من همونیم که روی شیشهی بخار گرفته کنار اسمت قلب میکشم ؛
همونی که وقتی بارون میباره میگم کاش بودی بدون چتر بریم زیر بارون قدم بزنیم ؛
همونی که باهات میشینه کف خیابون ساندویچ چرک میخوره ؛
من همونم که وقتی یکم رفتارت عوض میشه ، میشینه زل بزنه به ترک دیوار که چیکار کرده که حالت اینه !(.
ولی بدترین حس دنیا وقتی که با تموم وجود میخوای به کسی که دوسش داری کمک کنی ؛
ولی نمیتونی . .
متواری حرف قشنگی زد ، میگفت که ؛
کسی که فاصله را آفرید ؛
کاش امکان بغل کردن از راه دور را هم خلق میکرد . .