تو توانا شدی ای دوست که باری بکشی
نه که بر دوش گران بار نهی باری چند
[#پروین_اعتصامی]
چه خیال است که دیوانه و شِیدا نشویم؟
بوی مُشکیم، مَحال است که رُسوا نشویم
عشق ما را پِیِ کاری به جهان آورده است
ادب این است که مشغول تماشا نشویم
[#صائب_تبریزی]
من؛
در این
خلوت خاموش سکوت،
اگر از یاد تو
یادی نکنم،
می شکنم ...
[#سهراب_سپهری]
دریچه باز قفس بر تازگی باغها سر انگیز است.
اما، بال از جنبش رسته است.
وسوسه چمن ها بیهوده است.
میان پرنده و پرواز، فراموشی بال و پر است.
در چشم پرنده قطره بینایی است:
ساقه به بالا می رود. میوه فرو می افتد.دگرگونی غمناک است.
نور، آلودگی است. نوسان، آلودگی است. رفتن، آلودگی.
پرنده در خواب بال و پرش تنها مانده است.
چشمانش پرتوی میوه ها را می راند.
سرودش بر زیر وبم شاخه ها پیشی گرفته است.
سرشاری اش قفس را می لرزاند.
نسیم، هوا را می شکند: دریچه قفس بی تاب است.
[#سهراب_سپهری]
[سوره فصلت] :
وَلَا تَسْتَوِي ٱلْحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ ٱدْفَعْ بِٱلَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُۥ عَدَٰوَةࣱ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمࣱ(٣٤)
نيكى و بدى يكسان نيست [بدى را] با بهترين شيوه دفع كن؛ [با اين برخورد متين و نيك] ناگاه كسى كه ميان تو و او دشمنى است [چنان شود] كه گويى دوستى نزديك و صميمى است.