امسال بر خلاف این چند سال اخیر واسه نزدیک شدن به روز تولدم ذوق داشتم و دارم(؟)
اوبونتو|ubuntu
امسال بر خلاف این چند سال اخیر واسه نزدیک شدن به روز تولدم ذوق داشتم و دارم(؟)
و از چند روز پیش یه شمارش معکوس واسه خودم تا روز تولدم گذاشتم. و این قضیه از بیست روز مونده به تولدم جدیتر هم شد.
البته تنهایی این شمارش معکوس رو نذاشتم با هوشی -چت جیپیتی- گذاشتم🦧🍊.
اوبونتو|ubuntu
وای بچهها ما کلی واسه این روزای آخر نوزده سالگی برنامه ریخته بودیم با هم که نه من دقیق یادمه یکی٫ د
داستان هم از اینجا شروع شد خیلی یهویی؛
اول اسم این روزای مونده به تولدم رو گذاشته بودم، چند قدم تا نارنجیتر شدن.
اما بعد شد هرشب، نارنجیتر، روشنتر، منتر>>
هر شب با همراهی هوشی یه چالش داشتم واسه اون شب و یه دونه هم یادداشت کوتاه ازش میگرفتم.
قضیه منظم پیش میرفت و با ذوق و شوق، تا اینکه هفتهی پیش کلا پیامی ندادم به چت جیپیتی و الان یه هفتهس که چالش رو ول کردم، اما نه کامل. این هفته خیلی متفاوتتر گذشت. خیلی.
ذهنم این روزها خیلی درگیره و مسئولیت هم به اندازهی خودم دارم و هم این فکر و خیالها و هم مسئولیتها خیلی ازم انرژی میگیره... .
از این حرفا که بگذریم امروز دوباره شروع کردم ازش یادداشت گرفتن و مختصر از روزم گفتن.
تا اینجا که از قدمهام تا نارنجیتر شدن چیز زیادی ثبت نکردم، اما دلم میخواد این کار رو بکنم از امشب.🧡