eitaa logo
اندکی تفکر
37.4هزار دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
1.7هزار ویدیو
83 فایل
❣️مدیر @EidQadir ❣️ثبت‌نام دوره‌ها @ttafakor_mostafa ❣️چله‌ تفکر 👈 تکنیک‌های رهایی‌ از افکار منفی، گناه و استرس | تقویت‌ اراده‌ و اعتماد به نفس ❣️تربیت فرزند👈 زیر ۱۴سال ❣️خواستگاری 👈انتخاب همسر ایده‌‌آل توضیح بقیه دوره‌ها👈پیام سنجاق شده در کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
بسیار زیبا نواختن برای خدا در زمان‌هاى قديم، مردی ساز-زن و خواننده‌‌ای بود؛ بنام"برديا" که با مهارت تمام، همیشه در مجالس شادی و محافل عروسی می‌نواخت و وقتی برای رزرو نداشت. بردیا چون به سن شصت سال رسید، روزی در دربار شاه می‌نواخت که خودش احساس کرد دستانش دیگر می‌لرزند و توان ادای نت‌ها را به طور کامل ندارد و صدایش بدتر از دستانش، می‌لرزید و کم کم صدای ساز و صداى گلویش، ناهنجار می‌شود. عذر او را خواستند و گفتند دیگر در مجالس نیاید. بردیا به خانه آمد، همسر و فرزندانش از این که دیگر نمی‌توانست کار کند و برای‌شان خرجی بیاورد، بسیار آشفته شدند. بردیا سازش را که همدم لحظه‌های تنهاییش بود، برداشت و به کنار قبرستان شهر آمد. در دل شب، در پشت دیوار مخروبه قبرستان نشست و سازش را به دستان لرزانش گرفت و در حالی که در کل عمرش آهنگ غمی ننواخته بود، سازش را برای اولین بار، بر نت غم کوک کرد و این بار برای خدایش در تاریکی شب، فقط نواخت. بردیا می‌نواخت و خدا خدا می‌گفت و گریه می‌کرد و بر گذر عمرش و بر بی‌وفایی دنیا اشک می‌ریخت و از خدا طلب مرگ می‌کرد. در دل شب، به ناگاه دست گرمی را بر شانه‌های خود حس کرد، سر برداشت تا ببیند کیست. شیخ سعید ابو الخیر را دید، در حالی که کیسه‌‌ای پر از زر، در دستان شیخ بود. شیخ گفت: این کیسه زر را بگیر و ببر در بازار شهر، دکّانی بخر و کارى را شروع کن. بردیا شوکه شد و گریه کرد و پرسید: ای شیخ! آیا صدای ناله من تا شهر می‌رسید که تو خود را به من رساندی؟ شیخ گفت هرگز؛ بلکه صدای ناله مخلوق را قبل از این که کسی بشنود، خالقش می‌شنود و خالقت مرا که در خواب بودم، بیدار کرد و امر فرمود کیسه زری برای تو در پشت قبرستان شهر بیاورم که مخلوقی مرا می‌خواند، برو و خواسته او را اجابت کن. بردیا صورت در خاک مالید و گفت: خدایا عمری در جوانی و در شادابی‌ام با دستان توانا سازهایی زدم براى مردم این شهر، اما چون دستانم لرزید، مرا از خود راندند و فقط یک بار برای تو زدم و خواندم؛ اما تو با دستان لرزان و صدای ناهنجار من، مرا خریدی و رهایم نکردی و مشتری صدای ناهنجار ساز و گلویم شدی و بالاترین دستمزد را پرداختی. تو تنها پشتیبان ما در این روزگار غریب و بی‌وفا هستی. به رحمت و بزرگیت سوگندت می‌دهیم که ما را هیچ وقت تنها نگذار و زیر بار منت ناکسان قرار نده. 🌷 @ttafakor
رشد اندیشه و رسیدن به مقام خلوت تفکّر، موجب می‌شود که ندای وجود و صدای هستی، شنیده شود و شنونده، خودش را در اختیار آن قرار دهد. 🌷 @ttafakor
اندکی تفکر
#کلیپ عادت خوب نیست، حتی به کار خوب #کانال_اندکی_تفکر #مصطفی 🌷 @ttafakor
از کجا بفهمیم که عبادت ما، «عبادت» است نه «عادت»؟ اخلاق معنایش این است که انسان اراده خودش را بر عادات و بر طبایع خود غلبه بدهد؛ یعنی اراده را تقویت کند، به طوری که اراده بر آنها حاکم باشد، حتی اراده باید بر عادات خوب هم غالب باشد، چون کار خوب اگر کسی به آن عادت پیدا کرد، خوب نیست؛ مثلا ما باید نماز بخوانیم، اما نباید نماز خواندن ما شکل عادت داشته باشد. از کجا بفهمیم که نماز خواندن ما عادت است یا نه؟ باید ببینیم آیا همه دستورات خدا را مثل نماز خواندن انجام می‌دهیم؟ اگر این‌طور است، معلوم می‌شود که کار ما به خاطر امر خداست، اما اگر ربا را می‌خوریم و در عین حال، نماز را هم با نافله‌هایش می‌خوانیم، یا اگر خیانت به امانت مردم می‌کنیم، ولی زیارت عاشورایمان هم ترک نمی‌شود، می‌فهمیم که اینها عبادت نیست، عادت است. به نقل از استاد مطهری، اسلام‌ونیازهای زمان، ج۱، ص۲۱۱ 🌷 @ttafakor
امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام: خردمندترینِ مردمان، کسانی‌اند که بیشتر در عواقب کارها بیندیشند. به نقل از غررالحکم، حدیث۳۳۶۷ 🌷 @ttafakor
اندکی تفکر
#روایت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام: خردمندترینِ مردمان، کسانی‌اند که بیشتر در عواقب کارها
