eitaa logo
وادی | ᴠᴀᴅɪ
10 دنبال‌کننده
160 عکس
10 ویدیو
0 فایل
وادی؟؟ صحرا ؛ مخفف واژه دیوونه به زبانی بومی🐢. پ.ن : دیوانگی ، رستگاری عاقلهاست ؛ لطفا دیوانه باشید . . - [ فرهنگ فوروارد داشته باشیم! ] - - - و ناشناسی ك در کنج قلبِ دیوانگان ؛ خاك میخورد !("
مشاهده در ایتا
دانلود
Masoud SadeghlooAUD-20210730-WA0006.mp3
زمان: حجم: 3.7M
من کنارت حالم خیلی خوبه‌ها ؛ درگیرتم . . صدات ؛ چشات ؛ خندهات ؛ موهات!(: لبخند آرومت . . خود آرامشی تو با اون چشمات . . این دوتا چشمام تر ؛ میشه وقتی دور میشی (: - شب بخیر -
اگه دست من بود همه قاصدکای خبر خوب رو میفرستادم سمت تو . . هرچی پیراهن چهارخونه بود رو برات میخریدم(: هروقت میخواستی میگفتم بارون بباره!. اگه دست من بود میبردمت روی رنگین کمون سرسره بازی کنی ؛ اما هیچی دست من نیست . حس میکنم با کلمات نمیتونم نشون بدم چقدر دوست دارم ..
دخترك پاییزی ؛ چندین سال پیش همین موقع‌ها تصمیم بر این شد که به دنیا بیای و این حرفا . . و خب بخوام کاملا خلاصه‌وارانه بگم ؛ برات اشکایی رو آرزو میکنم که از خوشحالی باشه ؛ و خندهایی که از ته دل باشه . .) - و اما سالگرد زمینی شدنت مبارك💛. . - @thanato ؛
‹ خاطره از چیزی که فکر می‌کنی به یاد موندنی‌تره . . › مهم نیست چندماه یا چندسال گذشته باشه ، همیشه باید منتظر باشی تا یه جایی که نباید یقه‌ات رو بگیره . یه بار بهش گفتم ؛ - آدمای مثل تو زیاد نیستن که به دادِ همه برسن ، اما الان بقیه برام مهم نیستن ، مهم اینه که کنارمی . . تو باید جای من می‌بودی ، تا از بودن کنارِ یکی مثلِ خودت لذت ببری . . نگاهم کرد و گفت ؛ - توی چشم بودن ، آدم رو تکراری می‌کنه برای عزیز موندن ، باید کم‌ پیدا باشی (: انگار ترس رو توی چشمام دیده باشه ادامه داد ؛ - به خودت نگیر، کلی گفتم . . سال‌ها بعد یه یادداشت پیدا کردم ؛ با یه دست‌خط آشنا . از یه آشنای خیلی دوووور(: اسمش روش بود ، با یه شماره تماس ، با یه آدرس که زیرش نوشته بود - فراموشت نمی‌کنم - خاطره این‌جوریه که یه شب ؛ - درست توی لحظه‌ای که از همیشه بی‌پناه‌تری - دست می‌ندازه زیرِ گلوت و راهِ نفس کشیدنت رو می‌بنده . دست خودم نبود ، حس کردم چقدر دلم براش تنگ شده . خیلی تنگ . .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
‹ خاطره از چیزی که فکر می‌کنی به یاد موندنی‌تره . . › مهم نیست چندماه یا چندسال گذشته باشه ، همیشه ب
آدم دلتنگ ، کم طاقت می‌شود . دانه‌های یاد ، جمع می‌شوند از گوشه و کنار سرزمین ذهن ، تیغ می‌شوند به جان رگ‌های صبوری . نه که حلال نباشد خونت پیش پای خیال یار ، نه . طاقت می‌خواهد سوختن و دم نزدن ، که مبادا بشنود حالت خراب است و از نو از تو خسته شود . . آدم دلتنگ ، درخت خشک بیابان‌های دور است ، بی‌دعای باران و در التماس صاعقه . . فقدان ، حقیقت جاری دقایقش می‌شود و مثل ساعت شنی کم می‌شود و کم می‌شود و کم می‌شود و بعد ، یک وقتِ بی‌وقت ، تمام می‌شود بی آن‌که کسی خبردار شود . آدم دلتنگ ، نه که نخواهد ، نمی‌تواند منفک شود از خیال آن‌که دل را برد و رفت و وقت وداع به لبخندی آب بر آتش اشتیاق نریخت . . آدم دلتنگ ، می‌شکند چون زورش به غم‌هایش نمی‌رسد . . مثل نهنگ نشسته به ساحل ، که زورش به ازدحام شنها نمی‌رسد!(:
بعضی وقتا یجوری میشی که نه حوصله خودتو داری ؛ نه حتی حوصله کارایی که از ته دل بهشون علاقه داری . . نمیدونی دلتنگی ، از چیزی ناراحتی ، عصبی هستی ، اصلا نمیدونی چته! دقیقا خوده عالم برزخ ؛ نه میتونی خوب باشی ، نه میتونی ناراحت باشی ، فقط ناچار لحظه‌ها رو میگذرونی . .)
- @tiekaal ؛ یا یکیتون بره ؛ یا ۱۱ نفرتون پاشه بره👀! بالاخره رند شه . .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا