eitaa logo
وادی | ᴠᴀᴅɪ
10 دنبال‌کننده
160 عکس
10 ویدیو
0 فایل
وادی؟؟ صحرا ؛ مخفف واژه دیوونه به زبانی بومی🐢. پ.ن : دیوانگی ، رستگاری عاقلهاست ؛ لطفا دیوانه باشید . . - [ فرهنگ فوروارد داشته باشیم! ] - - - و ناشناسی ك در کنج قلبِ دیوانگان ؛ خاك میخورد !("
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی آدمای درونگرا ؛ با اون یه‌نفری که واسشون با بقیه فرق داره ، تا ابد تو ذهنشون حرف میزنن :))
انقدری هوا سرد بود که تا مغز استخونم پیش رفته بود ولی این سرما باعث نشد که برگردم خونه . بدنم سر سر شده بود ، آروم قدم برمیداشتم ، قدمام سست تر از قبل شد . اینطوری بگم که به خودم اومدم دیدم خیلی وقته افتادم! زمانو گم کرده بودم ، با گذاشته شدن دست خانومی رو شونم به خودم اومدم .. خوبی؟! فقط تونسم با حرکت سرم بهش بفهمونم حالم خوبه . یه قدم برداشتم ، دیدمش! باز هم توهم؟ چشمام بارونی شد ، زیر لب به خودم بد و بیراه میگفتم بابت این خیالاتی شدنم ولی واقعی بود ، اروم اروم نزدیکم میشد اینقدری نزدیک که هرم نفساش به صورتم میخورد . شال گردنشو از گردنش باز کرد دور گردنم بست . یه قطره اشک مهمون گونه یخ زدم شد . مهمونم ! دوردونه قلبم از راه دور بخاطر من اومده ؛ اخماشو کرد تو هم و با حرص گفت ؛ مگه صد بار نگفتم اشکات حالمو بد میکنه؟ مگه صد بار گفتم لباس زیاد بپوش؟ مگه نمیدونی بدنت ضعیفه زود سرما میخوری؟!! خنده اومد رو لبام ، ایندفعه رویا نبود ، خودش بود . خندمو که دید با حرصی که تشدید شده بود گف ؛ بایدم بخندی وقتی من دارم حرصتو رو میخورم . میترسیدم از اینکه بره ، تنهام بزاره و تمام فکرای توی سرم پوچ بشه ، دنبال یه اطمینانی از سمتش میگشتم ، آروم لب زدم جوری که بعید میدونستم بشنوه .. نرو ! شنید ، تو چشمام نگاه کرد .. هیچ جا آرامشی که پیش تو دارمو ، جای دیگه ندارم ، من . . منتظر ادامه حرفش بودم ، همه احساسو عشقو از چشماش میخوندم ، شایدم چون دنبال این بودم که خودمو توجیح کنم ... دوست دارم . همین یه جمله کافی بود تا منو از افکار پوچ توی سرم بیرون بکشه ! با انگشتش اشکمو پاک کرد و گفت ؛ حالا خودتو لوس نکن بیا بغلم ببینم جوجه . .
من همونیم که روی شیشه‌ی بخار گرفته کنار اسمت قلب میکشم ؛ همونی که وقتی بارون میباره میگم کاش بودی بدون چتر بریم زیر بارون قدم بزنیم ؛ همونی که باهات میشینه کف خیابون ساندویچ چرک میخوره ؛ من همونم که وقتی یکم رفتارت عوض میشه ، میشینه زل بزنه به ترک دیوار که چیکار کرده که حالت اینه !(.
‏ولی بدترین حس دنیا وقتی که با تموم وجود میخوای به کسی که دوسش داری کمک کنی ؛ ولی نمیتونی . .
متواری حرف قشنگی زد ، می‌گفت که ؛ ‏کسی که فاصله را آفرید ؛ کاش امکان بغل کردن از راه دور را هم خلق می‌کرد . .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از - ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
- نیازمند اندکی ممبر .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
؛
به قول عمه ؛ تقصیر من نیست ؛ اگه یه وقتایی زیادی روت حساسم . .