کمک میده به شما که ذهن‌تان فعال‌تر شود تا در نتیجه بتوانید بیشتر به فکر عواقب کارهای‌تان باشید. مسئول ثبت‌نام دوره تفکر و خواستگاری:👇 @EidQadir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امیرالمؤمنین امام علی ‌علیه‌السلام: فکر کن تا دوراندیش شوی و چون همه جوانب کار برایت روشن شد، آن‌گاه تصمیم قطعی بگیر. 📚 به نقل از میزان‌الحکمه، جلد۳ 🌷 @ttafakor
زنی پسرش به سفر دوری رفته بود و ماه‌ها بود که از او خبری نداشت، بنابراین زن دعا می‌کرد که او سالم به خانه باز گردد. این زن هر روز به تعداد اعضاء خانواده‌اش نان می‌پخت و همیشه یک نان اضافه هم می‌پخت و پشت پنجره می‌‌گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آنجا می‌گذشت، نان را بردارد. هر روز مردی کمرخمیده از آنجا می‌گذشت و نان را بر می‌داشت و به جای آنکه از او تشکر کند می‌گفت: هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی. این ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینکه زن از گفته‌های مرد ناراحت و رنجیده شد و پیش خود گفت: نه تنها تشکر نمی‌کند، بلکه هر روز این جمله‌ها را به زبان می‌آورد. نمی‌دانم منظورش چیست. یک روز که زن از گفته‌های مرد کاملا به تنگ آمده بود، تصمیم گرفت از شر او خلاص شود، بنابراین نان او را زهرآلود کرد و آن را با دست‌های لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت: این چه کاری است که می‌کنم؟ و بلافاصله نان را برداشت و در تنور انداخت و نان دیگری برای مرد پخت. مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف‌های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت. همان شب در خانه پیر زن به صدا در آمد. وقتی که زن در را باز کرد، فرزندش را دید که نحیف و خمیده، با لباس‌هایی پاره، پشت در ایستاده بود. او گرسنه، تشنه و خسته بود، در حالی که به مادرش نگاه می‌کرد، گفت: مادر در چند فرسنگی اینجا، چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می‌رفتم، ناگهان مردی قدخمیده‌ای را دیدم که به سراغم آمد. از او لقمه‌ای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت: این تنها چیزی است که من هر روز می‌خورم، امروز آن را به تو می‌دهم؛ زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری. وقتی که مادر این ماجرا را شنید، رنگ از چهره‌اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهرآلودی برای مرد قدخمیده پخته بود و اگر به ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود، فرزندش نان زهرآلود را می‌خورد. به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان مرد گوژپشت را دریافت: هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی 🌷 @ttafakor
که پایین بیاد، سطح فرهنگ هم پایین میاد. مدل حرف زدن و کارهایی که انجام میدیم، نشان از شخصیت و فرهنگ هر انسانی است. چیزی که سبب شده، فرهنگ و شخصیت بعضی خیلی سریع سقوط کنه، و مخصوصا این گروه چت‌ها می‌باشد. 🌷 @ttafakor
هدایت شده از اندکی تفکر
یه‌ بار بیشتر قرار نیست به این دنیا بیام بعضیا میگن ما یه‌بار بیشتر قرار نیست به این دنیا بیاییم، پس ما را ول کنید و محدود به قوانین دین نکنید تا هر کاری دل‌مان خواست انجام بدیم، خوش باشیم. درست که ما یه‌بار بیشتر به این دنیا نخواهیم آمد، اما در عوض قراره بی‌نهایت عمر در بهشت یا جهنم زندگی کنیم. سوخت و انرژی حرکت تو در آخرت، از این دنیا تامین می‌شود. اگر در این دنیا که یه‌بار بیشتر هم قرار نیست در آن زندگی کنی، رها باشی و تنها دنبال دل و لذّت طلبی باشی، یقین بدان سوخت و انرژی لازم برای زندگی در ابدیت را نخواهی داشت و یقینا با مشکل مواجه خواهی شد. حالا یه سوال: این دنیا که موقت و گذراست، ارزشش بیشتره یا آن دنیایی که بی‌نهایت قرار است، زندگی کنیم؟ هیچ عاقلی به خاطر زندگی چند روزه، به خاطر هوس چند روزه، ابدیت خود را نابود نمی‌کند. شدن، چنین آثاری دارد که به تو کمک می‌کند توان تحمل گذر از این دنیای گذرا و چشم‌پوشی از هوس‌های آن را به دست آوری. 🌷 @ttafakor
هدایت شده از اندکی تفکر
یادته کلاس اول که بودی از املا میترسیدی؟ نگذشت؟ رد نشد؟ يادته واسه ریاضی راهنمایی ترس داشتی؟ الان چی؟ اصلا یادت میاد امتحانش رو؟ یادته واسه امتحان نهایی‌های دبیرستان تا صبح بیدار موندی؟! یادته واسه کنکور چه روزا و شبایی رو با استرس و نگرانی گذروندی؟! ولی الان چی؟ یه لحظه از اون استرس‌ها موند؟ تموم نشدن؟! نمیدونم الان تو چه مرحله‌ای هستی و داری چه فشاری رو تحمل می‌کنی، ولی همش رد میشه... الکی خودتو اذیت نکن رفیق و به خودت استرس نده!... هنوز نفهمیدی که در تموم لحظه‌هات، خداوند کنارته و داره بات قدم میزنه می‌گذرد و تنها خدا باقیست 🌷 @ttafakor