دوچرخه تنها ماشین زمان است
که هر کودکی آن را میفهمد .
با هر پدال زدن ،
خیابانهای خاکستری شهر
ناگهان به رودخانههایی از نور
تبدیل میشوند و باد ،
رازهایی را در گوشت زمزمه میکند
که فقط موهای ژولیدهی
یک بچهء ده ساله میتواند بشنود .
چشمی که حسینی است ؛
تمام هستی را صحنه جلوهگری
نگار حسین خواهد دید .
عالم کجاست ؟ آیینه ذات محبوب ...
_مجلس ۱۴ کتاب نورخدا✨ .
این رو چهار روز ِپیش نوشتم
و الان که میخونمش ..
اتاقم مرتبه ..
لباسهام همه آویزشده ..
قالی دیگه این بخش ِ بافتنش تموم ِ ..
تمام کتابای زبان رویهم چیده شده ..
و تمام خاکهای چادر تمیز شده ( :
آخه آدمیزاد !
غصهء چیرو میخوری ؟
نگرانچی هستی ؟
خودت که میدونی اون آشفتهباز تموم میشه ..
و اون نور ِاصلی مواظبت هست ..
نمیبینی که احوالتت هیچوقت یکسان نیست ؟
ویین
این رو چهار روز ِپیش نوشتم و الان که میخونمش .. اتاقم مرتبه .. لباسهام همه آویزشده .. قالی دیگه
ولی تعطیلات یعنی همین ..
همین آشفتهبازار ِ خوشگل ِ " چی بپوشم ؟
چی بخونم ؟ کتابدرسیام کوش ؟ "
و در اثر این سوالات درهمریختگی ایجاد بشه ؛ همین * ( :
ویین
کاش اسرائیل تو وعده صادق ۳ برای همیشه نابود میشد
لازم نیست بری اسکوئیدگیم ببینی ؛
اسکوئیدگیم واقعی درحال اتفاق افتادن
بهدست کثیفترین آدماس .
هدایت شده از رودخانهِءموجدآر⑇
کاش تبدیل کسی نشیم که ازش بدمون میاد
[ ݂ ⩉⩉ ﹕رودخانهموجداریِنارنجی﹗ ݂ ]
هدایت شده از عیون.
دقایق به مرور میگذشت و فکرِ من هم. تمامِ حرفها رو مرور کردم و به این نقطه رسیدم، برای مکتوب کردن، برای موندگار شدن و برای به یاد آوردن. پس نوشتم عزیزِ من، نوشتم زمانی این دوست داشتن به پایان میرسه که سالها به جای ۳۶۵ روز، ۳۶۷ روزه بشن. زمانی این علاقه خاک میخوره که هفتهها، به جای ۷ روزِ متوالی، ۸ روزه بشن. زمانی این تعلق خاتمه پیدا میکنه، که روزها ۲۵ ساعته بشن و دقیقهها ۶۱ ثانیهای ..
آره عزیزِ من، همون «هیچوقتِ» خودمون.