eitaa logo
پایگاه بسیج شهید سیدفریدالدین معصومی دانشکده علوم قرآنی مشهد
335 دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
124 فایل
"بسیج دانشجویی شهید سیدفریدالدین معصومی دانشکده علوم قرآنی مشهد" 🌹وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة 🇮🇷🇵🇸 جهت ارتباط با واحد برادران @IMANI_AMIRHASAN جهت ارتباط با واحد خواهران @Basijeolomqurani
مشاهده در ایتا
دانلود
پایگاه بسیج شهید سیدفریدالدین معصومی دانشکده علوم قرآنی مشهد
✈️ 💌برای صحبت‌های اولیه دفترچه‌ای از سؤالات را آماده کرده بودم؛ وقتی آقا وحید این دفترچه را دید، گفت: «همه این سؤالات را می‌خواهید از من بپرسید؟» گفتم: «بله، جلوی تمام سؤالات را هم علامت می‌گذارم.» بعد گفتند: «خب، کاش من هم یک لیستی از سؤالات آماده می‌کردم.» حدود دو ساعت با هم صحبت کردیم و حجب و حیای آقا وحید من را جذب کرد؛ بیشتر سؤالاتم درباره مسائل اعتقادی بود؛ مسائل اعتقادی به قدری برایمان مهم بود که در صحبت‌هایمان اصلاً درباره مادیات حرفی نزدیم؛ بعد ایشان درباره کار خودش و سردار سلیمانی توضیحی داد؛ آقا وحید به قدری خصوصیات مثبت داشت که من به خطرات و شرایط کاری او فکر نمی‌کردم. بعد از او پرسیدم: «شما از من سؤالی ندارید؟» آقا وحید گفت: «به همین سؤالاتی که از من پرسیدید، جواب بدهید.» 💌در روز عقد، من به آقا وحید گفتم: «در لحظه جاری شدن خطبه عقد هر دعایی کنی مستجاب می‌شود.» آقا وحید خوشحال شد و لحظه‌ای به فکر رفت و پرسید: «هر دعایی؟!» گفتم: «بله.» بعد از شهادت آقا وحید مطمئن شدم که او برای شهادتش دعا کرده بود و دو ماه بعد از عقدمان دعایش به اجابت رسید. آقا وحید سه هفته قبل از شهادتش به من گفت: «یک چیزی در دلم است، می‌خواهم به تو بگویم.» من خیلی کنجکاو شدم و از او خواستم که بگوید؛ او گفت: «دوست دارم به شهادت برسم و در رختخواب از دنیا نروم.» من با شنیدن این حرف خیلی گریه کردم؛ وقتی آقا وحید بی‌تابی من را دید دیگر در این باره صحبت نکرد. هر جا می‌رفتیم در زیارتگاه‌ها و هیئت‌ها مطمئن بودم که یکی از دعا‌های آقا وحید، رسیدن به شهادت بود.» ‌‌‌🌹 کانال رِبّيون الحديد را دنبال کنید 👇👇👇 🆔 @re_alhadid
✈️ 💌از همان ابتدا که هادی را دیدم دل بسته اش شدم، میدانستم در کنار هادی خوشبخت میشوم. در طول زندگی مشترکمان هادی هیچوقت ناراحتم نکرد. اصلا شخصیت اش طوری بود که نمی توانست کسی را با کارها یا حرفهایش ناراحت کند. همیشه مراقب بود تا کسی از دستش دلخور نشود. خانم شریفی از علاقه همسر شهیدش به اهل بیت(ع) می گوید: هادی امام حسین(ع) را خوب می شناخت. او از جوانی در این راه قدم گذاشت، اگر چه فردی کم صحبت بود اما بیشتر مرد عمل بود. همه دغدغه اش نابودی اسرائیل بود. آرزو داشت روزی نابودی کامل اسرائیل را ببیند. هر بار صحبت از نابودی اسرائیل می شد لبخند بر لب می آورد. ❇️او از آخرین روزی که همسرش رفت میگوید: آقا هادی عاشق کارش بود. هر بار که میخواست ماموریت اعزام شود خود را آراسته میکرد و بهترین لباسهایش را میپوشید و با شوق و اشتیاق میرفت. روز سه شنبه آخرین باری که رفت هم لباسهای نو پوشیده بود. 