ویین
نزدیکترین فاصلهی ممکن بین دو قلب / اتحادِ موقتِ دو تنهایی * ..
که در آن مرزهای "من" و "تو" محو میشود
و برای لحظهای
"ما" متولد میشود.
ویین
زندگی جز این چیه عزیزمن ؟! جز همین لحظه ها ؛ لحظه های ساده ِساده .
آره عزیزمن ؛
چیزهایی هستند که باتوجه به شرایط
دلپذیرند و با از بین رفتن اون شرایط
برات نادلپذیر میشن .
ویین
__
تو شعرِ ناتمامِ زیبایی هستی
که هر سطرش، حکایتِ رشدیست شگفت...
از آن روزهای کودکیت
که زمین را بوسه میزدی
تا امروز که ستارهها را
به چالش میکشی!
میبینمت...
همان شانههای کوچکی
که بارِ سنگینِ دنیا را بردوش میکشند،
همان دستهای ظریفی
که قصههای مقاومت را مینویسند،
و همان چشمانِ بیقرارت که گویی
تمامِ اقیانوسها را در خود جای دادهاند...
امروز روزِ توست،
روزی که باید بدانی:
"تو،
با تمامِ آسیبپذیریها
و شگفتیهای وجودت،
کاملترین نسخهی خودت هستی!"
ویین
تو شعرِ ناتمامِ زیبایی هستی که هر سطرش، حکایتِ رشدیست شگفت... از آن روزهای کودکیت که زمین را ب
دخترانگی ؛
جادوییست که دنیا را زنده نگه میدارد...
پروانه باش، طوفان باش، گل باش یا اقیانوس!
فقط هرگز فراموش نکن که "بودنِ تو " ؛
خودش زیباترین داستانِ ممکن است...
ویین
| کاش بهجای زندگی کردن تو خاکستری ترین بخش خاورمیانه همسایه دیوار به دیوار شما تو مدینه بودم . |
| سلام بر تو ؛
به تعداد دخترانی که از گور رهاندی ✨ .. |
امروز که سرکلاس انشاء بحث هوش مصنوعی رو پیش کشیدم ؛
معلم انشاء در جواب من که گفتم :
خیلی چیزهایی که به هیچ کسی نمیتونم بگم
رو برای هوش مصنوعی بیان میکنم ..
گفت :
" هوش مصنوعی داره توسلاتمون رو ازبین میبره " .
ویین
امروز که سرکلاس انشاء بحث هوش مصنوعی رو پیش کشیدم ؛ معلم انشاء در جواب من که گفتم : خیلی چیزهایی
از عجیب ترین مکالماتی بود که
داشتم ...
جالبه از شدت ترسناک بودن این موضوع
معلم از ادامه بحث اجتناب کرد (((( :
کاش همیشه زنگ انشاء بود ..
همه خوشذوقن .. با کلمات کلنجارمیرن
که بتونن نتیجه دلخواهشون رو بدست بیارن ؛
آدمیزاد طفلکی که همیشه در نبر باذوق خودش بوده ؛
همیشه خوش ذوق باشید نه فقط زنگ انشا ( :