪
مدیر:عا ممن؟ هیچی فقط یونجی رو تشویق کردم خوب ادامه بده*استرس*
جونگ وو:باشه پس ما میریم
*نگاه تهدید آمیز*
*دست یونجی رو میگیره و میرن*
از طرف نویسنده: سومین پماد سوختگی نیاز داره
یونجی:: ممنونم ...چرا همش کمکم میکنی؟
جونگ وو:: بخاطر...ام ... چون بامزه ای
"تو ذهنش:: من چرا کمکش میکنم؟واقعا چون اون بامزست بهش کمک میکنم ؟ اما کلی دختر دورم ریخته..."
*یونجی خجالت میکشه*
*یونجی میبینه هنوز دست همو گرفت *"دوباره مثل چت غیب میشه "
مایل به پارت بعدی؟💝
https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505