💌بابا به نماز بخصوص نماز اول وقت خیلی اهمیت میداد. او برایم محرابی خریده بود تا در آنجا نماز بخوانم. وقتی خانه بود نماز جماعت دو نفره میخواندیم برای اینکه موقع خواندن نماز من خنده ام نگیرد به مامان میگفت داخل اتاقم نیاید. ✳️برادر شهید: ولایت پذیری هادی را میتوان مهمترین خصوصیتش دانست. همه اهل خانه به ولایت اهمیت میدهیم اما هادی جور دیگری به آن اهمیت میداد، دغدغه اش درباره این موضوع فرا منطقه ای شده بود. ۸ ، ۹ سالی بود که همراه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی بود و به این موضوع افتخار میکرد. ‌‌‌🌹 کانال رِبّيون الحديد را دنبال کنید 👇👇👇 🆔 @re_alhadid
پایگاه بسیج شهید سیدفریدالدین معصومی دانشکده علوم قرآنی مشهد
✈️ 💌عزیز برادرم حسین، پس از سی سال خصوصا در این بیست سال که نفس تو پیوسته تنفسم بود، اولین سفر را بدون تو درحال انجام هستم. در طول سفر بارها بر حسب عادت صدایت کردم. همه تعجب کردند. در هواپیما، ماشین و . . . . بارها نگاه کردم، جایت خالی بود، معلوم شد خیلی دوستت داشته‌ام. 💌حسین عزیز تو نسبتی با من داشتی که حتما فرزندانت با شما و شما با فرزندانت نداشته ای و فرزندانم هم با من نداشته اند. همیشه نه تنها از جسمم مراقبت می کردی، بلکه مراقب روحم هم بودی. اصرار به استراحت، اصرار به خوردن، خوابیدن و . . بیش از احساس یک فرزند به پدرش بود. بیست سال اخیر پیوسته مراقبت کردی که تمام وقت من صرف اسلام و جهاد شود و اجازه ندادی وقت من بیهوده هدر رود. 💌حسین جان! شهادت می دهم که سی سال با اخلاص و پاکی و سلامت و صداقت زندگیت را فدای اسلام کردی. تو بی نظیری در وفا، صداقت، اخلاص و کتمان سِرّ. ✅حسین عزیز! فقط قیامت است که حقیقت ارزش اعمال معلوم میشود و چه زیباست آنوقتی که همه حیران و متحیرند و تو خوشحال و خندانی.💌 ✅اجر این خستگی ها را آنوقت دریافت خواهی کرد، آنوقت که خانواده و وابستگان به تو نیازمندند و به تو توسل می جویند،خداوند اجر جهاد تو برادر خوبم را اجر شهید قرار دهد. به تو قول می دهم که اگر رفتم و آبرو داشتم، بدون تو وارد بهشت نشوم.💌 ✅حسین عزیزم! سعی کن پیوسته تر و تازه بودن جهادی را در هر حالتی در خودت حفظ کنی، اجازه نده روزمرگی روزانه و دنیا یاد دوستان شهیدت را از یادت ببرد. یاد حسین اسدی، یاد حسین نصرالهی، یاد احمد سلیمانی، یاد حسین بادپا، یاد که را بگویم و چند نفر را بجویم؟