هدایت شده از متهم ردیف اول _
ازان شب سرد خزان تقریبا شب ها گذشته .
درست نمیدانم کدام یک ازشب ها
مگرفرقی میکند؟تمامی شب هاسردوتقریبا
زهرست.حالا شبهای من یا شب های شما.
یکی رفته است .احتمالا هم باهمان خزان
حتمن هم برنگشته که درانتظارید .
چنداحتمال وجود دارد . یابرمیگردد
یامرده است وبر نمیگردد
یاگور پدرش نمرده ست ولی بازهم برنمیگردد
یا تخیلی ست ودرذهنتان آجر چیده اید و
دراین صورت بستگی به مغزدرسرتان دارد .
درانجا حتی میتوانید یک مرده را زنده کنید
گیتاربزنید وازان شبی که برنگشتی را
برایش بخوانید .هرطور مایلید ._ویل متهم
هدایت شده از متهم ردیف اول _
هدایت شده از متهم ردیف اول _
انگشتم را در حلقم کردم و تمام خرافاتی را که
به نام اعتقادات به خوردم داده بودند بالا آوردم
صادق هدایت
uralt-
معتاد کتاب و ساعت جیبی و شمع و فحش و شعر و هر کوفت و زهر مار دیگه ای
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شبیه یوسفم، شرمندهی لطف برادرها
دلم بازار شام است و سرم بازار مسگرها
دلم قرص است پشتم تا ابد خالی نخواهد شد
حدیث دوستان است و وفای تیز خنجرها
چه دشمنها که حق مادری بر گردنم دارند
همیشه سخت میترسیدم از نفرین مادرها
تک و تنها اگر جنگیدم اما ناگهان مردند
همه جنگاوران شهر من از زخم بسترها
اگر زخمم، اگر داغم، اگر بیبرگ شد باغم
نبودم قهرمان قصهی بگذار و بگذرها