ویین
در تراسرا باز کردم که لباسها را پهنکنم . با برخورد باد و هوایحاکم حالماز کرختیدرآمد . دستانم ر
خواستم لباسهام رو ظهر جمعکنم
ولی وقتی یاد هوایروحنواز و جسمنواز
شب افتادم برام زودتر تیکخوردنش معنینداشت .
ویین
هیچوقت فکر نمیکردم این نظریهءبیمزه که " بروقالیبافییادبگیر " به واقعیت بپیونده ..
هیچوقت فکر نمیکردم ازشلذت ببرم ..
الان که دونهدونه رجهاش داره میاد بالا
احساس لذت بردن میکنم ..
امروز برای زیباییکاری که دارم انجام میدم
ذوقزده شدم * ..
امروز داشتم با داداشم درمورد شعاری که
توی بازی فوتبال نوشته شده بود صحبتمیکردم :
"one heart one goal . "
من مخالفشم ..
یکقلب یکهدف نداره بلکه برایهزاران هدف
میتپه !
داستان اینعکسهاهم همینه ..
یکعکس و یکمحتواست
ولی در اصل یکعکس و هزاران احساسه .
احساس کردم منم مثل آروم هوایاونجارو برای
چندلحظه نفس کشیدم .