من و از دور تماشای گلستان کسی
به نسیمی شده خرسند ز بستان کسی
در نظر نعمت دیدار و به حسرت نگران
دستها بسته و مهمان شده بر خوان کسی
زیر بار سرم این دست بفرساید، بِه!
ز آنکه دستیست که دور است ز دامان کسی
پادشاهان و نکویان دو گروه عجبند
که نبودند و نباشند به فرمان کسی
وحشی از هجر تو جان داد، تو باشی زنده
زندگیبخش کسی، عمر کسی، جان کسی
[#وحشی_بافقی]
[#فکت_قوی] :
سکوت
همیشه به معنای رضایت نیست ...
گاهی یعنی خسته ام
از اینکه مدام به کسانی که
هیچ اهمیتی برای فهمیدن
نمی دهند توضیح دهم!
اخیراً در گوشه ی این ذهن پر تلاطم مینشینم و به آواز گوش خراش وجدان سردرگمم گوش میدهم
واژه ها مانند عابران ِپیاده هرکدام به یک سو سفر میکنند، خلوتی برای خود بر میگزینند و در آنجا باقی عمرشان را سپری میکنند ...
به قول یک بنده خدایی "واژه ها در ذهن ها معنای متفاوت دارند" به راستی چرا ؟
[من]
من به آمار زمین مشکوکم
اگر این سطح پر از آدمهاست
پس چرا این همه دلها تنهاست ...؟!
[#سهراب_سپهری]
هدایت شده از Manphor?!
ینی کلا از بعد اذان مغرب تا دوازده شب خونه بمونم دیوونه میشم