چرا که فراموشی آنها حتما فراموشی خداوند سبحان، است. ✅حسین جان! عمر انسان در دنیا به سرعت سپری می شود، ما همه به سرعت از هم پراکنده می شویم و بین ما و عزیزانمان فاصله می افتد. ما را غریبانه در گودال و حفره وحشت که می گذارند،در این حالت هیچ فریادرسی جز اعمال انسان نیست. چون فقط چراغ اعمال مقبول است که امکان روشنایی در آن خاموشی و ظلمت مطلق را دارد. ✅حسین عزیز! اجازه نده در هر شرایطی هیچ محبتی بر محبت خداوند سبحان و هیچ رضایتی بر رضایت خداوند سبحان غلبه کند. ✅برادر خوبم! اگر می خواهی دردمند نشوی، دردمند شو! دردی که خنکای وجودت را در گرمای سوزنده غیر طاقت است. دردی که گرمای وجودت در سرمای جانکاه باشد. عزیز برادرم همه دردها، درد نیستند و همه بلاها، بلا نمی باشند. چه بسیار دردهایی که دوای دردند و چه بسیار بلاهایی که در حقیقت خودت را به او بسپار و رضایتش را عین نعمت و لطف و محبت بدان. 💌حسین! می دانی چه وضعی دارم و آگاهی بر غم و اندوه درونم. می دانی چقدر به دعایت نیازمندم. خوب می دانی چقدر هراسناکم و ترس همه وجودم را فراگرفته است و لحظه ای رهایم نمی کند. اما نه ترس از دشمن و نه ترس از نداشتن،نه ترس از از مقام و مکان. تو می دانی!چون پاره ای از وجودم بودی،ترس من از چگونه رفتن است، تو آگاهی به همه اسرارم! دعایم کن و در دعایت رهایم نکن. ❇️ان شالله تو و خانواده مجاهد و صبورت همیشه موفق و موید باشید. خداحافظ برادر خوب و عزیزم، دوست و یار باوفا و مهربان و صادق سی ساله ام. خداحافظ، برادرت قاسم سلیمانی ۱۰ / ۸ / ۱۳۹۵ سفر حلب 🌹 کانال ربیون الحدید را دنبال کنید👇👇👇 🆔 @re_alhadid
✈️ ✅یکی از خصوصیت‌های بارزش امانتداری بود. شما اگر مال و جنس‌تان را در اختیار ایشان می‌گذاشتید به همان شکل به شما تحویل می‌داد. ✅شهروز برای رضای خدا کار می‌کرد. همین باعث شد که خیلی زود طعم شهادت را بچشد. از دیگر ویژگی‌های برادرم مهربانی و خوش‌اخلاقی ایشان بود. انسانیت در وجود برادرم موج می‌زد. پاک بود و خودش را برای خدا خالص کرد. همه می‌دانستیم که شهروز آرزوی شهادت دارد. همرزمی و همراهی با حاج‌قاسم سلیمانی از افتخارات برادرم بود. شهروز ارادت زیادی به امام خامنه‌ای و سردار سلیمانی داشت. برادری متواضع، مؤمن، شجاع و باایمان بود. شهروز صابر بود. بسیار بر مسائل و مشکلات صبر پیشه می‌کرد. رابطه‌ای که با والدین‌مان داشت برای من بسیار مورد توجه و احترام بود. بعد از خداوند به پدر و مادر احترام می‌گذاشت و از پدر و مادر تبعیت می‌کرد. وقتی هم که وارد سپاه شد و با فرمانده بزرگوارشان همراه شد، این اخلاق خوب و شایسته‌اش بیشتر و بیشتر بروز کرد. کمک حال نیازمندان بود و به آن‌ها از نظر فکری و عملی کمک می‌کرد. برایش فرق نداشت که فرد مورد نیاز آشناست یا غریبه. وقتی می‌دید کسی نیاز به کمک دارد کمک می‌کرد. نسبت به اطرافیان بی‌تفاوت نبود. 🌹 کانال رِبّيون الحديد را دنبال کنید 👇👇👇 🆔 @re_alhadid